سیاست نفت و گاز ایران

۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۰ | نوشته‌شده به دست عادل شجاعی در اجتماع و فرهنگ | سیاست

از گذشته تا به امروز همواره از ایران به عنوان کشوری نفت خیز نام برده شده است، اما سوال این است که آیا اتکا به سیاست های نفتی توانسته است رشد اقتصادی قابل توجهی را برای کشور به ارمغان آورد؟  آیا زمان آن نرسیده که سیاست صد ساله خام فروشی نفت پایان یابد و به جای آن فراورده هایی با ارزش افزوده بالا تولید و صادر گردد؟

اکنون نیز ایران علی رغم اینکه دومین ذخایر گازی جهان را در اختیار دارد و چهارمین تولید کننده گاز در دنیاست۱، شاهد آن هستیم که سیاست گذاران انرژی راه صد ساله خام فروشی نفت را از یاد برده اند و عبرت و چراغ راه آینده خویش قرار نداده اند.

علاوه براینکه ایران در برداشت و توسعه از میدان مشترک گازی پارس جنوبی که بزرگترین میدان گازی جهان است۲ از رقیب قدرتمند قطری خود عقب مانده، متاسفانه عقد قرار داد های بلند مدت ۲۵ ساله صادرات گاز طبیعی با قیمت پایین  به کشورهایی نظیر ترکیه۳ باعث شده است که ایران از پتانسیل بالقوه تولید و توسعه فراورده هایی با ارزش افزوده بالاتر نظیر LNG ویا GTL  به نحو احسن استفاده نکند و عمده گاز طبیعی به طور شگرفی در داخل کشور مصرف شود؛ به طوری که میانگین مصرف گاز طبیعی در ایران بسیار بیشتر از دیگر کشورها است.۴ و بخش عمده دیگرگاز تولیدی نیز صرف تزریق به چاه های نفت جهت افزایش برداشت نفت می شود و فقط مقدار ناچیزی برای تولید LNG  وGTL  در نظر گرفته شده است.۵

این در حالی است که قطر که پس از روسیه و ایران سومین دارنده ذخایر گاز طبیعی دنیاست۶، در دهه اخیر با جهش بی سابقه ای در ساخت و توسعه واحد های LNG  همراه بوده است و از قدرت مند ترین  کشورهای دنیا  در این عرصه به شمار می رود. البته این رقیب در زمینه تبدیلات گازی و تولید میعانات گازی که از لحاظ ارزش افزوده نسبت به گاز طبیعی بسیار بالاتر است نیز در حال تثبیت کردن جایگاه خود در دنیاست۷ به طوری که کار ساخت مجتمع GTL، به نام Pearl که گفته می­شد بزرگترین مجتمع تبدیل گاز به مایع دنیا می­باشد، علیرغم رایزنی­ها برای تعویق ساخت آن به دلیل هزینه­های بالای سرمایه گذاری، در این کشورآغاز شده است. پروژه Pearl، شامل استخراج ذخایر گاز دریایی قطر واقع در میدان شمالی، انتقال گاز از دریا به ساحل، جداسازی میعانات گازی و اتان از گاز و در نهایت تبدیل گازهای باقیمانده به محصولات هیدروکربنی مایع است. در کنار واحد فوق، راه اندازی مجتمع GTL  Oryx نیز در دستور کار دولت قطر می باشد که اولین کارخانه GTL با مقیاس تجاری است. در صورت موفقیت قطر در ایجاد کارخانه­های فوق، این کشور به پایتخت GTL  دنیا مبدل خواهد شد.۸

اکنون که حضور چنین رقیب قدرتمندی در عرصه توسعه پلانت ها و برداشت گاز طبیعی از میدان مشترک گازی پارس جنوبی کاملا احساس می شود، بازنگری برخی سیاست ها در عقد قرار داد های بلند مدت گازی و روی آوردن به تولید محصولات با ارزش افزوده بالا و توسعه مجتمع های پتروشیمیایی امری کاملا ضروری است.

با توجه به موارد مطرح شده می توان این چنین نتیجه گیری کرد که سیاست گذاران بخش انرژی باید تمامی گزینه ها برای تولید و یا صادرات گاز طبیعی (نظیر صادرات گاز طبیعی، تزریق به چاه های نفت، مصارف داخلی و نیروگاه های گازی ، CNG ,GTL , LNG   و… ) را در نظر بگیرند و هر کدام را بر اساس چشم انداز آینده و منافع ملی و بیشترین ارزش افزوده انتخاب کنند. در این مقطع پرهیز از سیاست های شتابزده و احساسی، بیش از هر زمان دیگری ضروری به نظر می رسد.

در جذب سرمایه گذاران خارجی در بخش نفت و گاز نیز اگر واقع بینانه بنگریم باید شجاعانه اعتراف کنیم که تحریم کشورهای غربی علیه ایران، در صرف نظر کردن برخی طرف های خارجی از سرمایه گذاری در صنایع نفت و گاز ایران نقش عمده ای داشته است.۹عقد قراردادهای نفتی و گازی با شرکت های بلوک شرق می تواند تا حدی منافع ملی را جبران کند.

علی رغم اینکه سیاست های خصوصی سازی در ایران در سال های اخیر رو به رشد بوده، اما متاسفانه در این عرصه به جای خصوصی سازی بخش های مختلف، شرکت های دولتی و یا شبه دولتی برنده این مناقصه ها بوده اند که این امر عرصه را برای رقابت در بالابردن کیفیت و کاهش زمان اجرای پروژه ها دشوار می نماید. ارائه سیاست های تشویقی در زمینه های گمرکی و مالیاتی و… به سرمایه گذاران داخلی و میدان دادن به معنای واقعی به آن ها و تخصصی کردن امور می تواند راهکارهایی برای خصوصی سازی و توسعه صنایع نفت و گاز ایران باشد.

 

۱٫Energy Information Administration, http://www.eia.doe.gov/countries/country-data.cfm?fips=IR

۲٫ Kumar Verma.S, (2007). Energy geopolitics and Iran–Pakistan–India gas pipeline. Energy Policy 35, 3280–۳۳۰۱٫

۳٫ Hacisalihoglu.B, (2008). Turkey’s natural gas policy. Energy Policy 36, 1867–۱۸۷۲٫

۴٫ Mavrakis.D, Thomaidis.F, Ntroukas.I, (2006). An assessment of the natural gas supply potential of the south energy corridor from the Caspian Region to the EU. Energy Policy 34, 1671–۱۶۸۰٫

۵٫ Kjarstad.J, Johnsson.F, (2007). Prospects of the European gas market. Energy Policy 35, 869–۸۸۸٫

۶٫ International Energy Agency, http://www.iea.org/stats/gasdata.asp?COUNTRY_CODE=QA

۷٫ Chedida, R., Kobroslya, M., Ghajar, R., 2007. The potential of gas-to-liquid technology in the energy market: The case of Qatar. Energy Policy 35, 4799–۴۸۱۱٫

۸٫ http://www.shell.com.qa/home/content/qat/products_services/pearl/

۹٫ Perspectives on Caspian Oil and Gas Development, International Energy Agency Working Paper Series, December 2008.

شما می‌توانید ما را دنبال کنید از خوراک RSS 2.0 و یا پاسخ بگذارید در صورت تمایل، بازتاب بفرستید.

پاسخ بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>