مرور یک روز خسته کننده

۱۱ دی ۱۳۹۰ | نوشته‌شده به دست عادل شجاعی در روزنگاری‌ و مینی‌مال

شما که الان دارید این متن رو می خونید رو نمی دونم ولی من که حسابی این چند روز به اینترنت معتاد شده‌ام و هر چه تلاش می‌کنم از اعتیادم به اینترنت بکاهم، متاسفانه توفیق چندانی هم ندارم؛ ولی از اون‌جا که امتحانات در راه هست و  حدود ده ساعت دیگه یکیش رو دارم، باید کم‌کم کم‌تر بشه.

روزانه حدوداً بین چهار تا هشت ساعت درگیر اینترنت هستم و جالب هم اینه که اصلا دانلود نمی‌کنم و فقط صفحات اینترنتی رو می‌خونم. دیروز هم زنگ زدم خونه که بساط اینترنت ADSL آماده کنند که حدود بیست و پنج روز دیگه می‌خوام برم خونه. امروز هم روز خیلی خسته‌کننده‌ای بود چون دیشب تا ساعت چهار شب درگیر گزارش کار آزمایشگاه نوشتن بودم و صبح تا ساعت یازده خوابیدم؛ ساعت یک هم رفتم امتحان تربیت بدنی و کلی دویدم و دوباره یه ساعت خوابیدم.

اتفاق خوبی که امروز (یعنی دیروز چون الان ساعت از دوازده گذشته) افتاد این بود که رفتیم نمایشگاه کتاب و چند تا کتاب گرفتم و از اونجایی که دیگه از این کتابای علمی خسته شده بودم زدم تو فاز دیگه و سه تا از کتابای جلال آل احمد (نون والقلم، زن زیادی و هفت مقاله) و دو کتاب از شهید مطهری (ده گفتار و جاذبه و دافعه علی) و دو تا هم کتاب زبان انگلیسی GRE و IELTS ازانتشارات Barron’s گرفتم که امیدوارم فقط جمع کننده کتاب نباشم و همه‌اش رو بخونم. ضمنا تخفیف ها هم خوب بود (حدود بیست درصد بن و بیست درصد انتشاراتی ها و در کل حدودا ۳۶ درصد) ولی نمایشگاه کتاب هم مثل خیلی دیگه از جاهای کشورمون نظم نداشت.  کتاب در مورد تاریخ ایران هم خیلی دلم می‌خواست بگیرم که از بس وقت کم بود بی‌خیالش شدم و آخرش هم از بس سر به هوا بودم و بین کتاب ها می گشتم از سرویس دانشگاه جا موندم و دوباره خسته و کوفته و با کمبود وسیله نقلیه در بوشهر روبرو شدم. وقتی هم که رسیدم شام هم رزرو نکرده و…

پی نوشت۱: چند وقته از اینکه خیلی میام اینترنت عذاب وجدان گرفتم که چرا وقتم رو صرف کارهای مفیدتر نمی کنم.

پی نوشت۲: اینا رو اینجا نوشتم چون وبلاگ هم مثل کتاب و دفتر خاطرات می مونه و قسمت هایی میتونه تحلیلی و فرهنگی باشه و قسمت‌هایی هم نیاز می‌بینم که تنوع داشته باشه و به زبان محاوره باشه که سال آینده بیام و همین متن‌ها رو بخونم و به خودم بخندم که دیروز به چه می‌اندیشیدم…

پی نوشت۳: از اونجا که این متن طولانیه فکر نمی‌کنم کسی همش رو بخونه و آدم باید مثل سینوهه باشه که می‌گه من این کتاب رو فقط برای خودم می‌نویسم!

شما می‌توانید ما را دنبال کنید از خوراک RSS 2.0 و یا پاسخ بگذارید در صورت تمایل، بازتاب بفرستید.

پاسخ بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>