آزادی و آزادی بیان در اسلام

۶ بهمن ۱۳۹۰ | نوشته‌شده به دست عادل شجاعی در دین و فلسفه | سیاست
وقتی بخواهیم در مورد هر مفهوم انتزاعی سخن به میان آوریم ابتدا لازم است که تعریف مشخصی از آن مفهوم داشته باشیم. پس هنگامی که می خواهیم مفهومی به نام “آزادی بیان” را تعریف کنیم خود به خود برخی مفاهیم مثل “توهین به دیگران” از دایره ی مفهوم “آزادی بیان” خارج خواهند شد و نتیجه می گیریم که ما آزاد نیستیم هرگونه آزادی را تعریف کنیم؛ چرا که در صورت ارائه تعریفی اشتباه از آزادی و انتشار آن بزرگترین خیانت را به آزادی و آزادگی کرده ایم. پس این آزاد نبودن در تعریف دلخواه از چنین مفهومی به توعی محدودیت است. اما محدودیتی در جهت آزادی.
این مقدمه را گفتم تا به یک مفهوم مشترک برسیم و اینکه آزادی را باید تعریف کرد و دایره آن را شناخت.
در جوامع مختلف با توجه به فرهنگی که دارند تعاریف مختلفی از آزادی شده است.
مثلا در نظام های لیبرال-دموکرات که عمدتا تفکر سکولاریسم بر نظام های سیاسی آن ها حاکم است می توان آزادی را از دو منظر نگریست:
۱٫آزادی فرد در روابطش با دیگران: مثل پدیده هایی چون هم جنس گرایی یا آزادی در برهنه بودن که واقعا تاسف برانگیز و بر خلاف فطرت های انسانی است.
۲٫آزادی بیان در جامعه:اینکه افراد به راحتی در این نظام ها حاکمیت را به چالش می کشند و تمامی مسئولین را مورد انتقاد قرار می دهند  مثل جنبش اشغال وال استریت که مردم می توانند در آمریکا راهپیمایی و تجمع علیه نظام سرمایه داری کنند.در نظام حکومتی جمهوری اسلامی ایران نیز تعاریفی از آزادی و آزادی بیان ارائه شده است که نظریه پردازی چون شهید مطهری این آزادی را به خوبی در کتاب هایش به تصویر کشیده است و من فقط چند جمله از ایران را با ذکر منبع نقل می کنم و قضاوت اینکه اکنون چقدر به حرف های شهید مطهری عمل می شود را به خوانندگان عزیز واگذار می کنم:
۱- من اعلام می کنم که در رژیم جمهوری اسلامی هیچ محدودیتی برای افکار وجود ندارد و از به اصطلاح کانالیزه کردن اندیشه ها، خبر و اثر نخواهد بود. همه باید آزاد باشند که حاصل اندیشه ها و تفکرات اصیلشان را عرضه کنند. ( استاد شهید مرتضی مطهری/ پیرامون انقلاب اسلامی/ صفحه ۱۱ / چاپ ۱۳۷۳/انتشارات صدرا)۲- من به همه دوستان غیر مسلمان اعلام می کنم، از نظر اسلام تفکر آزاد است، شما هر جور که می خواهید بیندیشید، بیندیشید، هر جور که می خواهید عقیده خودتان را ابراز کنید _ به شرطی که فکر واقعی خودتان باشد _ ابراز کنید، هر طور که می خواهید بنویسید، بنویسید، هیچ کس ممانعتی نخواهد کرد.
( همان/ صفحه ۱۳ )۳-در حکومت اسلامی احزاب آزادند، هر حزبی اگر عقیده غیر اسلامی هم دارد، آزاد است.( همان/صفحه ۱۷)۴- اگر در صدر اسلام در جواب کسی که می آمد و می گفت من خدا را قبول ندارم، می گفتند بزنید و بکشید، امروز دیگر اسلامی وجود نداشت. اسلام به این دلیل باقیمانده که با شجاعت و با صراحت با افکار مختلف مواجه شده است.( همان / صفحه ۱۸ )۵- در آینده، اسلام فقط و فقط با مواجهه صریح و شجاعانه با عقاید و افکار مختلف است که می تواند به حیات خود ادامه دهد. من به جوانان و طرفداران اسلام هشدار می دهم که خیال نکنند راه حفظ معتقدات اسلامی، جلوگیری از ابراز عقیده ی دیگران است. از اسلام فقط با یک نیرو می شود پاسداری کرد و آن علم است و آزادی دادن به افکار مخالف و مواجهه صریح و روشن با آنها. ( همان / صفحه ۱۹ )۶- اگر بنا شود حکومت جمهوری اسلامی، زمینه اختناق را بوجود بیاورد قطعاً شکست خواهد خورد. اسلام دین آزادی است، دینی که مروج آزادی برای همه افراد جامعه است. اسلام می گوید دینداری اگر از روی اجبار باشد دیگر دینداری نیست. می توان مردم را مجبور کرد که چیزی نگویند و کاری نکنند، اما نمی توان مردم را مجبور کرد که این گونه یا آنگونه فکر کنند.( همان/ صفحه ۶۲ ) شود پاسداری کرد و آن علم است و آزادی دادن به افکار مخالف و مواجهه صریح و روشن با آنها. ( همان / صفحه ۱۹ )

۷- هرکس می باید فکر و بیان و قلمش آزاد باشد و تنها در چنین صورتی است که انقلاب اسلامی ما، راه صحیح پیروزی را ادامه خواهد داد. ( همان/ صفحه ۶۳ )

۸- اگر بخواهیم جلوی فکر را بگیریم، اسلام و جمهوری اسلامی را شکست داده ایم.( همان/ صفحه ۶۴ )

آیا اکنون اگر یک سیاستمدار همین سخنان را در تلویزیون و به نقل از خودش بگوید چه برخودی با او می شود؟ (منظورم اصلا آقای عماد افروغ نیست و به طور کلی عرض می کنم)
رسانه ای که ادعای ملی بودن و تعلق داشتن به ملت ایران را دارد، چقدر فضا را به منتقدان وضع موجود می دهد؟
متاسفانه برخی فکر کرده اند که اگر کسی انتقاد کند حتما به نظام ضربه می زند!
برخی نیز قرائتی اشتباه از اسلام را نسخه پیچی می کنند و به خورد جوانان ما می دهند و نتیجه آن هم وضعیتی است که اکنون شاهد آن هستیم.
برخی دیگر هم با فرافکنی و سر خود را زیر برف کردن همه اشتباهات خود را یا به منتقدان داخلی یا به دشمنان خارجی نسبت می دهند و خود هرگز مسئولیت کرده های خود را نمی پذیرند.

قل یا اهل الکتاب تعالوا الی کلمه الی کلمه سواء بیننا و بینکم الا نعبد الا الله….(آل عمران آیه ۶۴):
بگو ای اهل کتاب بیایید به سوی سخنی که میان ما و شما یکسان است، که جز خداوند یگانه را نپرستیم ….
(خدا رو شکر که همه هم کیش هستیم ولی افسوس که “کلمه سواء” رو برخی فراموش کرده اند.)

الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه اولئک الذین هداهم الله واولئک هم اولوا الالباب (سوره زمر آیه ۱۸):
آنان که سخن را می شنوند و از بهترینش پیروی می کنند. اینانند کسانی که خدا هدایتشان کرده، واینان همان خردمندانند.

شما می‌توانید ما را دنبال کنید از خوراک RSS 2.0 و یا پاسخ بگذارید در صورت تمایل، بازتاب بفرستید.

پاسخ بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>