شعری در ستایش خداوند

۴ فروردین ۱۳۹۱ | نوشته‌شده به دست عادل شجاعی در روزنگاری‌ و مینی‌مال

شعر زیر سروده‌ی پسر عموی-ام، آقای ابراهیم شجاعی است که در وصف خداوند سروده است.

 

   حمــد گویــم خـدای یـکـتا را                 که عطا کرده عقل و دین ما را

از وجودش بپاسـت چرخ بلند                اختر و مهر و ماه رخــشا را

نیست پیشش نهفته یک ذره              چـه فـراز و چه قعــر دریا را

اوست روزی رسـان مخلوقات               مرغ و ماهی و کور و بینا را

نیست ادراک کـــنه ذاتـش را                نرسـد هـیــچ فـکر دانـا را

 لــم یـلــد باشــد و لم یــولــد                نیست مانند و کفو و همتا را

او علیم است و قـاهر و قـادر                خـالـق کـل ذات اشـیاء را

ذات او بی شریک و بی انباز                 عالـم هر نـهـان و پـیـدا را

شما می‌توانید ما را دنبال کنید از خوراک RSS 2.0 و یا پاسخ بگذارید در صورت تمایل، بازتاب بفرستید.

۵ پاسخ



پاسخ بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>