چرا کلاه قرمزی هنوز هم خوب می فروشد؟

۱۷ شهریور ۱۳۹۱ | نوشته‌شده به دست عادل شجاعی در اجتماع و فرهنگ

نویسنده مهمان: فریده کلهر

یکی از روش‌های جلب نظر مخاطبان آثار سینمایی دنباله‌سازی است که در دهه‌های اخیر در سینمای دنیا باب شده است. بعد از موفقیت یک فیلم یا انیمیشین سینمایی سازندگان این آثار به اعتبار سری اول، سری های بعدی را به مرور در سال‌های آینده می سازند. وقتی کاراکتری شناخته و محبوب می‌شود، فیلم‌سازان سعی می کنند از موفقیت به دست آمده استفاده کنند و آن کاراکتر را دوباره به تصویر بکشند و موفقیت‌هایشان را تکرار کنند. این روند در انیمیشن‌های سینمایی که مخاطب آن‌ها کودکان بوده‌اند، نیز دنبال شده است. انیمیشن‌هایی مانند شیرشاه، داستان اسباب بازی‌ها، هری پاتر، شرک و مرد عنکبوتی نمونه‌های موفقی از این دست بوده‌اند.

این فیلم‌ها معمولاً از فرم روایی خوبی برخوردارند و داستان آن‌ها این قابلیت را دارد که در قسمت‌های بعدی ادامه پیدا کند و ماجرا‌های جدیدی را رقم بزند که بی ارتباط با قسمت قبلی هم نیست. این کاراکتر‌ها که در سری‌های بعدی ظاهر می شوند، بزرگ می‌شوند، عاشق می‌شوند، ازدواج می‌کنند و بچه دار می‌شوند و گاهی حتی بچه ی یک کاراکتر به جای والدین نقش کاراکتر اصلی را می گیرد و داستان فیلم حول آن ادامه پیدا می‌کند.

«کلاه قرمزی و بچه ننه» سومین سری از مجموعه فیلم‌هایی است که تا به حال با کاراکتر کلاه قرمزی به روی پرده سینما رفته است. برخلاف کاراکترهای محبوب سینمای دنیا در آثار دنباله دار، این شخصیت عروسکی محبوب که حدود دو دهه از عمرش در سینما و تلویزیون می گذرد، هیچ وقت بزرگ نمی شود و در همان دنیای صاف و ساده کودکی خودش باقی می‌ماند. با این حال چرا هنوز هم خوب می فروشد؟

تحلیل موفقیت فیلم سینمایی کلاه قرمزی و پسرخاله

واقعیت این است که بچه‌های امروز با دیدن انواع انیمیشن‌های سه بعدی و روز دنیا خیلی نمی‌توانند به عروسکی مثل کلاه قرمزی با محدودیت‌های حرکتی آن چنانی که برای پوشاندن دست عروسک گردان مجبورند همیشه قسمتی از بدن عروسک را خارج از کادر دوربین قرار بدهند علاقه نشان بدهند.
مولفه‌های سینمایی ما با سینمای دنیا کاملاً متفاوت است. اگر سازندگان فیلم بنا بر اصول دنباله‌سازی می خواستند داستان کلاه قرمزی را پیش ببرند فیلم باید با شیوه روایی محکم‌تری ساخته می‌شد و داستان هر اپیزود ماجرایی می‌شد در ادامه اپیزود قبلی. اما اینجا تماشاگر ایرانی که علاقه شدیدی به نوستالژی دارد، از اینکه خاطرات شیرین کودکی حتی برای بار چندم تکرار شود لذت می برد. نو بودن کاراکتر و حال و هوای عروسک و ساختار روایی مستحکم داستان خیلی برایش اهمیتی ندارد. شخصیت بامزه فیلم و حس نوستالژیکی که گذشته را زنده می‌کند، برایش جذاب و دوست داشتنی است و البته فیلم سازها هم به این نکته به خوبی توجه داشته‌اند و مخاطب ایرانی را به خوبی شناخته‌اند. به همین دلیل است که فیلم به زعم اینکه برای گروه کودک ساخته شده است، عمده مخاطبان بزرگسال را به صندلی‌های سینما می‌کشاند.

کلاه قرمزی اگر قرار بود شبیه آثار سینمایی موفق دنیا در سری‌های بعد بزرگ شود و عاقل، وجه نوستالژیک بودن خودش را که برگ برنده‌اش محسوب می‌شود از دست می‌داد. در واقع سازندگان فیلم توانسته‌اند با اضافه کردن کاراکترهای خوب دیگر مثل پسر عمه زا و… بر تکراری بودن قصه و ضعف‌های دیگر آن غلبه کنند و به این ترتیب از اینکه فیلم به دام تکرار بیفتد، جلوگیری کنند.

شما می‌توانید ما را دنبال کنید از خوراک RSS 2.0 و یا پاسخ بگذارید در صورت تمایل، بازتاب بفرستید.

۱۲ پاسخ



پاسخ بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>