سینمای دفاع مقدس؛ کارخانه اسطوره سازی

۶ مهر ۱۳۹۱ | نوشته‌شده به دست عادل شجاعی در اجتماع و فرهنگ

نویسنده مهمان: فریده کلهر

«هفته دفاع مقدس» در کنار مناسبت‌هایی همچون نوروز، ماه رمضان و دهه فجر جزو ایامی است که تلویزیون تلاش می کند با چند برنامه ویژه به سراغ آن برود. امسال هم به همین مناسبت تعدادی فیلم سینمایی مربوط به دفاع مقدس از تلویزیون پخش شد. این مساله باعث شد که فیلم‌های جنگی ساخته شده در دهه‌ی هفتاد در کنار تولیدات دهه‌ی هشتاد به نمایش در آیند و مقایسه ضمنی خوبی از نوع به تصویر کشیدن رزمندگان جنگ در آثار تلویزیون و سینما به دست دهد.

فیلم‌های جنگی ساخته شده در دهه‌ی هفتاد، تصاویری بود از رزمندگان جوانی که علی رغم عدم رضایت خانواده‌هایشان به جبهه‌های جنگ می رفتند و با خلوص نیت برای دفاع از میهن آماده می شدند. اهل نماز شب بوند و شب‌ها که بچه‌های هم‌سنگر به خواب می‌رفتند، دور از چشم دیگران پوتین‌ها را واکس می زدند. خلبان‌های شجاعی که هر یک برای شرکت در عملیات گوی سبقت را از دیگری می‌ربودند. جوان‌های جان بر کفی که از مرگ واهمه‌ای نداشتند و آماده هر جانفشانی در راه وطن بودند. نگاهی گذرا به فیلم‌های سینمایی ساخته شده در دهه‌‌ی هفتاد، نشان از ایده‌آل‌گرایی بالای هنرمندان در به تصویر کشیدن رزمندگان به عنوان اسطوره‌های جنگی دارد.

شاید بتوان «لیلی با من است» کمال تبریزی را تنها نمونه‌ای از آن دوران دانست که در آن سال‌ها از این قاعده‌ی کلی پیروی نکرد و با زبان طنز آن تصویر ایده‌آل را کمی متعادل کرد. «صادق مشکینی» در لیلی با من است فیلمبردار تلویزیون بود که نه تنها برای رفتن به جبهه هیچ اشتیاقی نداشت، بلکه بسیار از مرگ می‌ترسید و برای اینکه بتواند از صندوق تلویزیون وام بگیرد تا خانه نیمه ساخته‌اش را تکمیل کند راهی جبهه شده بود. سال‌های بعدتر و در دهه‌ی هشتاد در نمونه‌ی ضعیفی مثل فیلم «اخراجی‌ها»، در کنار آن تصویر اولیه از رزمندگان، شخصیتی مثل «مجید سوزوکی» و رفقای لاابالی و معتادش راهی جبهه شدند. مجید سوزوکی که از اراذل جنوب تهران بود و عاشق دختر پیرمردی به نام میرزا، برای اثبات سر به راه شدن خود راهی جبهه شده بود.

در هر دو نمونه که کمی پا را فراتر از تصاویر کلیشه ای نهاده اند، در پایان قصه کاراکتر اصلی به گونه ای متحول می شود. در یکی جانباز و در دیگری به شهادت می رسد. در نهایت، هر دو فیلم، همان حرف کلیشه ای که «جبهه‌ها، آدم سازند» را بیان می کنند.

در همه‌ی این سال‌ها جای آدم‌های معمولی در فیلم‌ها و سریال‌های جنگی بسیار خالی بوده است. جوان‌هایی که دوران خدمت سربازی خود را در جبهه‌ها گذرانده بودند؛ آدم‌های معمولی که شور و اشتیاق شهادت نداشتند، معصوم و عاری از خطا و اشتباه نبودند و زندگی را دوست داشتند و به ادامه‌ی آن امیدوار بودند، گاهی از جنگیدن خسته می‌شدند اما با این حال در آن برهه‌‌ی زمانی برای دفاع از کشورشان می‌جنگیدند و از کمک دریغ نمی‌کردند. مردمی ساده از جنس آدم‌های معمولی با ضعف‌های انسانی که بیشترین تعداد رزمنده‌ها را تشکیل می‌دادند. در فیلم ها و سریال ها هم طبق همان عادت معمول اسطوره‌سازی، بخش عمده‌ای از نیروهای مردمی به عنوان رزمنده و نیروهای پشتیبان نادیده گرفته شده‌اند. مردمی که عمده‌ی نیروهای جنگی را تشکیل می‌دادند اما در سایه‌ی قهرمانان جنگی و فرماندهان خیلی به آن‌ها پرداخته نشده است و شاید در سینمای جنگ مورد بی مهری قرار گرفته‌اند.

شما می‌توانید ما را دنبال کنید از خوراک RSS 2.0 و یا پاسخ بگذارید در صورت تمایل، بازتاب بفرستید.

۵ پاسخ

  • وزين نوشت:

    سلام
    بیبنید حال وهوای جبهه ها در سالهای شروع جنگ شور وشوق خاصی را در افراد ایجادمی کرد وجود تبلیغات روزانه برای اعزام نیروها به جبهه ترغیب علمای دین به وجوب حضور در جبهه ها و شرایط دیگری که حاکم بر کشور بود افراد را مجذوب جبهه می کرد حضور این افراد در جایی به نام جبهه بیشتر تحت تاثیر این عوامل و یا عوامل شخصی دیگر بود.. که از آن به نام شور حماسی یاد می شد.اما در آن مکان که قرار می گرفتند یک انسان بودند با تمام خصایص وجودیش که مورد متاسفانه سالیان سال مورد تغافل قرار گرفت و افراد حاضر در جبهه همشیه با یکسری ویژگی های
    ماوراءزمینی نشان داده می شوند.
    البته بی انصافی است اگر ما چوب حراج به همه چیز بزنبم و بگوییم که روحیات بعضی آنچنان نبود چراانسانهای پاکی در آن میان بودند که واقعا متعلق به عالم خاکی نبودند و حضورشان در جبهه حال و هوای معنوی به فضای انجا می داد اما شاید غالب افراد آنطور نبودند .مثل من و امثال منی که در مکان حاضر شدیم انسانهای معمولی بودیم با دغدغه ها،آرزوها ،بیم هاوسایر احساسات یک انسان.
    اماآقای شجاعی یک چیز خیلی مهم بود عرق میهن دوستی و دفاع از کشور و سرزمین چیزی بود که همه آنرا فریاد می زدند و فراموش نکنیم رهبری امام بزگوارمان در آن مقطع زمانی خاص .
    بهر حال نقد شما را در ارتباط با سینما و نقشی غیر واقعی که در ارتباط با انعکاس واقعیات جنگ داشته را تا حدودی قبول دارم گرچه منتقدین سینما از همان اوایل ابن مطلب را متذکر شدند.
    موفق باشید

    • فریده کلهر نوشت:

      سلام و ممنون از این که متن را با دقت مطالعه کردید. بنده هم منکر فضای معنوی و انسان های پاکی که در آن مقطع زمانی در جبهه ها حضور داشتند نیستم. اما تمرکز سینمای دفاع مقدس تا سال های زیادی پس از جنگ روی اسطوره سازی بوده و به همین دلیل از به تصویر کشیدن مردم معمولی حاضر در جبهه ها غافل مانده است.
      دوست گرامی نویسنده این متن، بنده، کلهر هستم که افتخار همکاری با آقای شجاعی را در زمینه انتشار بعضی مطالب در سایتشان دارم. خوشحال می شوم از اینکه با نظراتتان ما را همراهی می کنید.

  • صبا نوشت:

    سلام جناب شجاعی عزیز
    خانم کلهر این موضوع را به زیبایی بیان کرده اند .من خود درجبهه شاهد بوده و همه نوع افراد را دیده ام .کسانی که آمدند و ساخته شدند .کسانی که آمدند و عوض نشدند . کسانی که مخلص بودند آمدند و مخلصانه هم رفتند .اینکه تلاش کنیم تا ثابت کنیم که همه ی کسانی که آمدند انسان های پاک و مخلصی بودند درست نیست .شاید عیب بزرگ خیلی از فیلم ها ی سینمایی و تلویزیونی هم همین باشد .انتقال یک فرهنگ به صورت واقعی خیلی تاثیر گذارتر از صحنه ها و پیام های غلو آمیز است .چرا که همه بینندگان آن را نمی پذیرند .ضمن اینکه من هم اعتقاد دارم هنوز حماسه سازان خرمشهر که به فرموده خانم کلهر مردم عادی نه حاجی و سید بودند را کسی نمی شناسد .آنان جوانان و مردان وزنانی بودند که هیچ نام ونشان خاصی را یدک نمی کشیدند .آنان تمام قد ایستادگی کردند تا از شهر و دیار شان پاسداری کنند .
    و صد البته امروز نیز در گوشه وکنار کشورمان عده ی زیادی هستند که با گمنامی تمام زخم های آن زمان بر تن دارند ولی برای خود نام و نانی دست و پا نکرده اند .ممنونم به خاطر این تحلیل زیبایتان .

  • سلام و عرض ادب فراوان…به روزم بایه پست کوتاه



پاسخ بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>