آیا تنبیه بدنی در مدارس روشی منسوخ شده است؟

۲۷ مهر ۱۳۹۱ | نوشته‌شده به دست عادل شجاعی در اجتماع و فرهنگ

نویسنده مهمان: فریده کلهر

دخترک مرتب گریه می‌کرد و دست‌های کوچکش را عقب می‌کشید و به معلم التماس می‌کرد که با خط کش او را نزند. صدای دختر هنوز هم در گوشم هست و صدای بی‌رحمی معلم که فریاد می‌کشید دستت را جمع نکن. کلاس اول بودم و معلم، هم کلاسی‌ام را که در املا نمره پایینی گرفته بود پیش چشم همه به باد تنبیه گرفته بود. اصلاً کار همیشگی‌اش بود. به بهانه‌های مختلف بچه‌ها را تنبیه می‌کرد. یا تهدید می‌کرد که اجازه نمی‌دهد به خانه برگردیم. یادم نمی‌آید هیچ زمانی پدر یا مادری از این شیوه شکایتی کرده باشد. شاید همه این را حق طبیعی معلم برای تربیت دانش‌آموز می‌دانستند.

چند سال بعد که پسر یکی از آشناهایمان شده بود شاگرد همان معلم، از مادر شنیدم که خانم معلم توصیه کرده بود که بچه‌هایتان را تنبیه بدنی نکنید! آن‌ها را در درس خواندن تشویق کنید. از ما که گذشته بود و مورد انواع بی مهری‌ها و تنبیه‌ها قرار گرفته بودیم اما خوشحال بودم که معلم سر عقل آمده بود و این شیوه اشتباه را کنار گذاشته بود و بچه های بی‌گناه بیشتری تنبیه بدنی نمی‌شدند.

در سیستم آموزشی دوران تحصیل ما اصلاً بنا بر تشویق نبود. برعکس تنبیه و توهین به کودکان امری عادی به شمار می‌رفت. حتی معلم‌هایی بودند که دانش آموزان را به صورت گروهی تحقیر می‌کردند و کل یک کلاس را به خاطر اینکه در امتحان درسی نمرات خوبی نگرفته بودند زیر سؤال می‌بردند. بارها پیش می‌آمد که به خاطر درس نخواندن یا نمره پایین‌تر احساس ترس و عذاب وجدان وجودمان را فرا می‌گرفت. به جای آن کارت‌های صد آفرین و نمره‌های بیست هم، هیچ‌وقت تشویقی واقعی در کار نبود که باور ما به خودمان را تقویت کرده باشد. خیلی‌ها حتی به دلیل ضعیف بودن در درسی به بی‌استعدادی متهم می‌شدند و همین باعث می‌شد تصویری نادرست از خودشان در ذهن بسازند؛ تصویری که تا آخر عمر با آن‌ها همراه می‌شد و به صورت مستقیم اعتماد به نفسشان را زیر سؤال می‌برد.

شاید معلم‌ها به تأثیر عملکرد خودشان روی زندگی آینده کودکان واقف نبودند. شاید نمی‌دانستند همان قدر که یک معلم خوب می‌توانست زندگی کودکی را در مسیری درست هدایت کند، به همان اندازه می‌توانست در به بیراهه رفتن کودکی تأثیرگذار باشد. در چنین فضایی بود که مدرسه نه تنها خانه دوم ما نبود، بلکه فضایی می‌شد که به خاطر نمره‌ای بی‌ارزش دروغ گفتن را یاد می‌گرفتیم و از ترس تنبیه شدن توجیه کردن را می‌آموختیم.

مدرسه فضایی می‌شد که در آن نه تنها احساس امنیت نمی‌کردیم، بلکه هر لحظه در فکر این بودیم که هرچه زودتر زنگ آخر از راه برسد و به خانه برگردیم. از بودن در مدرسه لذت نمی‌بردیم. به ناچار باید ساعت‌های طولانی و متمادی را در کلاس پشت نیمکت‌ها می‌نشستیم و به حرف‌های معلم گوش می‌کردیم. مدرسه جای پرسش و پاسخ نبود. سؤالات از کلیشه‌های معمول فراتر نمی‌رفت. بنابراین دلیلی برای کشف و ابتکار و مراجعه به کتاب‌های دیگر وجود نداشت. ترس از درس پرسیدن معلم قوه خلاقیت را از بچه‌ها می‌گرفت.

خدا می‌داند چه قدر از استعدادها با این شیوه اشتباه تباه شد، اما به مرور زمان و در سال‌های بعد این شیوه اشتباه کم‌کم اصلاح شد. شیوه‌های تنبیهی جای خود را به شیوه‌های تشویقی دادند. قانون منع تنبیه بدنی دانش آموزان تصویب شد و هر گونه تنبیه بدنی، اهانت و تعیین تکالیف درسی به منظور تنبیه دانش‌آموزان ممنوع اعلام شد. والدین آموختند که اگر فرزندشان تنبیه بدنی شود می‌توانند شکایت کنند.

امروز ظاهراً آن شیوه رایج تنبیه بدنی در مدارس شیوه‌ای منسوخ شده است، اگرچه خبرهای ناخوشایندی که گهگاه از بعضی تنبیه‌ها و توهین‌ها به دانش‌آموزان به گوش می‌رسد این تردید را برای من بر جای گذاشته است که آیا بعد از گذشت سال‌ها و آموزش دیدن معلمان و والدین، آن شیوه تربیتی اشتباه کاملاً کنار گذاشته شده است؟ آیا امروز کودکان ما از بودن در مدرسه احساس امنیت می‌کنند؟ آیا ساعت‌هایی که در کلاس همراه دوستانشان آموزش می‌بینند بعدها به بهترین خاطرات دوران زندگیشان تبدیل خواهد شد؟

شما می‌توانید ما را دنبال کنید از خوراک RSS 2.0 و یا پاسخ بگذارید در صورت تمایل، بازتاب بفرستید.

۱۶ پاسخ

  • صبا نوشت:

    سلام ودرود بر شما
    ممنونم به خاطر پرداختن به این موضوع .
    شاید موضوعی که در حال حاضر آموزش و پرورش را تهدید می کند نحوه پذیرش نیروی انسانیست .کسانیکه ضمن احترام به شخصیتشان ،برای امر تعلیم و تربیت به صورت تخصصی تربیت نشده اند .بعضا به دلیل ندیدن آموزش های لازم سعی می کنند تا با دانش آموزان خود همانطور بر خوردکنند که سالها پیش با خودشان بر خورد می شده .بزودی در باره ی اساس تحول در آموزش وپرورش مطلبی را خواهم نوشت .

  • وزين نوشت:

    با سلام
    من موافق تنبیه بدنی در مدارس نیستم اما جا دارد که مساله را از یک دیدگاه غیر رایج هم بررسی شود و گر نه محکوم کردن تنبیه و ترسیم صحنه هایی از خشنونت برخی از معلمان که آنها را افرادی غیر عادی نشان می دهد ، شاید از بس تکرار شده است دیگر تازگی نداشته باشد. هیچ کس منکر روشهای درست تربیتی نیست ولی محکوم کردن کسی که من در شرایط او نیستم منطقی نیست آیا اگر در آن شرایط من جای آن معلم بودم روش دیگری را انتخاب می کردم ؟اگر جواب آری باشد واقعا مطمن هستم ؟به هر حال مساله تنبیه بدنی در مدارس را می شود علمی تر بررسی کرد وبا شناخت علل آن به بهبود وضعیت آموزش در مدارس کمک کرد.

    • فریده کلهر نوشت:

      حتما همینطور خواهد بود. اینجا قصد تخریب شخصیت معلمان عزیز را نداشتم، اما به هر حال این نکته را نباید از نظر دور داشت که شاید یکی از مهارت‌های مهمی که معلمان باید به خوبی آن را آموزش ببیند مهارت کنترل خشم است. مهارتی که به آنها این قدرت را خواهد داد که در شرایط نه چندان خوب هم قادر به تسلط بر عکس‌العمل خودشان در برابر آنچه شیطنت بچه‌ها نامیده می‌شود، باشند.

  • سلام
    نمیدونم زمان مدرسه خودتون واقعا تنبیه فیزیکی بود؟؟؟فکر نمیکنم، چون باید هم سن و سال باشیم فکر کنم؟! من دوران تحصیل خودم یادمه که نبود یعنی ۷۶ به بعد…
    در مورد این موضوع که کامل گفتید خودتون، ولی در مورد مابقی چیزا واقعا جو بودی فضای کلاس، صاف نشستن تو کلاس،گوش دادن طولانی، خوندن، جواب دادن،نمره خوب گرفتن و با نمره ات با دیگران مقایسه شدن و… بدترین شکل ممکن!
    همینطور ادامه داره ماجرا تا دبیرستان…
    البته من ازین به بعدش رو بیشتر مشکل دارم ، بدترین ملاک ممکن برای رفتن به یه رشته…
    یه مطلبی حتما در مورد مدرسه،دانشگاه و مشاغل خواهم گذاشت.
    به موضوع بسار مهمی اشاره کردید.
    پایدار باشید.

    • فریده کلهر نوشت:

      سلام
      زمان تحصیل بنده، بله، بود. آقای شجاعی را نمی‌دانم. درسته که همه جا نبود، اما در کلاس ما بود. این هم لابد از شانس ما بود. البته در مقایسه با گذشته تعدادش کم شده بود. کیفیتش هم به خط کش خوردن تقلیل پیدا کرده بود.
      از دبیرستان به بعد و ماجرای کنکور و انتخاب رشته که خودش یک ماجرای پر از آب، چشم دیگری دارد.
      شما هم پایدار باشید.

  • عابر نوشت:

    با سلام
    دوست بزرگوارم باز هم تاکید می کنم که مدرسه باز تابی از جامعه ماست .دانش آموز و معلم در مدرسه انعکاس افراد جامعه هستند اگر جامعه مترقی است مدرسه هم بازتاب أن است .
    همیشه هنگامی که مدارس کشورهایی مانند ژاپن و کره در صحبت ها و یا همایش ها به عنوان مدارس موفق مثال می زنند که چقدر منظم و با تلاش و….. هستند با خود می گفتم خوب تعجبی ندارد چون آنها در محل کار و زندگی و تفریحشان نیز چنین هستند نمونه اش هم دربازی ایران و کره دیدید که تماشاگران کره ای با وجود باخت به ایران بعد از بازی جایگاه خودشان را با حوصله تمییز می کردند.
    شما یک نگاه به جامعه خودمان بیندازید الحق والانصاف انعکاس اوضاع آنرا در مدارس می بیند یا نه؟
    پس یک طرفه قضاوت نکنیم و همه تقصیر ها را گردن معلمان و مربیان نیندازیم (گرچه خطاکار هرکس باشد چون از قانون تعدی کرده است عملش محکوم است ) اگر یک تنبیه ی در مدرسه صورت بگیرید ریشه های زیادی می تواند در ایجاد آن سهیم باشد معلم دم دست ترین و نمایان ترین علت آن است .شاید سهم معلم در این مورد خیلی زیاد نباشد(اگر مجاز به تشبیه باشیم می توانیم معلم را درمقام مجری عملیاتی برنامه هایی در نظر بگیریم که دیگران برای او رقم زدند مانند مدیران مدارس که در نظام آموزشی به عنوان مجری و مدیر عملیاتی نامیده می شوند) ا
    این مطلب را به علت مشابهت در موضوع در وبلاگ دیگری هم نوشتم و به نظرم آمد در اینجا مناسب تر است . به هرحال این نظر من است .
    موفق باشید

    • فریده کلهر نوشت:

      دقیقا قصد من هم نقد آن سیستم آموزشی بوده که در آن معلمانی تربیت می‌شدند که تنبیه بدنی را مجاز می‌شمردند.
      و البته بیشتر می خواستم به این موضوع بپردازم که درسته امروزه آن شیوه تنبیه بدنی مثل سابق وجود ندارد، اما آیا سیستم آموزشی به قدری تحول پیدا کرده که بچه‌های ما از بودن در مدرسه احساس امنیت کنند؟ یا از درس پرسیدن معلم احساس ترس نداشته باشند؟
      به هر حال ممنون از اینکه با دقت مطالعه می‌کنید.

  • زهرا محمدی نوشت:

    سلام.زیبا بود.من هم به روزهستم…

  • به نظر من شاید فضای تنبیه بدنی الان منسوخ شده باشه، ولی سایر توصیف‌هایی که کردید (اینکه اصولاً راهی برای کشف و ابتکار و خلاقیت وجود نداره) به نظرم همچنان پابرجاست. دست‌کم دبستان من که اصلاً جای کشف و خلاقیت و ابتکار نبود. فقط حفظ کن و امتحان بده … :(
    البته راهنمایی و دبیرستانی که من درس خوندم و می‌خونم (علامه حلی، منظورم علامه حلی‌های واقعیه. نه اینایی که تو هر منطقه یکی ساختن…) به نظرم از این نظر خیلی بهتر از سایر مدرسه‌ها است…

  • سلام آقای شجاعی
    دیروز یه ایمیلی رو به همون ادرس جیمیلی که گذاشتید فرستادم،دیدینش؟؟؟
    من هر چه زودتر منتظر پاسختون از طریق وبلاگم یا همون ایمیلم هستم.

  • سلام.در سیستم آموزش وپرورش ما هیچ چیز سرجایش نیست
    ضرب المثلها

  • محسن نوشت:

    دقیقا همین حسی که بهش پرداختین رو من و دیگر کسایی که میشناسم داشتیم. مطمئن باشین تاثیرات بدی خواه ناخواه روی ما گذاشته. با اینکه یکی دو بار فقط اینطور تنبیه رو تجربه کردم ولی هنوز قیافه بچه ها رو موقع کتک خوردن یادم میاد. همیشه دلم می سوخت براشون. خیلی مواقع از رفتن به مدرسه بیزار می شدم.با اینحال خودم رو آدم خوش شانسی می دونم چون معلم هایی که داشتم کمتر از این جنون ها به سرشون میزد.

  • hamed نوشت:

    چرا شعر میگین.بی چاره معلم ها با حداقل حقوق ممکن که به زور پول اجاره و لباس و کرایه ماشین هم نمیشه یه سال پای بچه ها میسوزنند و از سر دلسوزی به بچه ها سخت میگیرند و…. تا حالا فکر کردین مثلا بچه درس نخوند برا معلم مشکل خاصی پیش میاد یا نه؟بخدا فقط دلش میسوزه و بس.
    باشه حرف شما قبول به جهنم درس میخونن یا نه به جهنم ادبشون…. برا منه معلم مهم اینه گشنه نمونم و پیش خانوادم چندتا نون بتونم بخرم ببرم.با کدوم بودجه مدرسه میشه برا بچه ها جایزه خرید یا تشویقشون کرد؟وقتی من عقده ای میشم با این همه درد انتظار داری معجزه کنم؟اگر معجزه گر بودم این طور شرمنده خانوادم نبودم.گناه اینا چیه مرد خونه معلمه؟شما بگین

  • محمد نوشت:

    بسیار زیبا!!!!! با سلام … من خودم یک دانش اموز کلاس نهم دوره اول متوسطه هستم در مدرسه ما تنبیه بدنی یک امر عادی است ک والدین توجهی به ان ندارند به طوری که بخاطر غیبت یک فرد جلوی همه دانش اموزان با چوب به پای ان فرد میزنند در روستای ما همه خوابن که باید از این خواب عمیق بیدار بشوند…

    لطفا راهنماییم کنید که من چکار کنم؟!؟!؟!



پاسخ بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>