چالش‌های پیش روی روشن‌فکران دینی

۳ آبان ۱۳۹۱ | نوشته‌شده به دست عادل شجاعی در اجتماع و فرهنگ

همانند بسیاری، در پاره‌ای مسائل با روشن‌فکران، نواندیشان و یا دگراندیشان دینی، هم نظر و در پاره‌ای دیگر، اختلاف نظر دارم. همانند آنان، به اختلاف نظرها، به دیده‌ی احترام می‌نگرم. آزاداندیشی، نواندیشی و یا دگراندیشی امر جدیدی نیست. در هر زمانی، عده‌ای بوده‌اند که دیدگاه‌هایشان با عموم مردم متفاوت بوده است. اصولاً همین نپذیرفتن و تردید در اندیشه‌ها و دیدگاه‌های گذشتگان، توام با استفاده از فکر و اندیشه آنان، سبب تحولات و انقلاب‌های اجتماعی، به رهبری مصلحان اجتماعی بوده است.

از طرح مباحثی که سال‌ها در مورد آن سخن تازه‌ای نگفته شده است یا این‌که صداهای دگراندشان چنان ضعیف بوده که با نگفتن فرقی نداشته، توسط دگراندیشان یا نواندیشان، استقبال می‌کنم. وقتی در یک جامعه صداهای مختلف شنیده شود، مردم بهتر می‌توانند انتخاب کنند. تا آن‌جا که در مورد کردار و رفتار پیشوایان اسلام مطالعه کرده‌ام، هرگز ندیده‌ام که آن‌ها با افرادی که صرفاً از نظر فکری با آن‌ها مخالف هستند، برخوردی قهرآمیز کرده‌ باشند. آن‌ها اول با کردار و سپس با ارائه دیدگاه‌هایشان  مردم را مجذوب دین می‌کردند. گذر زمان نیز در تغییر و تحولات در دستورات دین، نقش داشته است.

از دید من، دگراندیشان دینی با چند مشکل اساسی روبرو هستند. اول این‌که رسانه‌‌های دولتی که نقش محوری در اطلاع‌رسانی عمومی دارند، در اختیار آنان قرار نمی‌گیرد و مجبورند از طریق رسانه‌های خارج از کشور که وابسته به دولت‌هایی است که حداقل در وضعیت کنونی سیاست‌هایشان علیه دولت و ملت ایران است، صدای خود را به گوش مردم برسانند. همین موضوع، سبب می‌شود که برخی دین‌داران با سوء ظن، به دیدگاه‌های آنان بنگرند.

مشکل دوم، نگاه سنتی نسبت به دیدگاه‌های آنان و تکفیر و تهدید آنان است. گرچه استفاده از عبارت «سنتی» را در این‌جا درست نمی‌دانم امّا به طور واضح، جناح محافظه‌کار در کشور، تحمل شنیدن اعتراض و صدای آنان را ندارد. همین موضوع سبب خودسانسوری میان عده‌ای می‌شود که حاضر به دادن هزینه در مقابل ابراز عقاید و دیدگاه‌هایشان نیستند؛ چرا که می‌دانند هزینه‌ی سنگین آن، بسیار بیشتر از تاثیرگذاری آنان بر اجتماع است.

چالش دیگر روشن‌فکران یا همان دگراندیشان امروز، این است که تناقضاتی در برخی از دیدگاه‌های آنان وجود دارد که رفع‌شدنی نیست و به نظر می‌رسد که باید از نو طرحِ اندیشه کنند. اگر بخواهم خلاصه‌وار به آن اشاره کنم باید بگویم که برخی از روشن‌فکران دینی به دنبال این هستند که نه سیخ بسوزد و نه کباب، در بیان دیدگاه‌هایشان مصلح‌اندیشی می‌کنند چون نگران به نظر می‌رسند که ممکن است بعد ناگفته و یا کمتر گفته‌شده‌ی دیدگاه‌هایشان، تاثیر منفی بر استقبال عمومی از اندیشه‌های محوری آنان داشته باشد. هم‌چنین آن‌جا که اخلاق و حقوق انسان‌ها با یکدیگر تقابل دارند، عملاً دیده‌ام که بسیاری از نواندیشان دینی حرفی برای گفتن ندارند و سکوت را ترجیح می‌دهند و یا این‌که موضوع را چنان در لفافه می‌پیچند که هسته کلام از آن در نخواهد آمد. حداقل الآن قصد پرداختن به این تناقضات ندارم و نوشتن پیرامون این موضوع را به زمانی دیگر موکول می‌کنم.

دو روز پیش، یکم آبان ۱۳۹۱، احمد قابل، نواندیش دینی درگذشت. درگذشت این بزرگوار را تسلیت عرض می‌کنم.

شما می‌توانید ما را دنبال کنید از خوراک RSS 2.0 و یا پاسخ بگذارید در صورت تمایل، بازتاب بفرستید.

۴ پاسخ



پاسخ بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>