پرونده‌ای برای مجله همشهری جوان

۱۴ آبان ۱۳۹۱ | نوشته‌شده به دست عادل شجاعی در اجتماع و فرهنگ

نویسنده مهمان: فریده کلهر

همشهری جوان، یکی از محبوب‌ترین مجله‌های جوان پسندی است که در طول سال‌های فعالیتش نتوانسته است رقیبی جدی پیدا کند. این مجله که یکی از نشریه‌های جانبی موسسه همشهری است، از زمستان هشتاد و سه تا کنون به صورت هفتگی منتشر می‌شود و به موضوعات فرهنگی و هنری و جوانان می‌پردازد. این مجله شامل قسمت‌هایی از جمله یادداشت، گزارش، سبک زندگی، سینما و تلویزیون، موسیقی، ادبیات و کتاب، ورزش، جهان، روزها، بازها، موفقیت و صفحه آخر است.

اگر در سال‌های اخیر از «نمایشگاه مطبوعات» بازدید کرده باشید، غرفه «همشهری جوان» و سیل مشتاقانی که برای دیدن نویسندگان محبوبشان جلوی غرفه تجمع کرده‌اند، حتماً توجهتان را جلب کرده است. جایی که هر کدام از خواننده‌ها با ذوق و شوق از نویسندگان مجله امضا می‌گیرند. اولین جرقه‌های تمایل پیدا کردن به نوشتن در من با خواندن همشهری جوان زده شد. یادداشت‌های دست‌اندرکاران مجله در صفحات آغازین با تصویر کوچک نویسنده بالای ستون هر یادداشت، مهم‌ترین تأثیر را روی من گذاشته بود. حرف‌های بی‌پرده و خودمانی یادداشت‎ها که ساده بود و از جنس همان حرف‌هایی که دغدغه خیلی‌ها مثل من بود، تا مدت‌ها من را به فکر فرو می‌برد. همیشه دلم می‌خواست اگر موقعیتی پیدا شد، جایی از همشهری جوان بنویسم. نمایشگاه مطبوعات امسال بهانه‌ای شد برای اینکه بار دیگر به سراغ این مجله محبوب بروم و به صورت اجمالی مؤلفه‌هایی را که باعث شده این مجله بدون رقیب بماند بررسی کنم.

مجله همشهری جوان

در درجه اول همشهری جوان مجله‌ای است برای خواننده‌ای که علاقه دارد مطالب عمیق را دنبال کند، اما در عین حال نه آن‌قدر پیچیده و تخصصی که فهمش برایش مشکل باشد. همین رمز موفقیت همشهری جوان است. مجله در عین حال که پاپ است و جوان پسند از سطحی‌نگری به دور است. همین میانه روی آن را در خط مشی‌ای قرار داده است که در عین حال که از مجله‌های تخصصی که فقط در یک زمینه کار می‌کنند، جدا شده از محدوده مجله‌های بی‌کیفیت و زرد نیز جدا است. همشهری جوان پاتوقی است برای جوانی که نمی‌خواهد تک‌بعدی باشد. جوانی که می‌خواهد از دنیای تازه‌های کتاب و ادبیات بداند و دوست دارد به دنیای ورزش هم نیم‌نگاهی داشته باشد. جوانی که می‌خواهد از دنیای آی‌تی سر دربیاورد و در عین حال به تاریخ و جهان سیاست هم ناخنکی بزند و سعی می‌کند سبک زندگیش را ارتقا دهد. در این میان سرگرم کننده بودن مطالب که مختص دوره جوانی است، فراموش نمی‌شود.

همشهری جوان به بهانه‌های مختلف سراغ موضوعات مختلف می‌رود و برای آن‌ها پرونده تشکیل می‌دهد! موضوع یک پرونده می‌تواند یک مسأله اجتماعی مثل مد شدن نوعی پوشش یا بهانه‌ای برای یک روز خاص در تقویم، سالگرد یک واقعه، فراگیر شدن خواندن کتاب‌های یک نویسنده و یا داغ شدن تب یک سریال باشد. یکی از پرونده‌های خوب هشهری جوان هم چند شماره پیش با موضوع «عاشقانه‌های معدود سینمای ایران»، به بهانه آمدن فیلم «پرسه در مه» به شبکه نمایش خانگی، کار شده بود.

همشهری جوان در پرداختن به موضوعات جنجالی و نزدیک شدن به خط قرمزها نیز خوب عمل کرده است تا جایی که گاهی مانند شماره «عاشقی هر کی هر کی شد» حتی امکان منع انتشار مجله هم وجود داشته است. همشهری جوان همیشه از زاویه‌ای متفاوت به قضایا نگاه می‌کند و همین برگ برنده مجله محسوب می‌شود. برگ برنده‌ای که باعث می‌شود حتی اگر یک هفته هم از زمان انتشار خبری گذشته باشد و سوژه به اصطلاح داغی خودش را از دست داده باشد و سوخته باشد، برای خوانندگان مجله جذابیت داشته باشد. شاید سال ها بعد زمانی فرابرسد که در دایره اصطلاحات ادبیات فارسی، اصطلاح «نگاه همشهری جوانی» مترادف باشد با نگاه خلاقانه.

طرح جلدهای خلاقانه و جذاب مجله مثل ویترینی خوب از محتویات خوب عمل می‌کند. طرح‌هایی که مانند شماره طرح جلد «ترحیم علی دایی» آن شماره را تبدیل به پرفروش‌ترین شماره مجله کرد. همشهری جوان بارها دوز نوستالژیک بودن دهه شصتی‌ها را بالا برده است. شماره‌های مخصوص کارتون‌های دوران بچگی یا اصطلاحات دوران مدرسه ما نمونه‌های این مورد است.

همشهری جوان برای ما رفیقی بوده است که وقتی ورقش زدیم، بارها با خودمان گفتیم چه قدر خوب که همیشه هست و به دام تکرار نیافتاده است. سال‌ها بعد، وقتی که متولدین دهه شصت به دوره کهن‌سالی می‌رسند، ویژه نامه‌های خوب عید مجله، شماره ویژه «راز یانگوم» و داستان‌ همیشگی «احسان‌های» مجله حس‌های خوب نوستالژی را در آن‌ها زنده خواهد کرد.

شما می‌توانید ما را دنبال کنید از خوراک RSS 2.0 و یا پاسخ بگذارید در صورت تمایل، بازتاب بفرستید.

۶ پاسخ

  • صبا نوشت:

    سلام دوست عزیز
    با مطلب «به احترام استاد» بروزم .

  • سلام
    مطلب جالبی بود و توضیحات و نگاه بسیار خوبی در مورد این مجله.استفاده کردیم.
    پایدار باشید

  • فاطمه.جریان نوشت:

    اول اینکه ممنون ازم معرفی آهنگ و اینکه باور کنین اصلا حرف بد بودن نوشته نیست شما خیلی هم عالی می نویسین.قشنگ می نویسین.این رو جدی می گم.من کلا اهل انتقاد کردنم و ایراد زیاد می گیرم.منتهی من زیاد سر می زنم اما زیاد نمی شینم.معمولا زود به زود بلند می شم.اما دلم نمی خواد در حق دوستان بی معرفتی کنم.البته این رو در مورد خودم نمی گم.یعنی این پستی که نوشتم من باب مزاح بوده.در مورد شما گفتم که من خیلی کم بهتون سر می زنم.شما هم پیروز و تند درست باشید.:)

  • سلام ودرود.تا حالا نمیدانم از سر تنبلی یا عدم علاقه این مجله را نخوانده ام.اما با خواندن این پست شما ترغیب شدم به حتی ورق زدنش.سپاس

  • فاطمه.جریان نوشت:

    سلام.راستی یادم رفت در مورد این پستتون بگم.چیزای خوبی گفتین،کلا موافقم.این چیزی که بیشتر همه من رو جذب می کنه ارتباطیه که مجله باعث شده بین نویسنده ها و خواننده ها برقرار بشه.خیلی عالیه.به چیز خوبی اشاره کردین.

  • حسین نوشت:

    نویسندگان زیردست و خوبی دارد مخصوصا آنهایی که قدیمی هستند و اگر در همشهری جوان نباشند در تیم‌های دیگر همشهری ازشون استفاده می‌کنم.
    یه زمانی خواننده این مجله بودم در واقع زمانیکه بی طرف بود!
    از وقتی‌ که کم کم مطالب مجله رنگ و بوی بی طرفی اش رو از دست داد ازشون خواستم و پرسیدم چرا؟ و روند کاریشان که عوض کرده بودند عوض نشد… و دیگر برام همشهری جوان سابق نبود و نیست.



پاسخ بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>