نظریات احمد قابل، مجتهد بی‌پروا

۶ آذر ۱۳۹۱ | نوشته‌شده به دست عادل شجاعی در دین و فلسفه | کتاب

پیش‌نوشت: قسمتی آن‌چه که در زیر می‌خوانید، مروری بر نتیجه‌گیری‌های نهایی مرحوم احمد قابل پیرامون برخی مسائل شریعت است. در صورتی که با دیدگاه‌های نویسنده کتاب مخالف هستید و یا این‌که تمایل دارید از استدلالات او آگاه شوید، بهتر است که به متن کتاب مراجعه کنید. آوردن این دیدگاه‌ها در وبلاگ «سخن تازه» به معنای تایید و یا رد دیدگاه‌های نویسنده کتاب نیست.


احمد قابل، مجتهدی بی‌پروا و از دگراندیشان دینی‌ است. او از شاگردان آیت‌الله منتظری بوده و حکم اجتهاد خود را از او گرفته است. مرحوم احمد قابل معتقد به شریعت عقلانی است و در این زمینه دست به پژوهش‌های دینی زده است. استدلالات او بر براهین عقلی و نقلی، استوار است.

آخرین اثر احمد قابل، کتاب «مبانی شریعت» است که با مقدمه‌ای از محسن کدیور آغاز می‌شود. محسن کدیور در مقدمه‌ی این کتاب در مورد احمد قابل چنین می‌نویسد: «از استبداد و ریاکاری و دین به دنیا فروختن بیزار است… مبلّغ اسلام رحمانی و شریعت عقلانی است… طعم زندان اوین و وکیل‌آباد مشهد را چشیده است.»

احمد قابل کتاب مبانی شریعت

این کتاب، قبل از مرگ احمد قابل، در ۳۷ بخش و ۳۴۹ صفحه منتشر شده است. به دلیل عدم امکان چاپ کتاب در ایران، فقط نسخه‌ی الکترونیکی این کتاب در قالب  PDF منتشر شده است.

خوش‌بختانه دو روز پیش، مطالعه این کتاب را به پایان رساندم. برای آشنایی بیشتر شما با این نواندیش دینی، سعی کرده‌ام که برخی از قسمت‌های مهم نظریات احمد قابل  را که در کتاب «مبانی شریعت» نوشته شده است و حین مطالعه‌ی کتاب یادداشت کرده بودم، در زیر بیاورم.

«انسان گرچه موجوی شریف است ولی اشرف مخلوقات نیست. انسان محور هستی نیست و شرکای فراوانی دارد.» ص ۸۷

«دین و شریعت‌های الهی باید منطبق با فطرت و سرشت انسانی باشند و ذره‌ای از آن عدول نکنند. هرگاه انطباق آن‌ها با فطرت انسانی از بین برود، مطمئناً ضایع گردیده و سقوط خواهند کرد. اساسی‌ترین مطلب در سرشت انسانی، خردمندی و عقل انسان است. بنابراین نباید چیزی برخلاف عقل و خرد آدمی به او تحمیل گردیده و التزام به آن، از او مطالبه شود.» ص ۸۷

«ذاتی بودن حجیت علم یعنی هیچ نیرویی توان سلب این حجیت و محوریت از علم را ندارد، همان‌گونه که این حجیت را کسی به آن نداده است و نمی‌تواند بدهد.»  ص ۹۶

«نتیجه‌ی عملی مبنای اصاله الاباحه العقلیه این است که بهره‌گیری از همه‌ی مواهب طبیعت و توان آدمی، به حکم عقل مجاز است و جز با دلایل اطمینان‌آور، نمی‌توان آدمی را از چیزی محروم کرد.» ص ۱۰۳

«از نظر قرآن، تمامی پیروان شرایع الهی، حقیقتاً مسلمان شمرده می‌شوند هر چند نام خود را یهودی، زدتشتی، صائبی، بودایی، مسیحی، یا چیز دیگری بگذارند.» ص ۱۵۰

«قرآن به عنوان متنی که لفظ و محتوایش از جانب خدای سبحان بر پیامبر خدا محمد بن عبدالله (ص) نازل شده و وحی الهی است، تنها سند و مدرک نقلی معتبری است که دست تحریف لفظی در آن راه نیافته و خدای رحمان آن را با لطف و رحمت خود، از دستبردها مصون داشته است.»  ص ۱۵۴

«عدم توجه به عقلانیت بشری، با ادعای دفاع از شرع و لزوم اجرای احکام شرعی، و اجرائی کردن برداشت‌های غیرمنطقی به اسم شریعت، صرفا افکار عمومی جهانیان را نسبت به دین و شریعت بدبین می‌کند.» ص ۱۸۴

«دین خدای یکتا دینی یگانه و مبتنی بر دو اصل نظری (ایمان به خدا و آخرت) و یک اصل عملی (عمل صالح) است. تمامی کسانی که به این سه اصل خود را ملتزم می‌شمارند، متدین به «یک دین»اند، هرچند به شرایع گوناگون وابسته باشند.» ص ۳۳۷

احمد قابل با استناد به دلایل متعددی به این نتیجه می‌رسد که برخی از احکام حقوقی اسلام امضایی هستند و نه تاسیسی؛ یعنی قبل از اسلام وجود داشته‌اند و با آمدن اسلام، این احکام با اندکی اصلاح، تایید شده است. با توجه به این‌که مبنای اولیه این احکام، درک و فهم عقلای بشر در آن زمان بوده است، این احکام می‌تواند با توجه به درک و فهم جامعه جهانی و پذیرش اندیشمندان، تغییر یابد. او معتقد است ملاک احکام امضایی، عقلانی بودن، عادلانه بودن و رواج است. بخش ۲۲ و ۳۶ کتاب

مرحوم احمد قابل برخلاف برخی روشن‌فکران دینی، به عصمت پیامبر اسلام و ائمه شیعه معتقد است. ص ۲۷۵

شما می‌توانید ما را دنبال کنید از خوراک RSS 2.0 و یا پاسخ بگذارید در صورت تمایل، بازتاب بفرستید.

۱۴ پاسخ

  • صبا نوشت:

    سلام دوست عزیز و بزرگوار
    بسیار خوشحالم که حضرتعالی فارغ از گرایشهای سیاسی ،از ایشان نامی برده اید و گوشه ای از اندیشه های وی را به نمایش گذاشته اید .

  • سلام
    ممنون آقای شجاعی،استفاده کردم!
    پایدار باشید.

  • طالب موذنی نوشت:

    درود

    بله در طیف نواندیشان تنوع آرا و اندیشه هست.

  • سلام
    با “اخلاق جنسی” به روزم…

  • نقاد! نوشت:

    سلام.
    با یک مطلب جدید در خدمت شما هستم.
    نظرات شفاف و منتقدانه شما روشن کننده محفل ماست

  • مسعودی نوشت:

    بهتر بود همین مقدار هم یادداشت نمی کردید ،با این مطالب شما هویت علمی یک شخص به خصوص که در افکار شناخته شده ومعروف نیست ،تبیین نمیشو د .
    با بنا گذاشتن بر این که مغرض هم نیستید.

  • fz نوشت:

    سلام.میشه لطف کنید این کتاب رو به ایمیلم بفرستید؟ممنون میشم

  • سلام عادل عزیز
    شما تا حدودی از عقاید و آرا من با خبر هستید. من به شما گفته ام که هیچ گاه نگاه سیاست زده رو نمی پسندم(البته وقتی نگاه دو نفر یا دو گروه متفاوت باشه همدیگر رو متهم می کنند که طرف مقابل دارد فقط حرف می زند و مغزش (یا شان) شستشو شده این نگاه از نظر من بسیار منفور و مطرود است ) بنابراین در گفتگو ها بسیار مشتاق این هستم که دریچه ذهن و روح باز باشه و احترام به نگاه مقابل بر مجلس گفتگو مستولی باشه. ودر فضایی صمیمانه بحث جریان داشته باشه. من از این بابت بسیار متاسفم که برخی از دوستان اطرافم این طرز فکر برایشان مفهومی روشن نداره. برخی از این نگاه های من ناخشنود شدند (هرچند از ناخشنودی نسبت به دیدگاهم ناراحت نیستم) و شخص و شخصیت رو مورد هجمه قرار می دهند و این کاملا از نظر من نگاهی بسیار فرومایه است.
    بنابراین از تو که در دانشگاه با هم گاهی همکلام میشدیم(البته یادم میگفتی یواش تر) و به روحیاتت تا حدودی آشنایی دارم می خوام که اگر گاهی بحثی بین ما اتفاق افتاد این بحث رو صرفا در حیطه بحث قرار بدی نه رابطه .
    کرامت انسانی از نگاه من آن قدر بالا است که ارتباط انسانی و دوستانه نباید صرفا به علت نگاه متفاوت(البته نه مغرضانه که هیچ گاه از چنین افرادی خوشم نمی آد و این ها را دوست نمی دانم) مورد آسیب قرار بگیره.
    خوب در پاسخ به نظر آقای قابل (اشرف مخلوقات)من تا حدودی مطالعه کردم و صفحه ای از یک سایت رو بهت معرفی می کنم که میتونه پاسخی به این نگاه باشه.
    http://www.x-shobhe.com/print190.html
    یه جمله هم از خودم تقدیمت می کنم.
    از کسانی راضی هستم که ذهنشان بی پیله است یعنی میتوانند مانند پروانه آزادانه بوی گل ها را تجربه کنند و اگر دیدیند گلی واقعا بوی خوبی دارد دیگر کینه توزی نمی کنند.

    • سلام محسن عزیز،
      از لطفی که داری صمیمانه متشکرم.
      من هم موافق هستم؛ مخالف بودن در دیدگاه و اندیشه، طبیعی است و نباید رفاقت‌ها را تحت تاثیر قرار دهد.
      بله، ای کاش انسان‌ها وقتشون رو صرف نقد اندیشه می‌کردند و نه نقد شخصیت‌ها.
      مرحوم احمد قابل، با توجه به آیه ۷۰ سوره اسراء (وَلَقَدْ کَرَّمْنَا بَنِی آدَمَ وَحَمَلْنَاهُمْ فِی الْبَرِّ وَالْبَحْرِ وَرَزَقْنَاهُم مِّنَ الطَّیِّبَاتِ وَفَضَّلْنَاهُمْ عَلَى کَثِیرٍ مِّمَّنْ خَلَقْنَا تَفْضِیلًا) به این نتیجه رسیده‌اند. صفحه‌ای که معرفی کردید را با دقت خواندم اما توجیه و بیان قابل قبولی در این مورد نیافتم. و در مورد آیه مورد اشاره مرحوم قابل، سکوت اختیار شده.
      البته در تفسیر نمونه “کثیرا” به معنای “جمیع” در نظر گرفته شده است. (تفسیر نمونه ج ۱۲ ص ۱۹۹)
      البته تفاسیر مختلف است و امری عادی است.

  • مهدیزاده نوشت:

    متااسفانه تعصب بخصوص در شیعه باعث شده است بسیاری از حقایق بر انها پوشیده شود. بنده خود یک شیعه متعصب هستم ولی نه از نوع شما. حسین بنده آن حسینی است که ینهی عن الفحشاء و المنکر است نه انکه برای عده ای نان دانی و وسیله دنیاطلبی شده است و ایضا بقیه مقدسات. همین خرافات است که کشور را به لجنزاری تبدیل کرده است.

  • سید طاهر نوشت:

    سلام
    امکانش هست pdf کتاب برام ارسال بفرمایید
    متشکرم



پاسخ بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>