هم‌گرایی فرهنگ ایرانی، اسلامی و غربی

۲۷ دی ۱۳۹۱ | نوشته‌شده به دست عادل شجاعی در اجتماع و فرهنگ

مردم ایران در طول قرن‌های گذشته، فرهنگ‌های محتلفی را تجربه کرده‌اند. فرهنگ ایرانی در طول قرن‌ها شکل گرفته است و پس از نفوذ اسلام در ایران، مردم، فرهنگ اسلامی نیز در کنار فرهنگ ایرانی پذیرفتند. ایرانیان بر خلاف مصری‌ها که پس از گسترش اسلام زبان‌شان به عربی تغییر یافت، زبان پارسی خود را حفظ کردند. اگرچه در دوران طلایی اسلام (قرن ۸ تا ۱۳ میلادی)، زبان عربی در بین دانشمندان یک زبان پذیرفته‌شده بود و بسیاری از کتاب‌ها به زبان عربی نگاشته شد، امّا مردم ایران هم‌چنان به زبان پارسی سخن می‌گفتند و آیین باستانی خود را فراموش نکردند.

کشور ایران در طول قرن‌ها دست‌خوش ناملایمات بسیاری بود و هم‌چنان این دو فرهنگ در کنار یک‌دیگر بودند تا این‌که عدّه‌ای از بازرگانان و درباریان در زمان شاهان قاجار، سفرهایی را به کشورهای غربی کردند. این سفرها نقطه آغاز آشنایی ایرانیان با یک فرهنگ جدید بود. پس از این، کتاب‌های بسیاری به فارسی ترجمه شد و ایرانیان از دستاوردهای مدرن غرب تا حدودی بهره‌مند شدند. گروهی از ایرانیان (مثل برخی از روشن‌فکران مشروطه) هنگامی که با تمدن مدرن غرب آشنا شدند و وضعیت استبداد داخلی و استعمار خارجی را دیدند، از این وضعیت سرخورده شدند و پنداشتند که دلیل این عقب‌ماندگی، دین است. از طرفی طیف روحانیّت نیز به این گروه (افرادی هم‌چون میرزا ملکم خان و طالبوف) سوء ظن داشت. نطفه‌ی تقابل قشر روشن‌فکر و مذهبی بسته شد…

پس از گذشت سال‌ها و زد و خوردهای فراوان و کشور را به حاشیه کشاندن، هیچ نصیبی عاید کسانی که در زدودن یکی از این سه فرهنگ تلاش کردند، نشد. اینان یا بر اساس فکر و ایدئولوژی خود و یا هم برای فریب افکار عمومی و همراه ساختن عده‌ّای، در مسیر زدودن یکی از این سه فرهنگ کوشیدند و موفّق هم نشدند. هم‌چنان که رضاخان نیز در این راه، توفیقی نیافت.

اگر به‌جای این همه تقابل و کشمکش، عده‌ّای در مسیر هم‌گرایی و برخورد مسالمت‌آمیز این سه فرهنگ کوشیده بودند، ایرانیان هرگز شکست تلخ جنبش مشروطه را تجربه نمی‌کردند. ایران ما کشوری است که سنت در آن نقش کلیدی دارد. مهم‌ترین عنصر این سنت، «مذهب» است. طبیعتاً عامه‌ی مردم از هیچ جریان ضددینی حمایت نخواهند کرد. همان‌گونه تقابل حماقت‌وار با فرهنگ غربی نیز نخواهند پذیرفت. راهی که تجربه‌های تلخ تاریخ به ما نشان می‌دهد این است که به دور از تعصب و بر اساس خِرَد رفتار کنیم. این موضوع هم با فرهنگ ایرانی و غربی سازگار است و هم با فرهنگ اسلامی. چرا که پیامبر اسلام نیز فرموده‌اند: «اگر حدیثی از من برای شما نقل شد که با قرآن و عقل انطباق نداشت، آن را به سینه‌ی دیوار بزنید.»

شما می‌توانید ما را دنبال کنید از خوراک RSS 2.0 و یا پاسخ بگذارید در صورت تمایل، بازتاب بفرستید.

۳ پاسخ

  • سلام
    غرب با جدا کردن دین از سیاست و به امور شخصی کشیدنش به پیشرفت رسید و ایرانیان با جدا و دور شدن از دین،فرهنک و سنت های اصیل خودش به عقب ماندگی…!

    تا به باور و ایمان درست به داشته هامون نداشته باشیم و فقط چشم به تازه های غرب کنیم (نه لزوما چشم بستن و ندیدن اونها) هیچ وقت به اوج نمیرسیم و مطرح نمیشیم.
    پایدار باشید.
    راستی با ” علل گرایش به سیگار” به روزم…

  • زنـدگـی مـا

    بـازتـاب بـاورمـان اسـت

    هـنـگـامـی کـه عـمـیـق تـریـن بـاورهـای خـود را

    دربـاره زنـدگـی تـغـیـیـر مـی دهـیـد . . .

    زنـدگـی هـم بـه هـمـان انـدازه

    تـغـیـیـر مـی کـنـد ! . . .

  • صبا نوشت:

    سلام
    یکی از عوامل موثر در این زمینه خود خواهی ست .این خود خواهی و خود بینی در زمینه دین و مذهب ، فرهنگ و حتی نژاد همواره مشکل ساز بوده .نه دینداران به درستی و بدون تعصب با هم به گفتگو نشسته اند ،نه اقوام و ملل پذیرفته اند که فرهنگ ها و تمدن ها می توانند بصورت مسالمت آمیز در کنار هم قرار گیرند و از هم متاثر شوند .یهودیان غیر خودی ها راجهنمی می دانند .مسیحیان و مسلمانان نیز همچنین .البته این اشتباه بزرگان هر قوم است .



پاسخ بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>