یک روز با صندوق انتخابات

۲۵ خرداد ۱۳۹۲ | نوشته‌شده به دست عادل شجاعی در روزنگاری‌ و مینی‌مال | سیاست

باز هم ملّت ایران نشان داد که اگر اراده کند، می‌تواند و می‌شود. مردم پیش‌بینی ناپذیری خود را به خوبی نشان دادند. در حالی که بسیاری از نظرسنجی‌ها حکایت از دور دوّم انتخابات ریاست جمهوری داشت، آقای روحانی توانست در دور اوّل انتخابات پیروز شود. خوشحال ام که امید را در چهره و کلام بسیاری از دوستانم می‌بینم. آقای روحانی بدون آن‌که به سفرهای متعدد انتخاباتی برود، توانست در روستاها هم نفوذ کند. این انتخابات نشان داد که نباید به فاصله‌ی فکری و فرهنگی شهر و روستا باور داشت. ملّت یک‌پارچه است. ملّت ما اگر اراده کند می‌تواند خاتمی، احمد‌ی‌نژاد و یا روحانی را برگزیند. دوره‌هایی که هر کدام حاصل و برآیند اندیشه‌های مردم، در دوره‌های پیش از خود است.

به یاد داشته باشیم که پس از فتح مکّه برخی از یارانِ پیامبر اسلام گفتند که امروز روز انتقام است امّا پیامبر گفت: امروز روز بخشایش است. به یاد داشته باشیم که نباید هیجان ناشی از پیروزی را، با طعنه و کنایه به هواداران سایر نامزدها، بیرون ریخت.

صبح جمعه ساعت ۷ صبح به مسجد امام صادق (ع) کنگان رفتم. تازه صندوق آراء را آورده بودند. پس از نشان دادن صندوق خالی به نمایندگان نامزدها، صندوق آراء را پلمپ کردند. جریان رای‌گیری نسبتاً آرام بود. ساعت ۸ صبح رای‌گیری آغاز شد. بجز چند دقیقه‌ای در ظهر، تا آخرین ساعت رای‌گیری، صف رای‌دهندگان خلوت نشد. مسئولین برگزارکننده هم، افراد شناخته شده و معتمدی بودند. به دلیل جمعیت زیاد تا حدود ساعت ۱۲ شب، فرآیند رای‌گیری ادامه داشت. حدس می‌زدم که تهران باید بسیار شلوغ‌تر باشد.

انتخابات ریاست جمهوری و شورای شهر کنگان

نزدیکی‌های ظهر بود؛ یکی از دوستان که هوادار سرسخت یکی از طیف‌ها است، مرا دید و هنگامی که فهمید به چه کسی رای می‌دهم، چنان ابرو در هم کشید و ناراحت شد و اخم کرد که گمان بردم می‌خواهم به فردی جنایتکار رای دهم. بدون آن‌که چیزی گفته باشم و از هدفم آگاه باشد، گفت که تفکر اصلاحات، تفکر مرده‌ای است. گفتم می‌شود در موردش صحبت کرد. نماینده آقای جلیلی هم که از دوستان قدیمی‌ بود حضور داشت. با هم شروع کردیم به صحبت کردن. از سیره‌ی پیشوایان دینی در برخورد و همگرایی با دیگران شروع کردم تا به سید جمال و امام موسی صدر رسیدم. کمی هم از احسان نراقی گفتم. همین خوشحال‌ام کرد که چند ساعت بعد گفت که نظرم در مورد جریان اصلاحات عوض شد. پس از پیروی آقای روحانی هم تماس گرفت و تبریک گفت. نماینده آقای ولایتی که از فامیل‌هایمان بود، گفت که به آقای روحانی رای داده است! شمارش آراء ریاست جمهوری هم تا حدود ۲:۳۰ و آراء شورای شهر تا حدود ۶ صبح ادامه داشت. شمارش چند بار و در حضور نمایندگان نامزدها صورت گرفت و شفاف و دقیق بود.

اگرچه جریان اصلاحات از آقای روحانی حمایت کرد امّا باید پذیرفت که آقای روحانی یک اصلاح‌طلب نیست. می‌توان او را یک اعتدال‌گرای نزدیک به اصلاحات پنداشت که در خط میانه‌ی سیاست ایران بازی می‌کند و پتانسیل اعمال تغییرات گسترده هم دارد. باید دید که چیدمان وزرای او چگونه است تا پس از آن تحلیل کرد که سیاست پیشبینی‌ناپذیر داخلی و خارجی ایران در چهار سال آینده چگونه رقم خواهد خورد. از آن‌جا که حامیان آقای روحانی محدود به اصول‌گرایان و یا اصلاح‌طلبان نیست، تنوع انتظارات زیاد خواهد بود. انتظار می‌رود که حامیان آقای روحانی، در موضع حمایت از او باقی نمانند و به سیاست‌های او منتقدانه بنگرند.

شما می‌توانید ما را دنبال کنید از خوراک RSS 2.0 و یا پاسخ بگذارید در صورت تمایل، بازتاب بفرستید.

۴ پاسخ



پاسخ بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>