نقش روشن‌فکران در فرهنگ‌سازی

۲۸ خرداد ۱۳۹۲ | نوشته‌شده به دست عادل شجاعی در اجتماع و فرهنگ

چه نزاع‌ها که بر سر واژه‌ی روشن‌فکری صورت نپذیرفته و چه بحث‌ها که بر سرِ متناقض بودن و یا نبودنِ عبارت «روشن‌فکری دینی» پدید نیامده است. به جای این‌که زمان خود را صرف محدود کردن چنین تعابیر برج‌نشینانه‌ای کنیم، بهتر نیست کمی به دغدغه‌های مشترک انسانی بیندیشیم؟ بسیاری از زخم‌های کهنه و بحث‌های ناتمام و دیرینه، چیزی جز ابطال فرصت‌های انسانی در پی نداشته است. نه سودی به اخلاق و معنویت رسانده‌اند و نه از دردهای زندگی انسان‌ها کاسته‌اند.

شاید بتوان از یک منظر، روشن‌فکران را به دو دسته تقسیم نمود. نخست، دسته‌ای که اعتقاد به اصلاح جامعه از پایین دارند و در آثار خود، این را نشان داده‌اند. و دسته‌ی دوّم، روشن‌فکرانی که اگرچه شاید در سخن، بگویند که معتقدند که جامعه از پایین‌ترین سطح باید اصلاح شود و آگاهی یابد، امّا در عمل غالبِ توان خود را متوجّهِ حاکمیت و رژیم سیاسی کرده‌اند؛ این دسته را به اصطلاح روشن‌فکران مَشرب فرانسه می‌گویند. می‌توان گفت که جریان روشن‌فکریِ دوم در میان روشن‌فکرانِ ایرانی پررنگ‌تر باشد.

نگارنده بر این باور است که حکومت صالح از مردم صالح برمی‌خیزد و حکومت فاسد نیز از مردم فاسد. تا هنگامی که ریشه‌ی یک جامعه یعنی فرهنگ آن اصلاح نشود، نمی‌توان امیدی به اصلاحات سیاسی داشت. اگر هم تغییراتی گسترده در سطوح بالای نظام سیاسی صورت بپذیرد، به دلیل فقدان آگاهی توده‌ها و ضعف فرهنگ عمومی، این تغییرات و اصلاحات ناپایدار خواهد بود.

در واقع، وقوعِ تغییرات سیاسی در فضایی با فرهنگ منحط، گره‌ای از کار فروبسته‌ی مردم نخواهد گشود. به عبارت دیگر سیاست حاکمان و حاکمان سیاسی چیزی جز میوه‌ی فرهنگ یک جامعه نیست. اصلاحات سیاسی  از بالا، در جامعه‌ای با فرهنگ ضعیف، نه پایدار است و نه مطلوب. باید از همین فرهنگ شروع کرد.

ما هر فلسفه‌ی سیاسی را که مبتنی بر ناآگاهی مردم باشد، برای جامعه‌ی ایران ناقص و باطل می‌دانیم؛ امّا با این وجود بر این باور هستیم که شرایط همیشه ایده‌آل نیست و مردم همواره نیاز به آگاه‌شدن دارند و این فرآیند آگاهی و اثربخشی نباید مقطعی و فقط در آستانه‌ی رخداد‌هایی هم‌چون انتخابات باشد. گرچه روشن‌فکران همواره در این راستا کوشیده‌اند امّا علی‌رغم نداشتن رسانه و… باز هم غالب روشن‌فکران در برقراری ارتباط با توده‌ی مردم، عمل‌کرد قابل قبولی ندارند.

در جامعه‌ای که پایِ ورزش‌ هم به سیاست گره می‌خورد، انتظاری نداریم که روشن‌فکران دست از سیاست بشویند و به پیشامد‌های سیاسی بی‌اعتنا باشند امّا چنین می‌اندیشم که کارِ فرهنگی و فعالیت‌های مدنی در میان این گروه بسیار کم‌رنگ است. مخاطب نسل جدید روشن‌فکری کم‌تر مردم هستند و بیشتر یا خود و یا حاکمیت را مورد خطاب قرار داده‌اند. این موضوع در مباحثی که مطرح می‌کنند و لحنی که به کار می‌برند به وضوح هویداست. روشن‌فکران نه با شعار «تدبیر و امید» بلکه با انعکاس «تدبیر و امید» در کردار می‌تواند نقش‌آفرینی کنند؛ روشن‌فکرانِ امیدواری که با مردم و برای مردم سخن بگویند.

شما می‌توانید ما را دنبال کنید از خوراک RSS 2.0 و یا پاسخ بگذارید در صورت تمایل، بازتاب بفرستید.

۲ پاسخ



پاسخ بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>