گفتاری از سید جمال‌الدین اسدآبادی

۴ تیر ۱۳۹۲ | نوشته‌شده به دست عادل شجاعی در اجتماع و فرهنگ | سیاست

وقتی داشتم پیرامون اصلاحات از لایه‌های پایین جامعه می‌نوشتم، جمله‌هایی از سید جمال‌الدین اسدآبادی (افغانی) در گوشم طنین‌انداز بود. امّا نه اصل جمله‌ها را از حفظ بودم و نه یادم بود آن جملات را کجا خوانده بودم. بالاخره چند روز پیش همین جملات را در کتاب «تاریخ بیداری ایرانیان» دیدم. پاره‌ای از جملات سید جمال را که در هنگام تبعید نوشته است، در زیر می‌آورم:

«افسوس می‌خورم از این‌که کِشته‌های خود را ندرویدم. به آرزویی که داشتم کاملاً نائل نگردیدم. شمشیر شقاوت نگذاشت بیداری ملل شرق را ببینم. دست جهالت فرصت نداد صدای آزادی از حلقوم ملل شرق بشنوم. ای کاش من تمام تخم افکار خودم را در مزرعه مستعد افکار ملّت کاشته بودم، چه خوش بود تخم های بارور مفید خود را در زمینِ «شوره‌زار از سلطنت» فاسد نمی‌نمودم. آنچه در آن مزرعه کاشتم به نمو رسید، هرچه در این زمین کویر غرس نمودم فاسد گردید، دراین مدّت هیچ یک از تکالیف خیرخواهانه من بگوش سلاطین مشرق زمین فرو نرفت؛ همه را شهوت و جهالت مانع از قبول گشت. »

سید جمال‌الدین اسدآبادی در ادامه می‌نویسد: «از حبس و قتال نترسید. از جهالت ایرانی خسته نشوید. از حرکات مذبوحانه سلاطین متوحش نگردید… طبیعت به شما یار است و خالق طبیعت مددکار. سیل تجدد بسوی شرق جاریست. بنیاد حکومت مطلقه منعدم شدنیست. شماها تا قوه دارید در نسخ عاداتی که میان سعادت و ایرانی سدِّ سدید گردیده، کوشش نمائید نه در نیستی صاحبان عادات؛ هرگاه بخواهید به اشخاص مانع شوید وقت شما تلف می‌گردد.»

ناظم‌الاسلام کرمانی، تاریخ بیداری ایرانیان، ص ۶۷ و ۶۸


پس از تحریر:

منبع دوّم: یرواند آبراهامیان، ایران بین دو انقلاب، ترجمه احمد گل محمدی و محمد ابراهیم فتاحی، ص ۸۴

شما می‌توانید ما را دنبال کنید از خوراک RSS 2.0 و یا پاسخ بگذارید در صورت تمایل، بازتاب بفرستید.

یک پاسخ



پاسخ بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>