پیرامون سفر محسن مخملباف به اسرائیل

۲۵ تیر ۱۳۹۲ | نوشته‌شده به دست عادل شجاعی در سیاست

از هر سیاست دوگانه‌ای نفرت دارم. از دوگانگی سیاست دولت‌مردان ایران در قبال دو رفتار اسرائیل و برمه تا دوگانگی سیاست آمریکا و متحدانش پیرامون حقوق بشر و دموکراسی در خاورمیانه. نه می‌توان همه‌ منتقدان محسن مخملباف را جیره‌خوار جمهوری اسلامی دانست و نه همه هواداران مخملباف را به مزدوری اسرائیل متهم ساخت.  نه افراط‌‌گری‌های مخملباف در اوایل انقلاب اسلامی ۵۷، نه چرخش ۱۸۰ درجه‌ای او و نه ضعف‌های او در زندگی حرفه‌ای و شخصی‌اش، دلیل قانع‌کننده‌ای برای شماتت محسن مخملباف از شرکت در جشنواره‌ بین‌المللی فیلم بیت‌المقدس نیست.
پس چرا شرکت محسن مخملباف در جشنواره بین‌المللی فیلم بیت‌المقدس در اسرائیل را نادرست می‌دانم؟

سفر محسن مخملباف به اسرائیل

به باور من، مشکل اصلی اسرائیل، نه سیاست‌های نژادپرستانه است و نه ترور در خارج از خاک فلسطین اشغالی؛ نه داشتن سلاح هسته‌ای است و نه دشمنی‌ آن‌ها با دولت و مردم ایران؛ مشکل مشروعیت اسرائیل است. تفاوتی که این مشروعیت با مشروعیت دیگر دولت‌ها می‌کند این است که دیگر دولت‌ها با سیاست انسان‌دوستانه با مردمان خود می‌توانند بخش بزرگی از مشروعیت خود را بدست آورند امّا دولت اسرائیل برای مشروعیت یافتن باید زمین‌های فلسطینی‌ها را بازپس دهد که در شرایط کنونی امری بسیار دور از ذهن است.

از آن‌جا که سیاست حاکم بر ایران با دشمنی با اسرائیل گره خورده است، برخی چنین پنداشته‌اند که مخالفت با اسرائیل به معنای مزدوری کردن برای حکوت ایران است. این‌ها در حالی است که سازمان‌های مردم‌نهاد و حقوق بشری بسیاری در کشورهای غربی در مخالفت و تحریم اسرائیل پیش‌گام هستند و نتایج خوبی هم گرفته‌اند. آیا آن‌‌ها هم مزدور و حقوق‌بگیر هستند؟
آیا استیون هاوکینگ که همین امسال به تحریم آکادمیک حکومت اسرائیل پیوست (+) هم مزدور حکومت ایران است؟

دولت اسرائیل دولتی است که خاک کشورهای دیگر را اشغال کرده است، سیاستی نژادپرستانه دارد و حداقل حقوق مردم فلسطین را رعایت نمی‌کند. علی‌رغم داشتن کلاهک‌های هسته‌ای، دولت اسرائیل NPT را امضا نکرده است. درحالی که هیچ مدرکی مبنی بر نظامی بودن فعالیت‌های هسته‌ای ایران یافت نشده(+)، آشکارا ایران را تهدید به حمله نظامی می‌کند.(+) به هیچ سازمان بین‌المللی هم پاسخ‌گو نیستند. برای حمله به ایران هم نیازی به هماهنگی با جامعه جهانی نمی‌بینند و ترجیح می‌دهند که جامعه جهانی را در امری اتفاق افتاده قرار دهد.

اگر کمی واقع‌نگر باشیم، به‌ خوبی می‌دانیم که غالباً گفتارهای سیاسی هنرمندان، نمی‌تواند تاثیری بر سیاست‌مداران بگذارد. آن هم سیاست‌مداران اسرائیلی که حتی از آمریکایی‌ها هم حرف‌شنوی ندارند. حال آقای مخملباف می‌خواهد چه کمکی کند؟
اگر می‌خواهد دو کشور را به صلح نزدیک کند، نتیجه‌اش چیزی جز بیرون آمدن یک دولت نژادپرست از انزوا نخواهد بود.

تاسف‌انگیز آن‌جاست که کسی که خود را فعال حقوق بشر معرفی می‌کند، می‌گوید: «من با اسراییل هیچ مشکلی نداشته و ندارم.» کشتار مردم در هر جای دنیا خلاف حقوق بشر است؛ چه در جمهوری اسلامی، چه در میانمار و چه در اسرائیل. متاسفم که نمی‌توانم با این دوگانگی در حمایت از حقوق بشر کنار آیم.

پیش‌تر هم تعداد زیادی از هنرمندان، دانشگاهیان، فعال‌های مدنی در نامه‌ای سرگشاده به محسن مخملباف نوشته بودند: «جشنواره‌ی بین‌المللی بیت‌المقدس در مجموعه ای به نام «اورشلیم سینماتیک» برگزار می‌شود. این مجموعه بین سه‌ روستای فلسطینی واقع است که در سال ۱۹۴۸ هدف پاک‌سازی‌های قومی-نژادی دولت اسرائیل بوده‌اند.»

منبع عکس

شما می‌توانید ما را دنبال کنید از خوراک RSS 2.0 و یا پاسخ بگذارید در صورت تمایل، بازتاب بفرستید.

یک پاسخ



پاسخ بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>