عامل کتاب نخواندن: گرانی یا ضعف فرهنگ؟

۵ مرداد ۱۳۹۲ | نوشته‌شده به دست عادل شجاعی در اجتماع و فرهنگ | کتاب

قصه‌ی پرغصّه‌ی گرانی و تورم، خیلی تکراری شده است. نمی‌دانم چقدر بر میزان خرید کتاب و مجله تاثیر گذاشته است. در چنین وضعیّتی، بعید می‌دانم که خریدن یک کتاب در ماه، فشاری بر خانواده‌های متوسط ایرانی وارد آورد. کمی صریح‌تر بگویم؛ گرانی کتاب، بهانه است. نمی‌گویم که همه می‌توانند کتاب‌های دلخواه‌شان را بخرند، امّا دست‌ِکم می‌توانند در کتاب‌خانه‌های اطراف، چند کتاب مورد علاقه‌ی خود را پیدا کنند. چرا افراد درون سالن‌های مطالعه‌ی کتاب‌خانه‌ها به چند دانش‌آموز و دانشجوی پشتِ کنکوری محدود می‌شود؟ چرا نباید کتاب‌خوان دیگری غیر از گروه را دید؟

به دور از حرف‌های پوپولیستی و عوام‌پسندانه، باید بگویم که مشکل اصلی، گرانیِ کتاب نیست، مشکل بنیادی ما، ضعف فرهنگ است. هم‌چنان که پیشتر نوشتم، سیاست حاکمان و حاکمان سیاسی، میوه‌ی فرهنگ یک جامعه هستند. اصلاحات سیاسی از بالا، در جامعه‌ای با فرهنگ ضعیف، نه پایدار است و نه مطلوب.

شاید کم‌تر یاد گرفته‌ایم که از کتاب خواندن لذّت ببریم و جایی را برای کتاب و مجله در سبد خانوار در نظر بگیریم. زیاد دیده‌ام که افراد شمار زیادی کتاب را می‌خرند امّا افسوس که یک کتاب را به پایان برسانند. از کتاب، بیشتر برای تزئین و دکوراسیون خانه استفاده می‌شود تا ابزاری برای آگاه‌شدن و آگاهی‌بخشی. حتی در میان زنده‌ترین قشر کشور که باید دانشجویان باشند، مراجعه به کتاب، چندان بیش از حدِ کتاب‌های درسی نیست. اطلاعات سیاسی و اجتماعی بسیاری از افراد، به جای این‌که مبتنی بر درک عمیق از نظریه‌های رایج در سیاست و جامعه باشد، به چند سایت اینترنتی و خبری وابسته و محدود است. برخی هم همان چند خطی را که از آن کتاب خوانده‌اند چنان با آب و تاب تعریف می‌کنند که گویی هر ماه ده‌ها کتاب می‌خواند.

کتاب خواندن و فرهنگ

بریده‌هایی از مقاله‌ی «داستان ما و فقر کتاب‌خوانی» نوشته‌ی محمد فاضلی و سحر جعفری را که در شماره‌ی هفتم اندیشه پویا منتشر شده است، در زیر می‌آورم.

«تنها ۹ درصد ایرانیان باسواد و ۲۰درصد از افراد دارای مدرک دانشگاهی به طور دائم در فراغت خود کتاب مطالعه می‌کنند […] متوسط مطالعه در هند ده ساعت در هفته گزارش شده که این میزان برای ایران، ۵۶ دقیقه در هفته است […] در ایران نیز به مانند بقیه کشورهای جهان، تلویزیون در درجه اول و رسانه‌های دیجیتال در مراتب بعدی، مصرف خلاق کتاب را کاهش داده و به عوض مصرف توده‌ای رسانه را جایگزین ساخته‌اند […] ساکنان کشورهای آسیایی بیش از اروپا و آمریکا وقتشان را صرف کتاب‌خوانی می‌کنند. در این بررسی نشان داده شده است که هندی‌ها هفته‌ای ده ساهت و هفت دقیقه، چینی‌ها هفته‌ای هشت ساعت و فیلیپینی‌ها هفت‌ ساعت و شش دقیقه مطالعه می‌کنند. سرانه پایین مطالعه در آمریکا با هفته‌ای پنج ساعت و هفت دقیقه و انگلیس با پنج ساعت و شش دقیقه عمدتاً ناشی از مطالعه کتاب‌های الکترونیکی و خواندن وب‌سایت‌های اینترنتی دانسته شده است.»

در بخش دیگری از این مقاله به این‌که «چرا ایرانیان کتاب نمی‌خوانند؟» پرداخته شده است. نویسندگان نشان داده‌اند که در ایران با بهبود وضعیت اقتصادی خانواده‌، مطالعه کتاب و موجودی خرید آن افزایش یافته اما میانگین زمان مطالعه تغییری نکرده است. نویسندگان این مقاله علاوه بر مناسب نبودن وضعیت ناشران کتاب، دلایل دیگری نیز برای پایین بودن میزان مطالعه ارائه کرده‌اند:
۱٫ بالا بودن قیمت کتاب ۲٫ کمبود وقت ۳٫ مشغولیت کاری و روزمرگی ۴٫ وجود سردرگمی‌های دیگر مثل تلویزیون و ماهواره و اینترنت ۵٫ کمبود کتاب‌خانه‌ها و پایین بودن سرانه فضای مطالعه ۶٫ مشکلات ممیزی و سانسور کتاب.

با اندک توجهی در می‌یابیم که هیچ کدام از عللی که نویسندگان به آن اشاره کرده‌اند، قابل قبول و توجیه‌پذیر نیست. (مگر این‌که همه چیز را از چشم سانسور کتاب ببینیم!) مگر مردمان دیگر کشورها وقت آزادی بیشتر از ایرانیان دارند؟ مگر مشغولیت ایرانیان بیشتر از هندی‌ها و فیلیپینی‌ها است؟ یا این‌که ماهواره و اینترنت فقط  نزد ایرانیان است و بس؟

نویسندگان این مقاله به «رابطه فرهنگ، سبک زندگی و کتاب‌خوانی» پرداخته‌اند. نویسندگان بر این باور هستند که «اقتصاد رانتی مبتنی بر بهره‌برداری از نقت برای ساختن طبقه‌ای جدید، جامعه‌ای مصرف‌محور پدید آورده که انگاره‌های مصرف مادی بر همه صورت‌های دیگر زندگی غلبه یافته‌اند. طبیعی است که در چنین ساختاری، نظام ارزشی نیز سویه‌ی مادی‌گرایانه‌اش را تشدید کرده و هویت‌ها بر اساس مقولاتی غیرفرهنگی تعریف می‌شوند. رشد کمّی آموزش عالی، برخوردهای امنیتی با فرهنگ، تلاش برای کنترل فرهنگ و مخالفت با صورت‌های نخبه‌گرایانه فرهنگ در چارچوب مقابله‌ با چهره‌های فرهنگی، همگی به ارزش‌زدایی از رمزگان‌های فرهنگی کمک کرده است.»

چنین می‌اندیشم که بیگانگی ما ایرانیان با کتاب را باید در سیر و تطوّر فرهنگ‌مان جُست. فرهنگی که آن را در طی سالیان دراز شکل داده‌ایم و ما نیز کوشش بایسته‌ای در به‌کرد آن نکرده‌ایم. شاید بهتر باشد که دیدگاه دیگران را نیز شنید و خواند.

منبع عکس

شما می‌توانید ما را دنبال کنید از خوراک RSS 2.0 و یا پاسخ بگذارید در صورت تمایل، بازتاب بفرستید.

۹ پاسخ

  • صبا نوشت:

    سلام جناب شجاعی عزیز
    من در یکی از پست هایم به کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان اشاره کردم .چون اعتقاد داشته ودارم که برای توسعه فرهنگ مطالعه و تحقیق باید زیر بنایی کار کرد .

  • سفالینک نوشت:

    سلام
    مسلما ضعف فرهنگی ما….

  • مطلب خوبی بود. منم فکر میکنم هنوز فرهنگ کتابخوانی در ایران ایده ال نیست. با آمارهایی که منتشر می شود مشخص میشه که مردم ما به کتاب و مطالعه اهمیت زیادی نمیدهند.

  • عابر نوشت:

    سلام عادل جان
    به نظرم من هم عوامل زیادی در عدم تمایل ما ایرانیان به مطالعه وجود دارد ، و محدرد به آن موارد یاد شده نیست . و اعتقاد راسخ دارم اگر قرار است در این زمینه قدمی برداشته شود باید از زیر بناهای ایجاد این مهارت که به یقین مدارس است باید شروع کرد.چرا روی این مطلب اصرار دارم ؟به دلیل اینکه برای مطالعه باید مهارت هایی از قبل در فرد ایجاد شود تا او بتواند استفاده و تعامل مناسب با محتوایی که می خواند داشته باشد. روگردانی مردم ما شاید یکی از دلایل عمده اش فقدان همین مهارت اولیه و اساسی است.موقعی که نتوانیم از محتوا استفاده کنیم فقط خود را خسته کردیم و معمولا آدمی از هرچه که برای وی خستگی آورد روگردان است . ما از مطالعه خسته می شویم چون لذت نمی بریم وچون لذت نمی بریم خسته می شویم و نهایتا آن را کنار می گذاریم.

  • ساحل نوشت:

    سلام و درود بر شما

    در جامعه کنونی ضعف فرهنگ است که جلوی مطالعه ما را گرفته است

  • حسین دشتی نوشت:

    عادل ایمیلت رو چک کن

  • مزدک نوشت:

    با سلام
    همه عوامل بالا درست است.
    اما یک عامل عمده که به آن کمتر توجه میکنیم رسم‌الخط کنونی است که از آن استفاده میکنیم.
    همین مذاکرات مجلس را در چند روز اخیر نگاه کنید. چند نفر را دید که از روی نوشته بخواند و اشتباه نکند.
    مصوتها که از مهمترین اجزای زبان فارسی هستند در خط ما نادیده گرفته میشوند.
    یک نفر جرات ندارد که با صدای بلند یک روزنامه یا کتاب را در اتوبوس بخواند درحالیکه در ترکیه افراد بدون ترس از مسخره شدن یک متن را به طور کامل میخوانند.
    طبق تحقیقات صورت گرفته میزان دوباره خوانی ما فارسی زبانان بسیار بالا است. چرا که یک متن را میخوانیم و بعد متوجه میشوم که غلط است و از دوباره برمیگردم متن را بخوانیم
    این است که وقتی یک آلمانی به سراغ یک کتاب و یا نوشته میرود با اشتیاق میرود و یک ایرانی اگر در بین مردم باشد با ترس و اگر در خانه و باشد با بیرغبتی

  • ابوالقاسم - مهیمنی نوشت:

    با درود ، خواستم به همه موارد گفته شده بی اعتمادی بنیانی توده مردم و کتاب خوان را به قشر روشنفکر و تولید کننده کتاب اعم از ترجمه و تألیف و تحقیق را اضافه کنم ،مطلب بسیار طولانی است و بر بستری تاریخی استوار است، کوتاه سخن این که از مشروطیت به این سوی علی الخصوص روشنفکران ما به غیر از انگشت شماری به لحاظ شرایط حاکم و البته ترس از انعکاس دقیق و صحیح مطالب( اگر فرض را بر این بدانیم که میدانستند)، خود سانسوری را، ازخویش شروع و در ادامه نظام های حاکم تشدیدش کرده اند، و این یعنی توهین به شعور اندک، خواننده ای که بوده و هست، بهترین نمونه از این دست رونق کتاب های خارج از جریان اصلی نشر و چاپ و توزیع است که در هر زمان رایج بوده و هم اینک نیز چنین است، لذا بنظر بنده سانسور و نظارت از بالا بر محتوی کتاب ها بهر انگیزه مهم ترین دلیل پائین بودن سرانه مطالعه در ایران است، چرا که هرگاه این نقیصه رفع شود، سایر موارد با توجه به اشتیاق فراهم شده به سهولت رفع می گردد، به قول قدما : آفتاب آمد دلیل آفتاب ، از همه کشورهائی که نامبرده شده دارای سرانه بالای کتابخوانی و مطالعه هستند به تحقیق سانسوری چون ما ندارند، زیرا قوانین در آنجا همواره برای بعد از نشر و بسیار متمدنانه اند و اصولاً کتابی که مخاطب نداشته باشد، تکلیف نویسنده و …. الی ناشر را خود تعیین می کند و طبیعی است که این سلیقه و نگاه مردم در آن کشورهاست که حکم به استقبال و یا عدم استقبال از کتاب چاپ شده میدهد و چون از رانت خبری نیست، جامعه نشر خود بخود به پالایش خویش می پردازد و در میان مدت محیطی با انگیزه مضاعف برای کتابخوانی و البته توسط جامعه مدنی و نه دولت پدید می آید، گفتنی و نوشتنی در این خصوص بسیار است، اما تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل .

  • اسما نوشت:

    من از دوران کودکی عاشق کتاب بودم و از سن ۱۲-۱۳ سالگی هفته ای حداقل یک کتاب میخوندم ولی الان با این وضع گرانی کتاب به سختی میشه کتاب خرید و به خاطر گرانی کتاب حتی منم که عاشق کتابم مجبورم ماهی یک کتاب بخونم یعنی تقریبا مجبورم کل پولی که پدرم برای یک ماه به من میده رو خرج کتاب کنم
    به نظرم میتونن کاغذ کتاب ها رو کاهی کنن که قیمت کتاب پایین بیاد و روی کتاب های الکترونیکی بیشتر سرمایه گذاری کنن و کتاب های بیشتری رو به صورت الکترونیکی منتشر کنن



پاسخ بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>