برای دریاها

۱۹ دی ۱۳۹۲ | نوشته‌شده به دست عادل شجاعی در روزنگاری‌ و مینی‌مال

برای من، دریا بیش از آن‌که جایی برای شنا باشد، مکانی برای دویدن و قدم زدن است. برخلاف کوه، باغ و… که ترجیح می‌دهم با دوستان بگذرانم، دوست دارم دریا را تنها ملاقات کنم. الان هم که خدمت سربازی دارد لاک‌پشتی سپری می‌شود و سایه سنگینش تمامی ندارد، حسابی دلتنگ این ساحلِ خفته‌ی شورآفرین می‌شوم. گاهی باید چندین و چند روز سپری شود تا فرصت دیدار فرا رسد.
دلم شبِ سرد و بارانی کنار دریا را می‌خواهد. همان شب‌ها که تنها به خود می‌لرزیدم. دلم زمانی را می‌خواهد که با پای برهنه، انگشتانم آرام در ماسه‌ها فرو می‌روند؛ همان زمان که خرده شیشه‌ها پاهایم را می‌بُرید و آب شورِ دریا حسابی پاهایم را می‌سوزاند. دلم می‌خواهد کنار ساحل بایستم و بدون این‌که به زغال‌ها فکر کنم، آتش‌گردان را بچرخانم تا جرقه‌های آتشینش آرام بر لب ساحل فرود بیایند.

شما می‌توانید ما را دنبال کنید از خوراک RSS 2.0 و یا پاسخ بگذارید در صورت تمایل، بازتاب بفرستید.

۵ پاسخ



پاسخ بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>