شراب مردافکن

۱۵ دی ۱۳۹۳ | نوشته‌شده به دست عادل شجاعی در روزنگاری‌ و مینی‌مال

من با شراب مردافکن مسافرخانه‌ها که طعم بنفشه دارد و خواب سنگین نیم‌روز را برمی‌انگیزد، آشنا بوده‌ام. با مستی شبانگاه، آن دَم که گویی سراسر زمین زیر بار اندیشه‌ی نیرومندتان به لرزه در آمده است، آشنا بوده‌ام…
آندره ژید. مائده‌های زمینی (ص۷۹). برگردان: مهستی بحرینی. انتشارات نیلوفر

شما می‌توانید ما را دنبال کنید از خوراک RSS 2.0 و یا پاسخ بگذارید در صورت تمایل، بازتاب بفرستید.

۳ پاسخ

  • یک دوست نوشت:

    هر کسی که مذهبی است
    نسبت به دولت انتقاداتی دارد
    به فتنه و این مسایل می پردازد
    یا عضو جبهه! پایداری است
    لقبی داده اند به نام دلواپسان و می گویند بنیاد گرا و دگم هستند
    هر کسی حرفی از میرحسین می زند
    هر کس نقدی بر مجلس یا دولت حاج محمود دارد
    هر کس اهل ریش و حجاب سفت و سخت نیست
    هر کس اصلاح طلب است
    لقبی دارد به نام فتنه گر و وطن فروش است
    برخی ها شایسته این القاب هستند
    ولی
    برای آنهایی که اخلاق مهم است می گویم:
    هرآنچه برای خود می پسندی برای دیگران نیز بپسند و هر آنچه برای خود نمی پسندی برای دیگران نیز مپسند.

  • سفالینک نوشت:

    هر بار این کتاب رو که میخونی یه نگاه تازه به آدم میده…
    “خوشبختی ام درین بود که هر چشمه ای،عطشی تازه بر من آشکار میکرد و در بیابان بی آبی که نمی توان تشنگی را فرو نشاند باز هم تب و تاب اشتیاق خویش را در زیر آفتاب سوزان بیش از هر چیزی دوست می داشتم.

    با آغوشی باز پذیرای هر چیزی از هر سو می شدم، نیوشا بودم که حتی یک اندیشه ی شخصی ندارم، هر احساس گذرایی را به چنگ می آوردم و دریافتم که عشق من چه اتکای کمی بر بیزاری ام از زشتی دارد…”
    (کتاب چهارم مائده های زمینی)



پاسخ بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>