سالی که گذشت. (۱۳۹۳)

۲۹ اسفند ۱۳۹۳ | نوشته‌شده به دست عادل شجاعی در روزنگاری‌ و مینی‌مال

همان جمله‌ی کهنه. چقدر زود دیر می‌‌شود. هم‌چون هر سال، سالی که گذشت را در چند خط مرور می‌کنم. برای شما که این چند سطر را می‌خوانید، این مطلب چند خط است که احتمالاً چند دقیقه بعد فراموش می‌شود. امّا برای من پر از خاطره. پر از هیاهو. پر از شادی و اندوه. پر از اشک و پر از لبخند.

امسال بیشترش را درگیر خدمت سربازی بودم. نزدیک به یازده مال از امسال. چه روزگار سیاهی. چه دوران بدی. من دیگر نگران زمان‌های از دست‌رفته‌ام در سربازی نیستم. آن‌ها رفته‌اند. همان‌طور ‌آدم‌هایش هم رفتند. فراموش نکنیم که هزاران جوان تحصیل‌کرده به یک‌باره وارد فضای سربازی می‌شوند و رخوت و خستگی وجودشان را فرا می‌گیرد. به باور من سربازی فقط یک راهِ چاره دارد. لغو سربازیِ اجباری و پدیدآوردن ارتش حرفه‌‌ای. به باور من، هر گزینه‌ای جز لغو سربازی اجباری، عادلانه نیست و ستمی است بر این همه جوان.

سالی که یازده ماه از دوازده ماهش را سرباز بودم، چه توصیفی می‌تواند داشته باشد؟ از کجایش بگویم؟ من اغلب آدم امیدواری هستم. یعنی سعی می‌کنم روزنه امیدی را ببینم. معمولاً ناامید نمی‌شوم. به همین دلیل اگر با کسی رابطه‌ام به هم بخورد، با بدی تمام نمی‌کنم. چون امید دارم و ممکن می‌دانم روزی که دوباره آن رابطه از سر گرفته شود. این را تجربه کرده‌ام.

همیشه سعی می‌کنم راه‌حلی را پیدا کنم. با شکست، سرد نشوم. پس از دو بار تلاش ناموفق، برای بار سوم تلاش کردم تا به شهر خودمان انتقالی بگیرم. هر بار تلاش فرایند اداری و دردسر زیادی داشت. بار سوم موفق شدم. وضعیت به مراتب بهتر شد. اوقات فراغتم را می‌آمدم خانه. بیشتر می‌خواندم. کوشش می‌کردم از مباحث درسی فاصله نگیرم. موسیقی گوش می‌کردم. سربازی من به سختی نگذشت. راننده تایم اداری بودم. نسبت به بقیه، وضعیت به نسبت بهتری داشتم. فکر می‌کنم افرادی بودند و هستند که به مراتب شرایط سختی را در سربازی تحمل کرده‌اند و می‌کنند. سخت بودن بستگی به نگاه شما دارد که این کار عادلانه بپندارید یا نه. و این‌که چه چیزی را حق خودتان بدانید. فهمیدن بهتر از نفهمیدن است. همیشه.

برخی رویدادها هرگز از ذهن آدمی پاک نمی‌شوند. فراموش نمی‌شوند. حتی اگر شما ادعا کنید که فراموش کردم. ادعای فراموشی کمی مزوّرانه است. دوران سربازی فرصتی دست داد که کتاب بخوانم. اما بیش از خواندن، تلاش کردم بیندیشم. اندیشیدن‌ها بیشتر سودمند بود. بسیار بیشتر.

خوشبختانه اسفند ماه که فرصتی دست داد تا از حال و هوای سربازی خارج شوم و به دنبال کار باشم. در این باره بیشتر خواهم نوشت. در سال آینده می‌کوشم مطلبی را در مورد انتخاب رشته، ادامه تحصیل و پیدا کردن کار و مصاحبه‌های کاری بنویسم.

چیزی تا تحویل سال باقی نمانده است. بهتر است دل‌هایمان را از کینه و نفرت تهی کنیم و لبخند بزنیم. تلاش کنیم، امیدوار باشیم و دیگران را دوست بداریم. امیدوارم سال ۹۴ سال صلح، آرامش و پیشرفت و خبرهای خوب برای همه باشد.

نوروز مبارک.

 

شما می‌توانید ما را دنبال کنید از خوراک RSS 2.0 و یا پاسخ بگذارید در صورت تمایل، بازتاب بفرستید.

پاسخ بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>