سه نقد بر شیوه ی آمار دهی مسئولین

بهمن ۲۱ام, ۱۳۹۰ | نوشته‌شده به دست عادل شجاعی در سیاست - (بدون دیدگاه)

یک روز به ۲۲ بهمن ماه هست و در آستانه جشن پیروزی انقلاب اسلامی ایران هستیم، برخی از این فرصت استفاده می کنند و آمار ها و ارقامی را ارائه می دهند و با تحلیل های خود حقیقت را وارونه جلوه می دهند و هر منتقدی را به راحتی با اتهام هایی نظیر سیاه نمایی و … از صحنه حذف می کنند.

در این مطلب قصد دارم سه نقد را بر شیوه ی آمار دادن مسئولان و همچنین صدا و سیما وارد آورم که امیدوارم انصاف را رعایت کرده باشم و قضاوت را به خوانندگان فهیم و باشعور  می سپارم.

انتقاد اول مربوط بیان کردن “رشد تورم” و “سرعت تورم” هست که گاهی عمدا یا سهوا و از روی نادانی اشتباه به کار می برند و بسیاری که فرق بین شتاب و سرعت را نمی دانند، به اشتباه می اندازند و در واقع شتاب برابر است با تغییرات سرعت به زمان یا همان مشتق اول سرعت و معمولا شتاب از نظر عددی مقداری کمتر از سرعت را دارد و بجای تورم (که در واقع نوعی سرعت است)، سرعت افزایش تورم یا شتاب تورم را ذکر می کنند. متاسفانه  اینگونه مغالطه ها در “سرعت” و “شتاب” مربوط به پارامتر های پیشرفت و پسرفت متاسفانه وجود دارد.

انتقاد دوم مربوط به نحوه ی ذکر افزایش ظرفیت نیروگاه ها و کارخانه ها و ظرفیت واحد های تولیدی صنعتی می شود که برخی مسئولین و همچنین صدا و سیما فقط می گویند ظرفیت به فلان اندازه رسید و به همین بسنده نمی کنند  و متاسفانه مقدار اولیه و درصد افزایش ظرفیت واحد های تولید را ذکر نمی کنند که مخاطب بتواند در ذهن خود مقایسه و قضاوت کند. این موضوع را مکررا دیده ام.

انتقاد سوم بیشتر به نحوه ی آمار دهی مسئولان و صدا و سیما در دهه فجر (که به شما دوستان تبریک عرض می کنم) مربوط می شود و اینکه بسیاری از مسئولین محلی و کشوری  و همچنین صدا و سیما وضعیت و پیشرفت های موجود را فقط با دوران شاه مخلوع مقایسه می کنند که کاری اشتباه است و ضمن اینکه پیشرفت های چشمگیر در سه دهه گذشته انقلاب اسلامی را منکر نیستم، به این شیوه انتقاد وارد می کنم چرا که سی و سه سال از آن زمان گذشته و اینگونه مقایسه کردن ما را به نتیجه صحیح سوق نمی دهد.

راه حل عملی چیست؟

راهکار عملی این است که بنگریم در سی و سه سال پیش و در زمان سقوط شاه، از لحاظ قدرت و نفوذ سیاسی، تکنولوژی و تولید علم، رفاه اجتماعی و پارامتر های مورد نظر در چه جایگاهی بودیم و آن نقطه را در نظر بگیریم و ببینیم در این سی و سه سال می توانستیم در چه جایگاهی قرار بگیریم و در سی سال اخیر کشورهای دیگر (مثل ژاپن و ترکیه) چقدر پیشرفت کرده اند و ما چقدر پیشرفت کرده ایم که البته در این مقایسه شرایطی مثل وجود تحریم ها و دفاع هشت ساله نیز باید در نظر گرفته شود.

عنوان چند خبر مرتبط از خبرگزاری های داخلی ایران:

تابناک به نقل از برخی مسئولین و نمایندگان مردم در مجلس نوشت: “آمار دولت در مورد بیکاری دروغ است.”   ( تاریخ انتشار: ۰۴ آبان ۱۳۹۰ ؛ کد خبر: ۱۹۹۹۰۶)

تابناک به نقل از کاتوزیان نماینده مجلس و رئیس کمیسیون انرژی نوشت: “دولت آمار دروغ می‌دهد” و “روند ارائه آمار از سوی دولت فریبکارانه است و قصد فریب مجلس را دارد.”

( کد خبر:  ۱۶۳۶۱۲؛ تاریخ انتشار: ۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۰)

به گزارش شفاف اسحاق جهانگیری وزیر سابق صنایع و معادن در گفتگو با شرق پیرامون دور
افتادگی از توسعه گفت: “آمارهای دولت به هیچ‌وجه کار‌شناسی نبوده و مبنای درستی
ندارد.”

(کد خبر: ۸۰۳۰۷ ؛ تاریخ انتشار: ۰۱ آبان ۱۳۹۰)

در این مطلب قصد دارم که به این سوال پاسخ دهم که “تا چه حد می توان به نظر سنجی های اینترنتی اتکا و اعتماد کرد؟” و از چند نقطه نظر آن را بررسی نمایم.

عموما اتکا به هر گونه نظر سنجی با اندکی خطا همراه خواهد بود که گاهی این خطا ناچیز است و می توان نتایج را با تقریب خوبی پذیرفت. اما گاهی خطاها چنان بزرگ هستند که نمی توان مشت را نمونه خروار دانست.

اتکا به نظر سنجی های اینترنتی که در سایت های مختلف قرار دارد نیز همانند سایر نظرسنجی هایی که سازمان های مختلف دولتی و غیر دولتی انجام می دهند، با اندکی خطا همراه خواهد بود اما این خطا در چه اندازه ای است؟

پاسخ به این پرسش مستلزم در نظر گرفتن وضعیت نمونه آماری است و قبل از آن باید به این پرسش پاسخ داد که آیا می توان گفت نمونه مورد نظر یک نمونه واقعی است و نماینده سایر داده ها و افراد جامعه نیز هست؟

به نظر من در جامعه ای که ما در آن زندگی می کنیم (ایران) نمی توان گفت که نظر و تفکر افرادی که کاربران فعال اینترنت هستند، نماینده ای از کل افراد جامعه هست. برای بهتر روشن شدن مطلب یه مثال کوتاه و ساده می زنم.

مثلا کاربرانی که حدود ۶۰ سال سن دارند بسیار کمتر از کاربرانی هستند که ۲۰ سال سن دارند و این وجود تفاوت در سن افراد در جامعه ما، در تمایز در تفکرات آن ها نقش ویژه ای دارند برای مثال نسل اول و دوم و سوم انقلاب در نگرش های سیاسی و اجتماعی تفاوت دارند زیرا که دغدغه ها و خواست های آنان متفاوت است و شاید به جرات بتوانم بگویم که افرادی که عمده کاربران اینترنت هستند، در محدوده سنی ۱۶-۳۰ قرار می گیرند. با توجه به دسترسی راحت تر شهرها به اینترنت، روستاییان کمتر در نظر سنجی های اینترنتی شرکت می کنند و در نتیجه باید تصمیمات کلان به گونه ای باشد که مشتی که انتخاب می شود نمونه خروار باشد.

در نتیجه در کشور ما کاربرانی که در نظر سنجی های اینترنتی و یا شبکه های اجتماعی مثل گوگل پلاس، فیس بوک و یا توییتر فعال هستند ممکن است از نقطه نظر خواست های اجتماعی با سایر افرادی که دسترسی کمتر و یا محدود تری به اینترنت دارند، متفاوت باشند و کاربران نیز هنگام مشاهده نتایج نظر سنجی های اینترنتی مثل “پیش بینی و نتایج انتخابات مجلس” یا “شما در انتخابات شرکت می کنید؟” یا “در انتخابات به چه کسی رای می دهید؟” باید به نکات فوق دقت کنند و تا در ذهن خود به واقعیت های دنیای حقیقی نزدیک تر شوند.

وقتی بخواهیم در مورد هر مفهوم انتزاعی سخن به میان آوریم ابتدا لازم است که تعریف مشخصی از آن مفهوم داشته باشیم. پس هنگامی که می خواهیم مفهومی به نام “آزادی بیان” را تعریف کنیم خود به خود برخی مفاهیم مثل “توهین به دیگران” از دایره ی مفهوم “آزادی بیان” خارج خواهند شد و نتیجه می گیریم که ما آزاد نیستیم هرگونه آزادی را تعریف کنیم؛ چرا که در صورت ارائه تعریفی اشتباه از آزادی و انتشار آن بزرگترین خیانت را به آزادی و آزادگی کرده ایم. پس این آزاد نبودن در تعریف دلخواه از چنین مفهومی به توعی محدودیت است. اما محدودیتی در جهت آزادی.
این مقدمه را گفتم تا به یک مفهوم مشترک برسیم و اینکه آزادی را باید تعریف کرد و دایره آن را شناخت.
در جوامع مختلف با توجه به فرهنگی که دارند تعاریف مختلفی از آزادی شده است.
مثلا در نظام های لیبرال-دموکرات که عمدتا تفکر سکولاریسم بر نظام های سیاسی آن ها حاکم است می توان آزادی را از دو منظر نگریست:
۱٫آزادی فرد در روابطش با دیگران: مثل پدیده هایی چون هم جنس گرایی یا آزادی در برهنه بودن که واقعا تاسف برانگیز و بر خلاف فطرت های انسانی است.
۲٫آزادی بیان در جامعه:اینکه افراد به راحتی در این نظام ها حاکمیت را به چالش می کشند و تمامی مسئولین را مورد انتقاد قرار می دهند  مثل جنبش اشغال وال استریت که مردم می توانند در آمریکا راهپیمایی و تجمع علیه نظام سرمایه داری کنند.در نظام حکومتی جمهوری اسلامی ایران نیز تعاریفی از آزادی و آزادی بیان ارائه شده است که نظریه پردازی چون شهید مطهری این آزادی را به خوبی در کتاب هایش به تصویر کشیده است و من فقط چند جمله از ایران را با ذکر منبع نقل می کنم و قضاوت اینکه اکنون چقدر به حرف های شهید مطهری عمل می شود را به خوانندگان عزیز واگذار می کنم:
۱- من اعلام می کنم که در رژیم جمهوری اسلامی هیچ محدودیتی برای افکار وجود ندارد و از به اصطلاح کانالیزه کردن اندیشه ها، خبر و اثر نخواهد بود. همه باید آزاد باشند که حاصل اندیشه ها و تفکرات اصیلشان را عرضه کنند. ( استاد شهید مرتضی مطهری/ پیرامون انقلاب اسلامی/ صفحه ۱۱ / چاپ ۱۳۷۳/انتشارات صدرا)۲- من به همه دوستان غیر مسلمان اعلام می کنم، از نظر اسلام تفکر آزاد است، شما هر جور که می خواهید بیندیشید، بیندیشید، هر جور که می خواهید عقیده خودتان را ابراز کنید _ به شرطی که فکر واقعی خودتان باشد _ ابراز کنید، هر طور که می خواهید بنویسید، بنویسید، هیچ کس ممانعتی نخواهد کرد.
( همان/ صفحه ۱۳ )۳-در حکومت اسلامی احزاب آزادند، هر حزبی اگر عقیده غیر اسلامی هم دارد، آزاد است.( همان/صفحه ۱۷)۴- اگر در صدر اسلام در جواب کسی که می آمد و می گفت من خدا را قبول ندارم، می گفتند بزنید و بکشید، امروز دیگر اسلامی وجود نداشت. اسلام به این دلیل باقیمانده که با شجاعت و با صراحت با افکار مختلف مواجه شده است.( همان / صفحه ۱۸ )۵- در آینده، اسلام فقط و فقط با مواجهه صریح و شجاعانه با عقاید و افکار مختلف است که می تواند به حیات خود ادامه دهد. من به جوانان و طرفداران اسلام هشدار می دهم که خیال نکنند راه حفظ معتقدات اسلامی، جلوگیری از ابراز عقیده ی دیگران است. از اسلام فقط با یک نیرو می شود پاسداری کرد و آن علم است و آزادی دادن به افکار مخالف و مواجهه صریح و روشن با آنها. ( همان / صفحه ۱۹ )۶- اگر بنا شود حکومت جمهوری اسلامی، زمینه اختناق را بوجود بیاورد قطعاً شکست خواهد خورد. اسلام دین آزادی است، دینی که مروج آزادی برای همه افراد جامعه است. اسلام می گوید دینداری اگر از روی اجبار باشد دیگر دینداری نیست. می توان مردم را مجبور کرد که چیزی نگویند و کاری نکنند، اما نمی توان مردم را مجبور کرد که این گونه یا آنگونه فکر کنند.( همان/ صفحه ۶۲ ) شود پاسداری کرد و آن علم است و آزادی دادن به افکار مخالف و مواجهه صریح و روشن با آنها. ( همان / صفحه ۱۹ )

۷- هرکس می باید فکر و بیان و قلمش آزاد باشد و تنها در چنین صورتی است که انقلاب اسلامی ما، راه صحیح پیروزی را ادامه خواهد داد. ( همان/ صفحه ۶۳ )

۸- اگر بخواهیم جلوی فکر را بگیریم، اسلام و جمهوری اسلامی را شکست داده ایم.( همان/ صفحه ۶۴ )

آیا اکنون اگر یک سیاستمدار همین سخنان را در تلویزیون و به نقل از خودش بگوید چه برخودی با او می شود؟ (منظورم اصلا آقای عماد افروغ نیست و به طور کلی عرض می کنم)
رسانه ای که ادعای ملی بودن و تعلق داشتن به ملت ایران را دارد، چقدر فضا را به منتقدان وضع موجود می دهد؟
متاسفانه برخی فکر کرده اند که اگر کسی انتقاد کند حتما به نظام ضربه می زند!
برخی نیز قرائتی اشتباه از اسلام را نسخه پیچی می کنند و به خورد جوانان ما می دهند و نتیجه آن هم وضعیتی است که اکنون شاهد آن هستیم.
برخی دیگر هم با فرافکنی و سر خود را زیر برف کردن همه اشتباهات خود را یا به منتقدان داخلی یا به دشمنان خارجی نسبت می دهند و خود هرگز مسئولیت کرده های خود را نمی پذیرند.

قل یا اهل الکتاب تعالوا الی کلمه الی کلمه سواء بیننا و بینکم الا نعبد الا الله….(آل عمران آیه ۶۴):
بگو ای اهل کتاب بیایید به سوی سخنی که میان ما و شما یکسان است، که جز خداوند یگانه را نپرستیم ….
(خدا رو شکر که همه هم کیش هستیم ولی افسوس که “کلمه سواء” رو برخی فراموش کرده اند.)

الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه اولئک الذین هداهم الله واولئک هم اولوا الالباب (سوره زمر آیه ۱۸):
آنان که سخن را می شنوند و از بهترینش پیروی می کنند. اینانند کسانی که خدا هدایتشان کرده، واینان همان خردمندانند.

تحلیل های نادرست سیاسی

آذر ۲۵ام, ۱۳۹۰ | نوشته‌شده به دست عادل شجاعی در سیاست - (بدون دیدگاه)
به طور معمول هر روز حداقل دو ساعت برای مطالعه ی اخبار از طریق اینترنت وقت می گذارم که عمدتا اخبار علمی و سیاسی هست و به خواندن تحلیل های سیاسی تحلیلگران داخلی و خارجی هم علاقه دارم و سعی می کنم اخبار را از خبرگزاری های متنوعی دنبال کنم. در این میان چیزی که توجه آدم را به خودش جلب می کند تحلیل های اشتباه و بعضا خنده آور برخی از سیاست مداران و سایر افرادی است که اطلاعات سیاسی چندانی هم ندارند. مثلا اگر بخواهم از تحلیل گران خارجی نامی ببرم سریع به یاد اظهارات خنده آور آقای علیرضا نوری زاده می افتم. از این دست موارد در داخل و خارج از کشور کم نداریم و فکر می کنم چنین تحلیل هایی می تواند ناشی از چند عامل باشد. این عوامل را به طور خیلی خلاصه به صورت زیر معرفی می کنم:

۱٫دور بودن از محیط و کشوری که تحلیلگر آن را تحلیل می کند و باعث نتیجه گیری بر اساس اطلاعات اشتباه می شود.
۲٫گاهی اوقات یک شخصیت سیاسی فرصت لازم برای پیگیری اخبار و اطلاعات به روز ندارد و افراد دور و بر او با توجه به علایق و سلایق خود وی را در یک کانال خبری خاص قرار می دهند و اطرافیان وی باعث نتیجه گیری بر اساس اطلاعاتی که به وی داده اند، می شوند.
۳٫گاهی نیز جیزه خوار بودن یک فرد باعث می شود علی رغم داشتن اطلاعات درست برای چاپلوسی و یا تضمین و یا بدست آور منافعی تحلیل های اشتباه و یا دروغی را ارائه دهد.
۴٫گاهی شخصیت های سیاسی علی رغم اینکه خود از حقیقت آگاه هستند اما برای تبلیغات سیاسی و یا تهدید و سایر اهدافی که مد نظر است تحلیل های نادرستی را ارائه می دهند.
۵٫در برخی موارد فرد توهم دارد و به دلیل اینکه از وضعیت توده مردم اطلاعی ندارد تحلیل های غلطی را ارائه می دهد.
البته شاید برخی از موارد فوق را بتوان یک عامل به حساب آورد اما در هر حال از چنین افرادی انتظار داشتن اطلاعات و تحلیل های بهتری می رود. اگر شما هم موردی مد نظرتان هست لطفا اضافه کنید.

تندروی

آذر ۸ام, ۱۳۹۰ | نوشته‌شده به دست عادل شجاعی در سیاست - (بدون دیدگاه)
متاسفانه عده ای جز راه افراط و (یا) تفریط راه دیگری را نمی شناسند و چیزی که نگرانی را بیشتر می کند این است که این افراط و تفریط ها نه تنها به خود آن شخص لطمه و آسیب وارد می کند، بلکه به جامعه و حتی یک تنفکر که ممکن است سالم هم باشد نیز آسیب می رساند. به عبارتی دیگر اگر می خواهید یک تفکر را نابود و تخریب کنید کافی است از آن تفکر به شکل غیر منطقی دفاع کنید! متاسفانه یکی از آسیب هایی که برخی موفقیت های اجتماعی و مذهبی و سیاسی را تهدید می کند همین افراط و تفریط هاست. رفتاری که دودش بر چشم یک ملت و جامعه هم می رود.
نادان را جز در حال افراط یا تفریط نمی‏بینی. امام علی (ع)
نمی دونم چی بگم…

متاسفانه انچه در کشور شاهد آن هستیم انتصاب نه بر پایه تخصص و نه بر پایه تعهد است. بلکه فقط ارادت داشتن به جناح های سیاسی ملاک انتصاب اشخاص شده است.

همه چیز ریخته به هم.از اقتصاد بگیر تا درگیری با مجلس  و بحث وزیر اطلاعات و عزل غیر اخلاقی دکتر متکی توسط شخص رئیس‌جمهور و ادغام وزارت‌خانه‌ها که بدترینش ادغام وزارت ارتباطات بود و اخیرا هم انتصاب آقای علی آبادی!

بالاخره با فشار های مختلف رئیس جمهور پذیرفتند که سرپرست وزارت نفت نباشند! ولی چه فایده! چه کسی انتخاب شد؟ اقای علی آبادی! کسی که دو سال پیش صلاحیتش یک باز برای گرفتن وزارت نفت و یک بار هم برای وزارت نیرو از طرف مجلس رد شده بود. کسی که مدتی رئیس شیلات و سازمان تربیت بدنی هم بوده ولی اکنون صلاحت ریاست بر یکی از مهمترین ارکان اقتصادی کشور را پیدا کرده است!

از همان موقع که اقای علی آبادی به همراه رئیس جمهور در مراسم افتتاح طرح توسعه پالایشگاه آبادان شرکت کرد این گمان می رفت که ایشان برای چنین سمتی معرفی شود.

یک روز بعد از معرفی علی آبادی به سرپرستی وزارت نفت ایران، حمیدرضا کاتوزیان رئیس کمیسیون انرژی مجلس گفت که “این بدترین انتخاب برای صنعت نفت و گاز است و این تصمیمات کشور را به مخاطره می اندازد.” و “نفت و گاز یک حوزه کاملا تخصصی است که آقای علی آبادی هیچ تخصص و تجربه ای در این زمینه ندارد.”  واقعا جای بسی تامل وجود دارد که آقای علی آبادی چه ویژگی خارق العاده ای داشت که رئیس جمهور او را بر دکتر میرکاظمی (وزیر سابق نفت) ترجیح داد.

شکی ندارم که وی توانایی اداره کردن این وزارت خانه را ندارد و به نظر بنده مجلس با ریاست آقای علی آبادی بر وزارت نفت مخالفت می کند و یا ایشان در پی فشار های سیاسی و استیضاح بعد ها برکنار خواهد شد که امیدوارم اتفاق اول که کم هزینه تر است اتفاق بیفتد.

همین جا نا تمام رها می کنم و معتقدم که “بدترین اشتباه نپذیرفتن اشتباه است.”

سیاست نفت و گاز ایران

اردیبهشت ۳۱ام, ۱۳۹۰ | نوشته‌شده به دست عادل شجاعی در اجتماع و فرهنگ | سیاست - (بدون دیدگاه)

از گذشته تا به امروز همواره از ایران به عنوان کشوری نفت خیز نام برده شده است، اما سوال این است که آیا اتکا به سیاست های نفتی توانسته است رشد اقتصادی قابل توجهی را برای کشور به ارمغان آورد؟  آیا زمان آن نرسیده که سیاست صد ساله خام فروشی نفت پایان یابد و به جای آن فراورده هایی با ارزش افزوده بالا تولید و صادر گردد؟

اکنون نیز ایران علی رغم اینکه دومین ذخایر گازی جهان را در اختیار دارد و چهارمین تولید کننده گاز در دنیاست۱، شاهد آن هستیم که سیاست گذاران انرژی راه صد ساله خام فروشی نفت را از یاد برده اند و عبرت و چراغ راه آینده خویش قرار نداده اند.

علاوه براینکه ایران در برداشت و توسعه از میدان مشترک گازی پارس جنوبی که بزرگترین میدان گازی جهان است۲ از رقیب قدرتمند قطری خود عقب مانده، متاسفانه عقد قرار داد های بلند مدت ۲۵ ساله صادرات گاز طبیعی با قیمت پایین  به کشورهایی نظیر ترکیه۳ باعث شده است که ایران از پتانسیل بالقوه تولید و توسعه فراورده هایی با ارزش افزوده بالاتر نظیر LNG ویا GTL  به نحو احسن استفاده نکند و عمده گاز طبیعی به طور شگرفی در داخل کشور مصرف شود؛ به طوری که میانگین مصرف گاز طبیعی در ایران بسیار بیشتر از دیگر کشورها است.۴ و بخش عمده دیگرگاز تولیدی نیز صرف تزریق به چاه های نفت جهت افزایش برداشت نفت می شود و فقط مقدار ناچیزی برای تولید LNG  وGTL  در نظر گرفته شده است.۵

این در حالی است که قطر که پس از روسیه و ایران سومین دارنده ذخایر گاز طبیعی دنیاست۶، در دهه اخیر با جهش بی سابقه ای در ساخت و توسعه واحد های LNG  همراه بوده است و از قدرت مند ترین  کشورهای دنیا  در این عرصه به شمار می رود. البته این رقیب در زمینه تبدیلات گازی و تولید میعانات گازی که از لحاظ ارزش افزوده نسبت به گاز طبیعی بسیار بالاتر است نیز در حال تثبیت کردن جایگاه خود در دنیاست۷ به طوری که کار ساخت مجتمع GTL، به نام Pearl که گفته می­شد بزرگترین مجتمع تبدیل گاز به مایع دنیا می­باشد، علیرغم رایزنی­ها برای تعویق ساخت آن به دلیل هزینه­های بالای سرمایه گذاری، در این کشورآغاز شده است. پروژه Pearl، شامل استخراج ذخایر گاز دریایی قطر واقع در میدان شمالی، انتقال گاز از دریا به ساحل، جداسازی میعانات گازی و اتان از گاز و در نهایت تبدیل گازهای باقیمانده به محصولات هیدروکربنی مایع است. در کنار واحد فوق، راه اندازی مجتمع GTL  Oryx نیز در دستور کار دولت قطر می باشد که اولین کارخانه GTL با مقیاس تجاری است. در صورت موفقیت قطر در ایجاد کارخانه­های فوق، این کشور به پایتخت GTL  دنیا مبدل خواهد شد.۸

اکنون که حضور چنین رقیب قدرتمندی در عرصه توسعه پلانت ها و برداشت گاز طبیعی از میدان مشترک گازی پارس جنوبی کاملا احساس می شود، بازنگری برخی سیاست ها در عقد قرار داد های بلند مدت گازی و روی آوردن به تولید محصولات با ارزش افزوده بالا و توسعه مجتمع های پتروشیمیایی امری کاملا ضروری است.

با توجه به موارد مطرح شده می توان این چنین نتیجه گیری کرد که سیاست گذاران بخش انرژی باید تمامی گزینه ها برای تولید و یا صادرات گاز طبیعی (نظیر صادرات گاز طبیعی، تزریق به چاه های نفت، مصارف داخلی و نیروگاه های گازی ، CNG ,GTL , LNG   و… ) را در نظر بگیرند و هر کدام را بر اساس چشم انداز آینده و منافع ملی و بیشترین ارزش افزوده انتخاب کنند. در این مقطع پرهیز از سیاست های شتابزده و احساسی، بیش از هر زمان دیگری ضروری به نظر می رسد.

در جذب سرمایه گذاران خارجی در بخش نفت و گاز نیز اگر واقع بینانه بنگریم باید شجاعانه اعتراف کنیم که تحریم کشورهای غربی علیه ایران، در صرف نظر کردن برخی طرف های خارجی از سرمایه گذاری در صنایع نفت و گاز ایران نقش عمده ای داشته است.۹عقد قراردادهای نفتی و گازی با شرکت های بلوک شرق می تواند تا حدی منافع ملی را جبران کند.

علی رغم اینکه سیاست های خصوصی سازی در ایران در سال های اخیر رو به رشد بوده، اما متاسفانه در این عرصه به جای خصوصی سازی بخش های مختلف، شرکت های دولتی و یا شبه دولتی برنده این مناقصه ها بوده اند که این امر عرصه را برای رقابت در بالابردن کیفیت و کاهش زمان اجرای پروژه ها دشوار می نماید. ارائه سیاست های تشویقی در زمینه های گمرکی و مالیاتی و… به سرمایه گذاران داخلی و میدان دادن به معنای واقعی به آن ها و تخصصی کردن امور می تواند راهکارهایی برای خصوصی سازی و توسعه صنایع نفت و گاز ایران باشد.

 

۱٫Energy Information Administration, http://www.eia.doe.gov/countries/country-data.cfm?fips=IR

۲٫ Kumar Verma.S, (2007). Energy geopolitics and Iran–Pakistan–India gas pipeline. Energy Policy 35, 3280–۳۳۰۱٫

۳٫ Hacisalihoglu.B, (2008). Turkey’s natural gas policy. Energy Policy 36, 1867–۱۸۷۲٫

۴٫ Mavrakis.D, Thomaidis.F, Ntroukas.I, (2006). An assessment of the natural gas supply potential of the south energy corridor from the Caspian Region to the EU. Energy Policy 34, 1671–۱۶۸۰٫

۵٫ Kjarstad.J, Johnsson.F, (2007). Prospects of the European gas market. Energy Policy 35, 869–۸۸۸٫

۶٫ International Energy Agency, http://www.iea.org/stats/gasdata.asp?COUNTRY_CODE=QA

۷٫ Chedida, R., Kobroslya, M., Ghajar, R., 2007. The potential of gas-to-liquid technology in the energy market: The case of Qatar. Energy Policy 35, 4799–۴۸۱۱٫

۸٫ http://www.shell.com.qa/home/content/qat/products_services/pearl/

۹٫ Perspectives on Caspian Oil and Gas Development, International Energy Agency Working Paper Series, December 2008.

تخصص یا تعهد؟

اردیبهشت ۱۰ام, ۱۳۹۰ | نوشته‌شده به دست عادل شجاعی در اجتماع و فرهنگ | سیاست - (بدون دیدگاه)

 از دکتر چمران پرسیدند که تعهد بهتر است یا تخصص ؟ ایشان گفتند:

می گویند تقوا از تخصص لازم تر است. آن را می پذیرم. اما می گویم آن کس که تخصص ندارد و کاری را می پذیرد بی تقواست.

متاسفانه در کشور ما نیز چنین معضلی به چشم می خورد و تعداد زیادی از مسئولین (از بالا تا پایین) در زمینه ای که منصوب شده اند تخصصی ندارند هر چند که افراد متخصص و متعهد نیز به چشم می خورند.سیاست اشتباهی که حداقل در یکی دو دهه اخیر شاهد آن بوده‌ایم بدین منوال می گذرد و به عنوان مثال هر رئیس جمهوری که وارد صحنه می شود یه اتوبوس وزیر می آورد و اتوبوسی دیگر خانه نشین می شوند در حالی در کشوری مثل امریکا این قدر جنجال سیاسی و تخریب همدیگر مشاهده نمی شود چراکه از یک استراتژی واحد پیروی می کنند و فقط در تاکتیک ها با هم اختلاف نظر دارند. به عنوان مثال آقای اوباما تعدادی از اعضای کابینه خود را از جمهوری خواهان انتخاب می کند و این موضوع می تواند هم اختلافات و انتقادات را کاهش دهد و هم منجر به موازنه قدرت گردد در حالی که در کشور ما رقابت انتخاباتی بلافاصله پس از انتخابات قبلی اغاز می شود و حداقل بین احزاب مختلف پیروی از استراتژی واحد مشاهده نمی شود و پیروزی یک حزب به معنای دگرگونی عظیم از رئیس جمهور تا آبدارچی اداره خواهد بود!

وجود نیروهای متخصصی که متعهد هم باشند یکی از مهم ترین ضرورت ها برای کشور ماست و داشتن تعهد قطعا به معنای پیروی بدون چون و چرا و پیروی در کوچکترین مسائل نخواهد بود بلکه پیروی کردن از یه سلسله اصول کلی کافی به نظر می رسد.