در چند ماه اخیر تلاش بیشتری کرده‌ام که زمانی را در طول روز برای انتخاب و خواندن موضوعات مرتبط با مهندسی شیمی در نظر بگیرم. این روزها تقریباً، هر روز حول مباحث مهندسی شیمی می‌خوانم و از این کار لذت می‌برم. مایل هستم در این مطلب، یک کتاب مفید و کاربردی که هم به دانش شما می‌افزاید و هم به کار مصاحبه‌های شغلی خصوصا در صنایع گاز و پتروشیمی می‌خورد، به شما معرفی کنم.

کتاب گاز طبیعی مهندسی شیمی
کتاب «گاز طبیعی؛ تولید، فراوری و انتقال» نوشته الکساندر روژی و کلود ژافره با ترجمه گیتی ابوالحمد، محمدرضا رسایی و علیرضا بهرامیان است که در ۴۷۸ صفحه و نه بخش شامل ۱- منابع گاز طبیعی ۲- تشکیل گاز طبیعی ۳- خصوصیات گاز طبیعی ۴- مدل‌سازی خواص ترمودینامیکی ۵- تولید گاز طبیعی ۶- هیدرات‌ها ۷- فرآوری گاز طبیعی ۸- گاز طبیعی، انتقال و ذخیره‌سازی ۹- منابع غیرمرسوم گاز طبیعی نوشته شده است.
من نسخه دستِ دوم این کتاب را چهار سال پیش به قیمت ۲۸۵۰ تومان خریدم و خواندم. ظاهرا قیمت نسخه جدیدتر این کتاب حدود ۲۱۰۰۰ تومان است که ارزش خریدن و خواندن را دارد. مزیت این کتاب در جامعیت نسبی موضوعات و مطالب، بیان ساده و همچنین پرهیز از آوردن فرمول‌ها و روابط پیچیده است. مخاطب با خواندن این کتاب می‌تواند دانش و درک خود را از فرایند‌های تولید، پالایش و انتقال گاز طبیعی افزایش دهد و با برخی مباحث کاربردی در این زمینه آشنا شود. خواندن این کتاب را به دانشجویان و فارغ‌التحصیلان مهندسی شیمی که فکر می‌کنند نیاز به مطالعه بیشتر در زمینه گاز طبیعی و فرایندهای آن دارند، توصیه می‌کنم.

Natural Gas Production Processing Transport
By A. Rojey and C. Jaffret

زنان در صدر اسلام

تیر ۶ام, ۱۳۹۳ | نوشته‌شده به دست عادل شجاعی در دین و فلسفه | کتاب - (۶ دیدگاه)

برخی از پژوهندگان دین و تاریخ بر این باورند که نگاه سخت‌گیرانه در مقابل زن، تلاش حاکمان برای بردن مومنان به بهشت، تکفیر و خون غیرهم‌کیشان را حلال شمردن و به طور کلی، نگاه بنیادگرایانه، محصول چند سده اخیر است. پژوهش‌های تاریخی نشان می‌دهد که مسلمانان در سده‌های نخستین، رواداری بیشتری در مقابل سایر ادیان و مذاهب از خود نشان می‌دادند.

با این مقدمه، پیشنهاد می‌کنم مقاله «معشوق محمد، مادر مومنان» را که نوشته مهدی خلجی است، بخوانید. خواندن این مقاله برای درک بهتر شرایط و زندگی زنان و نگاه به زن در صدر اسلام مفید است.

اخیراً فرصت یافتم که کتاب «امکان، سی کار که به جای دانشگاه رفتن یا مسافرکشی می‌توان کرد.» را بخوانم. نویسنده این کتاب، علی سخاوتی است که این کتاب را در سایتش به صورت رایگان در اختیار کاربران اینترنت گذاشته است. در مجموع کتابی‌ است خوب و خواندنی. خواندن این کتاب را نه تنها به افرادی که دانشگاه نرفته‌اند، بلکه به فارغ‌التحصیلان دانشگاه و دانشجویان هم پیشنهاد می‌کنم.

بخشی از کتاب:

«هر سال نزدیک به یک میلیون نوجوان هجده ساله در کنکور یا همان آزمون ورودی دانشگاه‌ها شرکت می کنند. مغز آنها در طی سالها آموزش مادون متوسط شستشو داده شده است تا باور کنند دانشگاه رفتن تنها گزینه آنها در زندگی است. آنها باور کرده‌اند که اگر دانشگاه نروند زندگیشان تباه می‌شود و دیگر به درد هیچ کس و هیچ چیز نخواهند خورد.»

« کتاب امکان حاصل سال‌ها تجربه شخصی خودم و همچنین سال‌ها مطالعه و یادگیری از زندگی و آثار انسان‌های بزرگی است که از هزاران سال پیش تا به امروز برای تحقق استعدادها و خلاقیت انسان‌ها، فکر و تلاش کرده‌اند. بیست سال پیش کسی نبود که به من و دوستانم راه دیگری به جز دانشگاه رفتن را نشان بدهد. بیست سال پیش دسترسی به اینترنت هم وجود نداشت. بیست سال پیش نطفه انقلاب اطلاعاتی تازه داشت بسته می شد. بیست سال پیش همه ما در یک دوران تاریخی متفاوتی زندگی می‌کردیم. دوران ماقبل اینترنت.»

«سی ایده‌ای که در در این کتاب مطرح کرده‌ام، فقط برای نوجوان‌های هجده ساله نیستند. هر کسی در هر مقطعی از زندگیش می تواند از این ایده‌ها و یا ایده‌های مشابه، بهره ببرد. مثلا کسی که با بحران میان‌سالی مواجه شده است. کسی که کارش را دوست ندارد. کسی که…»

تجربه‌ی هر فرد در زندگی نسبت به فرد دیگر می‌تواند متفاوت باشد. این مطلب که بر پایه‌ی تجربه‌ی شخصی نگارنده است، ممکن است با برخی اصول علمی شناخته‌شده در یادگیری زبان انگلیسی  تفاوت داشته باشد. در لابه‌لای این متن خواهم نوشت که بهتر است زبان انگلیسی را چطور و از روی چه کتاب‌هایی بخوانیم.

قبل از هر چیز باید تاکید کنم که به نظر من اعتماد به نفس و پشتکار دو عامل مهم در یادگیری هستند. در انتخاب کلاس زبان، کتاب زبان، نوع لهجه و… وسواس به خرج ندهید. وسواس زیادی شما را از ادامه خواندن دلسرد می‌کند. یک کتاب را شروع کنید. وقتی شروع کردید به تدریج فرصت می‌کنید که همه چیز را اصلاح کنید.

آیا رفتن به کلاس زبان برای یادگیری زبان انگلیسی ضروری است؟

من فقط یک ترم کلاس زبان انگلیسی رفتم و بعد از آن هم کلاس زبان را ادامه ندادم. البته الان از همان یک ترم رفتن به کلاس زبان پشیمان نیستم. با همان یک ترم خوب فهمیدم که برای یادگیری زبان انگلیسی الزاماً نیازی به معلم و استاد نیست. این همان دستاورد اصلی من از یک ترم کلاس زبان رفتن بود. وقتی کلاس زبان رفتم ۱۱-۱۲ ساله بودم. با این حال بدون آزمون تعیین سطح، در کلاس American Headway 2nd شرکت کردم.

سطح کلاس خیلی بالاتر از سطح زبان من بود. اغلب هم‌کلاسی‌ها چند سالی از من بزرگتر بودند. چون دوست نداشتم سطح پایین‌تر بروم، بالاخره بعد از اولین جلسه تصمیم گرفتم چند کتاب قبل از این کتاب که در آن زبان‌سرا تدریس می‌شد را بخوانم تا بتوانم آن کتاب را بفهمم. خوشبختانه در همان ترم، علاوه بر آن کتاب، شش کتابی را که قبل از این کتاب تدریس می‌شد نیز خواندم و همان کتاب که احتمالا در دو یا سه ترم تدریس می‌شد نیز تمام کردم.

بعد از پایان ترم، تصمیم گرفتم که دیگر کلاس زبان نروم. چون علاوه بر این‌که فاصله خانه ما تا زبان‌سرا کمی زیاد بود، به این نتیجه رسیده بودم  کلاس زبان تنها کاری که می‌کند این است که به دلیل هزینه‌ای که پرداخته‌ایم، ما را مجبور می‌کند که هر هفته به طور منظم سر کلاس بیاییم و زبان بخوانیم. در واقع نقش کلاس زبان یعنی این‌که آدم خودش را ملزم به مطالعه هفتگی کند و از این فضا خارج نشود. در هر صورت اگرچه پس از آن کلاس زبان انگلیسی را ادامه ندادم اما مطالعه زبان را متوقف نکردم.

در دوران دبیرستان و خصوصاً دانشگاه سعی کردم مهارت‌هایم را در زبان انگلیسی‌ تقویت کنم. اگرچه هنوز در صحبت کردن مشکلات زیادی دارم، امّا در خواندن، نوشتن و مهارت شنیداری پیشرفت‌ خوبی کردم. سعی کردم در دانشگاه چند تا از کتاب‌های تخصصی را از روی کتاب اصلی بخوانم. به جز دو یا سه ترم، بقیه ترم‌ها در دانشگاه، خواندن زبان انگلیسی را روزانه و منظم ادامه می‌دادم.

چگونه مهارت‌های زبان انگلیسی خود را تقویت کنیم؟

برای این‌که دامنه واژگان خود را افزایش دهید، طبیعتاً نیاز به مطالعه منظم و روزانه دارید. روزانه هم کلمه جدید یاد بگیرید و هم کلمات قبلی را مرور کنید. حداقل ۳۰ تا ۶۰ دقیقه را صرف بهبود زبان خود کنید. کلمات جدید را در دفتری جداگانه یادداشت کنید و سعی کنید با کاربرد کلمات در جمله آشنا شوید. از همان آغاز برنامه، سعی کنید با فونتیک‌ها آشنایی پیدا کنید تا بتوانید تلفظ درست کلمات انگلیسی را یاد بگیرید. استفاده از یک دیکشنری انگلیسی به انگلیسی مثل دیکشنری لانگمن نیز مفید است. در همین زمینه پیشنهاد می‌کنم مطلب قبلی را با عنوان  «از کدام دیکشنری انگلیسی استفاده کنیم؟» بخوانید.

سعی کنید پیشوندها و پسوندهایی که اسم، فعل یا صفت تولید می‌کنند را خوب یاد بگیرید. چند جدول از مهم‌ترین این پیشوندها در اول کتاب کلمات ضروری تافل (Barron’s Essential words for the TOEFL) نوشته شده است. با یادگرفتن پیشوندها و پسوندها، به راحتی می‌توانید با دانستن یک کلمه، معنی مشتقات آن کلمه را بفهمید.

برخی برای یادگیری و مرور کلمات انگلیسی از جعبه‌های لایتنر ( یا G5) استفاده می‌کنند. با این‌که تجربه‌ای در استفاده از این روش‌ها ندارم، پیشنهاد می‌کنم هنگام نوشتن کلمه بر روی کارت‌ها، یک یا دو جمله نیز از آن کلمه بنویسید تا کاربرد کلمه را خوب یاد بگیرید. همچنین نوشتن مشتقات، مترادف، متضاد و یا کلمات مشابه در کنار کلمه جدید مفید خواهد بود.

چه کتابی برای شروع مناسب است؟

یکی از کتاب‌هایی که از خواندنش پشیمان شدم، کتاب ۵۰۴ واژه کاملاً ضروری بود. من این کتاب را کلمه به کلمه حفظ کردم. تمامی کلمات انگلیسی را که در لابه‌لای متن‌ها هم بود، به خاطر سپردم. فکر می‌کنم اغلب کلماتی که نویسنده این کتاب معرفی کرده، اصلاً پرکاربرد نیست. به نظرم این انرژی را می‌توان روی کتاب دیگری گذاشت. اگر قرار است به جای این کتاب، کتاب دیگری را نخوانید، پس خواندنش بهتر از نخواندنش خواهد بود. همان‌طور که پیشتر گفتم، زیاد وسواس به خرج ندهید. اگر کتاب بهتری نمی‌شناسید، خواندن همین کتاب را از دست ندهید.

سعی نکنید انگلیسی را با خواندن کتاب‌های سنگین و پر از کلمات جدید شروع کنید. ممکن است خیلی زود خسته و دلسرد شوید. کتاب نیز نباید چنان ساده باشد که با خواندن یک کتاب انگلیسی، چیز زیادی یاد نگیرید. من فکر می‌کنم یک کتاب انگلیسی که در هر صفحه آن، ۴ تا ۸ کلمه جدید داشته باشد، برای خواندن و شروع مناسب باشد. نگاهی به مجموعه کتاب‌های English Vocabulary in Use  که دانشگاه کمبریج منتشر کرده، بیندازید. ممکن است کتاب مناسبی را در این میان پیدا کنید. اگر فکر می‌کنید سطح زبان انگلیسی شما چندان خوب نیست، بالاخره باید از یک جایی شروع کنید. زیاد تردید نکنید. شروع کردن به مطالعه هر کتابی ممکن است کمی دشوار باشد. ممکن است چند درس اول کلمات تازه‌ی زیادی داشته باشد. زیاد سخت نگیرید و سعی کنید زودتر شروع کنید.

معرفی چند مجموعه صوتی و ویدئویی برای تقویت مهارت شنیداری

اگر دامنه لغات شما چندان زیاد نیست و تازه‌کار هستید، وقت خود را با دیدن فیلم‌های زبان اصلی تلف نکنید. با این حال اگر می‌خواهید فیلم ببینید، فیلم را با زیرنویس انگلیسی ببینید. برای تقویت مهارت شنیداری (listening) همزمان با یادگیری لغات انگلیسی، سعی کنید گفت‌وگوهای کوتاه و ساده را گوش دهید. فایل‌های صوتی شش دقیقه انگلیسی (Minutes English 6 ) یا Landon Life و همچنین مجموعه ویدئویی Study English IELTS Preparation Series 1-3 بسیار مفید خواهد بود. دیدن مجموعه مستند Future که به زبان انگلیسی است و در مورد فناوری‌های گوناگون توضیح می‌دهد، جذاب است. دیدن برخی از مستندهای BBC با زیرنویس انگلیسی نیز می‌تواند به تقویت مهارت شنیداری شما کمک کند.

سعی کنید متن انگلیسی فایل‌های صوتی که برای گوش دادن انتخاب می‌کنید، بیابید تا مهارت شنیداری شما زودتر پیشرفت کند. زمان بیشتری را برای یادگیری و مرور کلمات جدید (نسبت به دیدن مستند و گوش دادن به فایل‌های صوتی) در نظر بگیرید. از آن‌جا که در مورد وضعیت کپی رایت این مجموعه‌ها اطلاعی ندارم، از گذاشتن لینک دانلود خودداری کرده‌ام.

برای تقویت Speaking، اعتماد به نفس بیشتری نیاز دارید. نترسید و خجالت نکشید. اگر کسی ندارید که بتواند با شما انگلیسی صحبت کند، با خودتان صحبت کنید. با در و دیوار صحبت کنید. مطمئن باشید آن‌ها جملات شما رو گوش می‌کنند! اگر سه مهارت دیگر را خوب فرابگیرید، شاید نتوانید جملات خود را تصحیح کنید اما به اشتباه خود پی می‌برید. کم‌کم همه چیز بهتر می‌شود.

آیا دانستن گرامر ضروری است؟

خیلی از دوستان زمان زیادی را صرف یادگیری گرامر می‌کنند. من به جز همان گرامری که در دوران دبیرستان یاد گرفتم، هیچ چیز دیگری نخواندم. پیشنهاد می‌کنم وقت زیادی را برای یادگیری گرامر صرف نکنید. یک کودک ۴-۵ ساله انگلیسی با این‌که نه از گرامر چیزی خوانده و نه فعل و فاعل را می‌شناسد، خیلی خوب انگلیسی صحبت می‌کند.

علی‌رغم این‌که وضعیت ما با کودکان قابل قیاس نیست اما وقتی مطالعه روزانه داشته باشید، نیازی به خواندن گرامر نخواهید داشت. وقتی جملات زیادی را خوانده باشید و کاربرد کلمات را زیاد دیده باشید، خودبه‌خود بدون آن‌که چیزی از گرامر بدانید، دستور زبان انگلیسی را رعایت می‌کنید. اگر به دنبال گرفتن نمره بالا در آزمون تافل یا آیلتس نیستید، می‌توانید خواندن زبان انگلیسی را با دانستن گرامر کتاب‌های انگلیسی دبیرستان شروع کنید.

خواندن متن مجلات و سایت‌های انگلیسی

سعی کنید متنی را در مورد موضوع مورد علاقه‌تان پیدا کنید و آن را بخوانید. متن‌های ساده و جدید را انتخاب کنید. خودتان متن مناسب را بیابید. اگر رشته شما ادبیات است، خواندن متنی در مورد آب‌بندی کمپرسورها برای شما سودی نخواهد داشت. اگر رشته شما مهندسی شیمی است دنبال متن انگلیسی نمایش‌نامه‌های شکسپیر نگردید. مجموعه کتاب‌های Cambridge Vocabulary for the IELTS  به صورت خودخوان هستند و متن‌های عمومی خوب و جدیدی را انتخاب کرده است.

فهرست کلمات پرکاربرد انگلیسی

موسسه لانگمن با آنالیز ۳۹۰ میلیون کلمه، لیستی از ۳۰۰۰ کلمه پرکاربرد در زبان انگلیسی را منتشر کرده است. PDF این لیست را می‌‌توانید از این‌جا دانلود کنید. احتمالا بیشتر این کلمات را بلد باشید. با این حال، می‌توانید برخی از این کلمات را برای فلش کارت یا… انتخاب کنید.

با این‌که شرایط خدمت سربازی برای من به گونه‌ای است که روزانه به طور متوسط بیش از ۱۰ ساعت پوتین به پا دارم، باز هم سعی می‌کنم پاره‌وقتی را در میان روز یا آخر شب  پیدا کنم که مقاله، کتاب و یا مجله‌ای را بخوانم و یا اندکی  انگلیسی مرور کنم.

وقتی شرایط به گونه‌ای باشد که حتی نتوانی موسیقی گوش کنی و بگویند که بیرون رفتن هر هفته فقط ۲ ساعت؛ البته که مجبور می‌شوی بین ورزش در هوای گرم، خواندن کتاب‌  و هم‌سخنی با برخی که با  بدیهیات روابط اجتماعی بیگانه هستند و چند انتخاب محدود دیگر، اغلب کتاب را ترجیح دهی.

مرخصی یک روزه بودم. اتفاقی افتاده بود. از محل خدمت (نیروی انتظامی) که حدود ۳۰ کیلومتر با شهر ما فاصله دارد، تماس گرفتند که زود برگردم. سریع آماده شدم و رفتم مجله فروشیِ نزدیک ساحل و دنبال مهرنامه و اندیشه پویا گشتم. مهرنامه ۱۵۰۰۰ تومان و اندیشه پویا هم ۱۰۰۰۰ تومان. حجم مهرنامه خیلی زیاد بود. به نظر می‌رسید بالای ۳۵۰ صفحه باشد. امّا اندیشه پویا هم حجم کمتری داشت و هم قیمت کمتری. برخلاف سال گذشته که معمولاً هر دو را می‌خریدم، این بار فقط اندیشه پویا را انتخاب کردم و راهی محل خدمت شدم.

دارم شماره ۱۴ مجله اندیشه پویا می‌خوانم. به مطالب خیلی خوبی برمی‌خورم که مرا مشتاق خواندن سایر مطالب می‌کند. برخی عناوین سبب می‌شود که مجله را از ابتدا شروع نکنم. در آغاز سراغ مصاحبه اندیشه پویا با محمّد مجتهد شبستری می‌روم؛ با این‌که بخش‌های متعددی از متن برایم تازه نیست، امّا به اندازه کافی جذابیّت دارد که تا به آخر این مصاحبه طولانی را بخوانم. مجله ۲۱۶ صفحه است و احتمالاً نتوانم تا آخر تعطیلات نوروزی همه مجله را بخوانم.
اگر بخواهم پس از خواندن تمامی صفحات مجله، آن را به دیگران معرفی کنم، احتمالاً دیگر این شماره از مجله در مجله‌فروشی‌ها پیدا نشود. پس زود دست به کار می‌شوم تا مجله را به خوانندگان وبلاگ معرفی کنم تا این‌که در تعطیلات نوروزی هم‌چون گذشته‌، اندیشه‌مان را با یک پیک تغذیه کنیم و فرصتی بیابیم که در تنهایی خودمان به مهم‌ترین مسائل موجود بیندیشیم.

بررسی روند تحولات جهان و جنبش‌های اجتماعی در گفت‌وگو با پژوهشگران و استادان دانشگاه‌های خارجی، نوشته‌ی «از خوش‌گذرانی تا وقت‌کشی» از مرتضی مردیها و همچنین بخش مجله‌گردی خارجی که نزدیک به ۱۲ نوشته خوب را از اندیشمندان خارجی برگزیده و ترجمه کرده بود، از بخش‌های خوب مجله هستند که کمابیش فرصت خواندنش را پیدا کرده‌ام. همین‌که تا به این‌جای کار چندین مطلب خواندنی می‌بینم، حدس می‌زنم خواندن سایر مطالب هم خالی از لطف نباشد. اگر شما هم مایل هستید برای پرکردن اوقات فراغت نوروزی خودتان چیزی داشته باشید، پیشنهاد می‌کنم پیش از آن‌که تعطیلات نوروزی به پایان برسد، شماره ۱۴ اندیشه پویا را تهیه کرده و بخوانید.

کتاب «حق‌الناس» نوشته محسن کدیور

بهمن ۳ام, ۱۳۹۲ | نوشته‌شده به دست عادل شجاعی در کتاب - (۳ دیدگاه)

در حکومتی که خود را دینی می‌داند، بسته به این‌که چه دین و چه قرائتی از دین حاکم است، شهروندان و اقلیّت‌های مختلف، به ناچار دارای حقوق گوناگونی می‌شوند و حقوق بر اساس عقیده انسان‌ها شکل می‌گیرد نه اَعمال آن‌ها. محسن کدیور یکی از نواندیشان و پژوهشگران دینی است که در زمینه اسلام و حقوق بشر مطالعه و کوشش فراوانی داشته است؛ به طوری که رد پای مساله حقوق را در تمامی آثار محسن کدیور می‌توان دید. این پژوهشگر دینی، تلاش بسیاری در تبیین قرائت تازه‌ای از اسلام داشته است. قرائتی که ریشه‌اش را می‌توان در صدر اسلام دید و خود را با بسیاری از بخش‌های مدرنیته سازگار می‌یابد.

کتاب حق الناس محسن کدیور اسلام و حقوق بشریکی از مهم‌ترین کتاب‌های آقای کدیور، کتاب «حق‌الناس» است که در سال‌های اخیر مورد توجه بسیاری از پژوهشگران و علاقه‌مندان به نواندیشی دینی بوده است. مطالعه این کتاب می‌تواند کمک کند که یک سازگاری و هماهنگی بین عقل، دین و فطرت و حقوق بشر در ذهن خواننده شکل بگیرد. کتاب حق‌الناس شامل چهارده مقاله در پنج بخش اصلی است:

بخش نخست: «مبادی بحث اسلام و حقوق بشر»: ۱٫ از اسلام تاریخی به اسلام معنوی ۲٫ اصول سازگاری اسلام و مدرنیته ۳٫ پیش‌درآمدی بر بحث عمومی و خصوصی در فرهنگ اسلامی

بخش دوم: «اسلام و حقوق بشر»: ۴٫ امام سجاد(ع) و حقوق مردم ۵٫ حقوق بشر و روشنفکری دینی ۶٫ پرسش و پاسخ‌های حقوق بشر و روشنفکری دینی ۷٫ حقوق بشر، لائیسیته و دین

بخش سوم: «آزادی‌های عقیدتی، دینی و سیاسی»: ۸٫ آزادی عقیده و مذهب در اسلام و اسناد حقوق بشر ۹٫ حقوق مخالف سیاسی در جامعه دینی

بخش چهارم: «حقوق زنان»: ۱۰٫ روشنفکری دینی و حقوق زنان ۱۱٫ حقوق زنان در آخرت (مطالعه قرآنی کلامی)

بخش پنجم: «دیگر مباحث حقوق بشر»: ۱۲٫ معضل برده‌داری در اسلام معاصر ۱۳٫ حقوق غیرمسلمانان در اسلام معاصر ۱۴٫ تامین اجتماعی از منظر تعالیم اسلامی

حال که در ایران حکومتی بر سر کار است که  فقط قرائتی خاص از اسلام را می‌پذیرد، باید ببینیم که آیا قرائت‌های پرتوان دیگری نیز در این میان وجود دارد یا خیر؟ این قرائت چه قرائن و دلایل تاریخی دارد؟ این قرائت نو با  چه بخش‌هایی از مدرنیته سازگار است؟

چه تفاوتی میان اسلام تاریخی و اسلام سنتی وجود دارد؟ چه قرائن تاریخی از سازگاری اسلام و دموکراسی وجود دارد؟ آیا حقوق در اسلام بر اساس عقیده تعریف می‌شود و یا عمل؟ اگر بر اساس عمل است، شاهد این مدعا را در کجای تاریخ اسلام و قرآن می‌توان جُست؟ حقوق مخالفان سیاسی و آزادی‌های سیاسی را در کجای اسلام می‌توان دید؟ غیر مسلمانان در یک جامعه دینی چه حقوقی دارند؟
پاسخ همه این پرسش‌ها به همراه بسیاری از مباحث تازه دیگر را می‌توانید در کتاب «حق‌الناس» بخوانید.

نسخه الکترونیکی کتاب «حق‌الناس» را می‌توانید از سایت محسن کدیور دانلود کنید.

معرفی کتاب: «دمکراسی»

آبان ۲۳ام, ۱۳۹۲ | نوشته‌شده به دست عادل شجاعی در سیاست | کتاب - (۳ دیدگاه)

یکی از کتاب‌های خوبی که در مورد دموکراسی خوانده‌ام، کتاب «دمکراسی»، نوشته‌ی آنتونی آربلاستر است. نویسنده در پیش‌گفتار نخست کتاب می‌نویسد: «ظاهراً رنجاندن خواننده مطلوب‌تر از سر بردن حوصله‌ی اوست. از این رو، در این کتاب از طرح مسائل بحث‌برانگیز خودداری نکرده‌ام.» نویسنده در این کتاب به خوبی توانسته است مهم‌ترین مسائل پیشِ روی دموکراسی را بشکافد و مورد بحث قرار دهد. نویسنده پرسش‌های پرشماری را پیشِ روی خواننده می‌گسترد و ذهن خواننده را درگیر این پرسش‌ها می‌کند و می‌کوشد به این پرسش‌ها پاسخ دهد.

انتشارات آشیان، این کتاب را با ترجمه‌ی حسن مرتضوی در ۱۷۶ صفحه منتشر کرده است.

book Democracy - Anthony Arblasterفهرست مطالب این کتاب، چنین است:

۱٫ مقدمه: تعریف دمکراسی

۲٫ اختراع دموکراسی

۳٫ ظهور مجدد دمکراسی

۴٫ سیاست مردمی

۵٫ حکومت مردم

۶٫ حکومت اکثریت و مسائل آن

۷٫ برابری و منافع عمومی

۸٫ نمایندگی و دمکراسی مستقیم

۹٫ رضایت، آزادی و گفت‌وگو

۱۰٫ نتیجه‌گیری: خلق دمکراسی

متن آغازین این کتاب در سال ۱۹۸۷ و پیش از فروپاشی شوروی نگاشته شده است. نویسنده در سال ۱۹۹۴ و پس از فروپاشی شوروی، تغییراتی را در کتاب داده است. این کتاب به خوبی از تاریخ دموکراسی در بریتانیا و چالش‌های تاریخی که دموکراسی با آن مواجه شده است، پرده برمی‌دارد و خواننده را در درک بهتر مسائل و ظرافت‌های دموکراسی یاری می‌دهد. خواندن این کتاب را به علاقه‌مندان فلسفه و علوم سیاسی توصیه می‌کنم.

ماهی سیاه کوچولو

شهریور ۲۵ام, ۱۳۹۲ | نوشته‌شده به دست عادل شجاعی در کتاب - (یک دیدگاه)

زیاد در وادی داستان‌خوانی نیستم. آخرین داستانی که خوانده‌ام، کتاب «ماهی سیاه کوچولو» نوشته‌ی صمد بهرنگی است. در چند ماه اخیر فقط همین داستان و داستان «پاچه خیزک»، نوشته‌ی نویسنده‌ی بوشهری، صادق چوبک خوانده‌ام. ماهی سیاه کوچولو را خواندم چون چندین سال پیش، به یکی از دوستان قول داده بودم که این کتاب را بخوانم؛ خواستم که عهدی را نشکسته باشم. شاید بوشهری بودن صادق چوبک، در تمایل من به خواندن پاچه‌خیزک بی‌تاثیر نبوده باشد! قطعاً پیش‌فرض‌ها و پیش‌فهم‌های ذهنی ما، بی‌تاثیر نیستند. (مقدمه‌ای باشد برای باز شدن پای هرمنوتیک!) کتاب داستان ماهی سیاه کوچولو صمد بهرنگیهر دو داستان، کوتاه و دلنشین بود. قیاس این آثار، چندان ساده نیست اما دستِ‌ کمی از «قلعه‌ی حیوانات» اثر «جرج اُروِل» هم نداشتند. «پاچه خیزک»، مثل برخی داستان‌های صادق هدایت، رگه‌هایی از ناامیدی، خرافات و وضعیت نابسامان جامعه را نشان می‌دهد امّا «ماهی سیاه کوچولو» روایتی امیدوارانه دارد. این داستانِ کوتاه، حکایت‌گر جست‌وجو، تلاش، نپذیرفتن باورهای غیرعقلانی در جامعه و کشف حقیقت است. «ماهی سیاه کوچولو» که کتاب برگزیده کودک در سال ۱۳۴۷ هم شده، داستان کوتاه و مناسبی برای کودکان است.

می‌توانید «ماهی سیاه کوچولو» را در ویکی‌نبشته بخوانید.

قصه‌ی پرغصّه‌ی گرانی و تورم، خیلی تکراری شده است. نمی‌دانم چقدر بر میزان خرید کتاب و مجله تاثیر گذاشته است. در چنین وضعیّتی، بعید می‌دانم که خریدن یک کتاب در ماه، فشاری بر خانواده‌های متوسط ایرانی وارد آورد. کمی صریح‌تر بگویم؛ گرانی کتاب، بهانه است. نمی‌گویم که همه می‌توانند کتاب‌های دلخواه‌شان را بخرند، امّا دست‌ِکم می‌توانند در کتاب‌خانه‌های اطراف، چند کتاب مورد علاقه‌ی خود را پیدا کنند. چرا افراد درون سالن‌های مطالعه‌ی کتاب‌خانه‌ها به چند دانش‌آموز و دانشجوی پشتِ کنکوری محدود می‌شود؟ چرا نباید کتاب‌خوان دیگری غیر از گروه را دید؟ (بیشتر…)

«مردک الاغ اگر دشمن موجود بود که کار ما به این سختی نمی‌شد! دشمن را باید خلق کنیم. تولید کنیم. آن هم تولید متنوع و رنگارنگ و انبوه […]. من قبول می‌کنم که بعضی از دلایل اهمیت دشمن را، مثل کودکان، جمله به جمله به شما بیاموزم به این شرط که شما هم همه‌ فحش‌های مرا به خودتان پذیرا شوید:

۱- کسی که شما می توانید همه ضعف ها و کم کاری‌هایتان را بر گردن او بیندازید.
۲- دشمن یعنی چیزی که شما می‌توانید مردم را با آن بترسانید تا ناگزیر به آغوش شما پناه بگیرند.
۳- دشمن یعنی کسی که اگر کاری کردید با وجود او مهم تر جلوه اش دهید و اگر نکردید او را مقصر جلوه کنید.
۴- دشمن یعنی کسی که وقت و بی‌وقت به او فحش دهید ، به آنکه جواب فحش بشنوید.
۵- دشمن یعنی کسی که حواس مردم را پرت او کنید تا هوس نکنند از شما چیزی بخواهند.
۶- دشمن یعنی مترسکی که با آن می‌توانید بچه های بزرگ را بترسانید.
پس دشمن در یک کلمه یعنی: لولو»

این‌ها بخش‌هایی از فصل یازدهم کتاب «دموکراسی یا دموقراضه» نوشته سید مهدی شجاعی است. کتابی که نتوانست پس از انتخابات ۱۳۸۸ مجوز دریافت کند امّا اینک پس از چهار سال توانسته است خود را به کتاب‌فروشی‌ها برساند.

حسن روحانی محمود احمدی نژاد بنیامین نتانیاهو

اخیراً بنیامین نتانیاهو گفته است: «حسن روحانی از رییس جمهور قبلی انتقاد می کند که چرا گرگی در لباس گرگ بوده است. استراتژی روحانی گرگ در لباس میش است.» هم‌چنین جک استرا وزیر امور خارجه پیشین بریتانیا در گفت‌وگو با BBC، گفته است: «دست راستی‌های آمریکا و اسرائیل به داشتن دشمن نیاز دارند. آنها سیاست‌هایشان را در مقابل دشمن تعریف می‌کنند. برای مدت‌ها دشمن مورد نظر آنها شوروی یا چین بود. […] حالا هم که عراق دیگر دشمن ما نیست، نوک پیکان بسوی ایران گرفته شده است. آنها از نظر روانی به این وضع نیاز دارند تا بتوانند کارها را پیچیده کنند.»
نتانیاهو خوب می‌داند که روحانی، احمدی نژاد نیست که بهانه به دست او دهد که بتواند سیاست‌های رادیکال خود را توجیه کند. در صورتی که حسن روحانی بتواند روابط صمیمی‌تری با اروپا برقرار کند، اسرائیل بیشتر به حاشیه رانده خواهد شد. اگر حسن روحانی بهانه‌ای برای جنگ‌طلبی به بنیامین نتانیاهو ندهد، رفتار پرخاشگرانه و تهاجمی او در داخل و خارج از اسرائیل توجیهی نخواهد یافت و موقعیت‌شان، در داخل اسرائیل و در اروپا تضعیف خواهد شد. ممکن است هدف نتانیاهو از چنین پرخاشگری‌هایی، واکنش متقابل حسن روحانی باشد؛ در هر صورت بی‌توجهی روحانی بهترین پاسخ خواهد بود. ناخواسته، رادیکال‌ها‌ در میدان سیاست، خیلی خوب با هم بازی می‌کنند؛ در همین بازی‌های سیاسی است که  تداوم یک سیاست تهاجمی را توجیه می‌کنند و بر مشکلات درون کشور سرپوش می‌گذارند.

منبع عکس