معرفی سایت درس‌نامه

مرداد ۱۸ام, ۱۳۹۱ | نوشته‌شده به دست عادل شجاعی در آموزش، دانش و فن‌آوری - (۱۴ دیدگاه)

درسنامه، وب‌سایت آموزش از راه دور بر مبنای ایمیل است که کاربران می‌توانند به صورت رایگان با دریافت واحدهای آموزشی از طریق ایمیل و بدون مراجعه به وب‌سایت درسنامه، درس‌ها را خوانده و در آزمون‌ها شرکت کنند.

درسنامه، دوره‌های آموزشی متنوعی را همانند چگونه روزمه بنویسیم؟، استاد بزرگی ایمیل و جیمیل، وبلاگ‌نویسی، مایکروسافت آفیس، آموزش مقدماتی سینما، ویدئونگاری، گزارش‌گری چندرسانه‌ای و… برگزار می‌کند.
مزیت درسنامه بر دیگر سیستم‌های آموزشی از راه دور در روش ارتباط با کارآموزان است. در روش‌های متداول آموزشی در دنیا، کاربران برای مشاهده و شرکت در آزمون باید به وب‌سایت خاصی مراجعه کنند، اما در درسنامه تمامی این کارها در ایمیل کاربر صورت می‌گیرد و کاربر نیاز به مراجعه به وب‌سایت درسنامه ندارد.

درسنامه

در ایمیل خوش‌آمدگویی ابتدای هر دوره، برنامه‌ی زمان‌بندی را دریافت می‌کنید. هر دوره آموزشی درسنامه ترکیبی از درس‌ها و آزمون‌های مختلف است. معمولا اولین درس را در همان روز اول دریافت می‌کنید و بقیه‌ی درس‌ها و آزمون‌ها طبق زمان‌بندی ارسال می‌شود. آزمون‌های درسنامه به صورت سوالات چند گزینه‌ای هستند که باید صحیح‌ترین پاسخ را برای هر سوال انتخاب کنید.

بعد از شرکت در آزمون، نمره‌ی شما در صفحه‌ی ارسال قابل مشاهده است اما درسنامه کلید سوالات را به دلیل جلوگیری از انتشار عمومی آنها و تقلب اعلام نمی‌کند.
هنگامی که دوره را با موفقیت به پایان برسانید یک ایمیل برای شما ارسال می‌شود که در آن فرمی وجود دارد. در آن فرم می‌توانید اطلاعات شخصی خود شامل نام و نام خانوادگی را وارد کنید و با زدن دکمه‌ی ارسال، مدرک پایان دوره‌ی آموزشی برای شما از طریق ایمیل ارسال می‌شود.

درسنامه یک سیستم مستقل است که به هیچ سازمان و یا ارگانی تعلق ندارد، به همین دلیل هم اکنون مدارک درسنامه نزد این وب‌سایت معتبر است اما با توجه به بازخوردهای دریافت شده از سوی کاربران، تیم درسنامه امیدوار است که مدارک درسنامه از سوی دیگر سازمان‌ها و ارگان‌ها نیز مورد پذیرش قرار بگیرد.

شرکت در تمام دوره‌های درسنامه رایگان است. برای دریافت مدرک نهایی هر دوره و رفتن به دوره‌های پیشرفته‌تر کافی است که به طور فعال در دوره‌ها شرکت نموده و در آزمون‌ها موفق شوید.

شما می‌توانید با رفتن به سایت درسنامه با سایر دوره‌ها و دیگر ویژگی‌های این سایت آشنا شوید.

اگر بخواهیم اندکی واقع‌نگر باشیم، می‌بینیم که با گذشت سال‌ها، هنوز هم اقتصاد ایران بر پایه‌ی خام‌فروشی نفت است و این صنعت، جز در چند حوزه‌‌ی‌ محدود، توسعه‌ی چندانی نیافته است. با اعمال تحریم‌های بیشتر از سوی سازمان ملل، اتحادیه اروپا و هم‌چنین تحریم‌های یک‌جانبه‌ی ایالات متحده، توسعه‌ی صنعت ما با مشکلات بیشتری نیز دست به گریبان شده است.

اگر بخواهیم به طور کلی، عواملی را که بر توسعه نیافتن صنعت ایران تاثیر‌گذار  بوده‌اند را برشمریم، می‌توانیم اجمالا مواردی همچون، تخصص نداشتن برخی مدیران صنایع، تحمیل نیروی انسانی از یک نهاد غیر مرتبط به صنعت، تحریم‌های بین‌المللی، عدم مشارکت فعالانه دانشگاه در توسعه‌ی صنعت و پیش از آن، عدم حمایت صنایع از دانشگاهیان را نام ببریم.
متاسفانه شرایط صنعت حاکم بر ایران به گونه‌ای است که این صنعت بر پایه‌ی تولید علم دانشگاهیان کشور نیست و اکثریت قاطع صنایع، بر اساس طراحی‌های شرکت‌های حارجی هستند.

حکایت دانشگاه:

متاسفانه در دانشگاه‌های ما، آموزش‌ها براساس خواست‌ها و نیازهای صنعت کشور نیست و فقط به تئوری‌های محض اکتفا می‌شود و یک فارغ‌التحصیل رشته مهندسی، آشنایی کمی با تجهیزات مورد استفاده در صنعت دارد. انواع محاسبات یک مبدل حرارتی را آموخته، اما هنوز در عمل نمی‌داند دستگاه مقابلش یک مبدل حرارتی است یا یک درام افقی و یا یک جداکننده!

مشکل دیگر، هدف‌مند نبودن تحقیقات دانشگاهی است که ضمن ارزشمند بودن، در راستای حل معضلات صنعتی کشورمان نیست و دردی از صنعت را دوا نمی‌کنند. انسان‌های بسیار مستعد و کوشایی در دانشگاه‌ها هستند اما متاسفانه از توان آن‌ها در راستای صنعتی شدن پروژه‌ها و حل مشکلات صنعت استفاده نمی‌شود و غالبا بر ارائه مقالات در ژورنال‌های معتبر جهانی تمرکز دارند.

ارتباط علم صنعت و دانشگاه تکنولوژی پیشرفتمنبع عکس

حکایت صنعت:

صنعت فعلی ایران برگرفته از طراحی‌های شرکت‌های خارجی است. شرکت‌های خارجی این طراحی‌ها و تجهیزات را در قالب یک پکیج (بسته) به شرکت‌های ایرانی فروخته و احتمالا برای سال‌ها هم موادی همچون روغن‌ها و یا کاتالیست‌های صنعتی را به کشورمان می‌فروشند.
به یاد دارم که یکی از استادانم می‌گفت یکی از همین شرکت‌های خارجی، سال‌ها، کاتالیست یک راکتور را به قیمت گزافی به شرکت‌های پتروشیمی ایران می‌فروخته‌اند. سال‌ها بعد پژوهش‌گران ایرانی متوجه شده‌ بودند که این کاتالیست گران‌قیمت چیزی نبوده جز خاک رس!

مشکل دیگر صنعت این است که از واحد تحقیقات و توسعه (R&D) در بسیاری از صنایع فقط به صورت نمادین عمل می‌کنند و تاثیر قابل توجهی را در بهبود کیفیت، افزایش راندمان، کاهش هزینه‌ها و بهره‌وری بیشتر ندارند.

به دلیل نداشتن تجربه مناسب دانشگاهیان، غالبا صنعت به آنان اعتمادی ندارد و ترجیح می‌دهد پروژه‌های خود را به شرکت‌های بزرگ خارجی که ریسک کمتری هم برای آنان در پی خواهد داشت، واگذار کنند. مشکل دیگر صنعت این است که حاضر به ریسک و سرمایه‌گذاری در بخش‌های تولید مواد و قطعات نیست. صنعت‌گران کشور ما ترجیح می‌دهند ده‌ها سال‌ یک روغن صنعتی و یا کاتالیست و یا تجهیزات مختلف را وارد کنند اما حاضر نیستند چند سال روی تولید این مواد و قطعات سرمایه‌گذاری کنند.

این‌ها همه در حالی است که شرکت‌های چینی فقط یک بار لایسنس یک کارخانه را از طرف خارجی خریداری می‌کنند و در دفعات بعد، خودشان سعی در الگوبرداری از واحد صنعی می‌کنند اما در کشور ما اگر بخواهند دو پتروشیمی مشابه را بزنند، مجبور هستند دو بار لایسنس را از طرف خارجی و آن هم با هزار زحمت و قیمت بالا تهیه کنند.

شاید شرکت‌های دانش‌بنیان و یا شرکت‌های تحت نظر پارک‌های علم و فن‌آوری بتوانند بر پایه‌ی علم دانشگاهیان و متخصصان کشور، به طور منسجم‌تری نقش شرکت‌های کوچکی را بازی کنند که پل ارتباطی بین صنعت و دانشگاه باشند.

کشور‌های پیش‌رفته:

احتمالا شما هم می‌دانید که بخشی از کمک‌هزینه‌ای که دانشگاه‌های خارجی به دانشجویان می‌دهند از صنعت تامین می‌گردد. در واقع شرکت‌های صنعتی بخشی از پروژه‌ها و تحقیقات خود را به دانشگاه‌ها واگذار می‌کنند و استاد دانشگاه نیز این کمک‌هزینه (فاند) را به بهترین دانشجویانش اختصاص می‌دهد و مسئول مدیریت پروژه می‌شود. قطعا با اعمال چنین سیاستی، هم تحقیقات و پروژه‌های دانشگاهی هدف‌مند می‌شوند و هم صنعت کشور از یک‌نواختی در‌‌آمده و به سمت وضعیت بهتری حرکت می‌کند.

در مجموع، وقتی به این مشکلات می‌نگرم، پس از دولت، مسئولیت این عقب‌ماندگی را بیشتر متوجه صنعت می‌دانم تا دانشگاه. چرا که صنعت از نظر مالی دست بالاتر را دارد و آن‌ها هستند که به راحتی می‌توانند در این زمینه سرمایه‌گذاری کنند و دانشگاهیان را به سمت تحقیقات و پروژه‌های هدف‌مند سوق دهند.

مقاله ای با عنوان “تئوری آشوب در مهندسی شیمی” برای سالنامه مهندسی شیمی فروزان  نوشته بودم که امروز منتشر شد. متن کامل مقاله رو برای دوستان عزیز در همین وبلاگ قرار می دهم. ممکن است اواخر مطلب برای دوستانی که مهندسی شیمی و یا با رفتار راکتورهای شیمیایی آشنایی ندارند، ناآشنا باشد اما خواندن چند پاراگراف اول خالی از لطف نیست.  ضمنا مایلم نظر دوستان عزیز را در مورد فونت های به کار رفته در این نوشته نسبت به فونت های سایر مطالب وبلاگ بدانم.


آشوب چیست؟

اگر فقط ذره ای در هر سوی این بازه جابجا شوید همه چیز به بی نهایت میرود! یک بار به هم خوردن بال های یک پروانه کافیست تا شما با یک رفتار آشوبگونه روبرو شوید. این رفتار به آرامی به آشوب گونگی میل نمی کند بلکه سیستم از نقطه ای ناگهان به سمت بی نهایت می رود .آیا در طبیعت پدیده ای مثلا دانه های برف یا کریستال ها یا برگی برخی درختان وجود دارد که در قالب ابعاد کلاسیک طبیعت که تا به امروز می شناختیم نگنجد؟ پدیده هایی مثل برگ درختان  دارای ویژگی جالبی به نام خود متشابهی هستند به این معنا که شکل کلی شان از قسمت هایی تشکیل شده است که هرکدام به شدت شبیه به این شکل کلی هستند. ایده اصلی آشوب تعریف رفتار سیستمهای مشخصی است که شدیدا به شرایط اولیه شان حساسند. ادوارد لورنتز در دهه ۶۰ میلادی اعلام کرد که معادلات دیفرانسیل می توانند خاصیت فوق را داشته باشند. این ویژگی اثر پروانه ای نام گرفت.

شروع نظریه آشوب:

مطالعه در مورد این مبحث در حقیقت از مطالعات هواشناسی شروع شد. چندی از دانشمندان هواشناسی مشغول مطالعه در مورد شرایط جوی و تاثیر موارد مختلف بر هوای جهان و منطقه داشتند. آنان به مدت دو سال مشغول مطالعه هوای یک منطقه خاص دارای آب و هوای نسبتا بی تغییر و کاملا معتدل بودند و تمامی تغییرات را ثبت می کردند. یک دستگاه ثبت نمودار تغییرات جوی هر روز راس ساعت شش صبح روشن می شد و نمودار تغییرات را تا شش بعد از ظهر ثبت می کرد. اما در پاییز سال دوم ناگهان نمودار این تغییرات به طرز عجیبی عوض شد. یعنی نموداری مغشوش به ثبت رسید که نشانه بروز تغییرات شدید جوی بود، اما آن چه به چشم دیده می شد هیچ تغییری مشاهده نمی کرد. دانشمندان شروع به مطالعه در این مورد کردند تا دلیل این تغییر را دریابند اما متوجه هیچ چیز نشدند. پس از پاییز، همه چیز دوباره عادی شد. این امر آنان را بر آن داشت تا یک سال دیگر مطالعات خود را در آن محل ادامه دهند. در پاییز سال بعد آنها همه چیز را تحت نظر داشتند. در این سال نتیجه مشاهدات خود را پیدا کردند. در نزدیکی آن محل دریاچه ای بود که گروهی از پرندگان مهاجر در پاییز به آنجا می رفتند. آن چه باعث تغییر شدید در نمودار می شد همین پرندگان بودند. پرواز دسته جمعی این پرندگان باعث می شد تا حرکت بال های آنان فشاری بر جو بیاورد و این فشار به مولکول های کناری هوا منتقلمی شد و نهایتا به سنسور ثبت نمودار دستگاه می رسید. یکی از دانشمندان کنجکاو در پی آن شد که متوجه شود اگر این پرندگان آنجا نبودند چه می شد. وی با استفاده از یک برنامه کامپیوتری موقعیت منطقه را شبیه سازی کرد و برنامه را یکبار با حضور پرندگان و یکبار بدون حضور آنان اجرا کرد. هنگامی که پرندگان وجود داشتند کامپیوتر شرایط را دقیقا همان طور که در واقعیت بود نشان داد. اما بدون حضور پرندگان طوفانی بزرگ در منطقه شکل می گرفت که باعث تخریب تقریبا ۱۲ هکتار از آن منطقه می شد. در حقیقت پر زدن آن پرندگان باعث می شد که شرایط شکل گیری این طوفان پیش نیایند
پس از مطالعات جدی تر و عمیق تر و شبیه سازی جو جهان آنان به نتیجه ای رسیدند که مهم ترین شعار نظریه آشوب نام گرفت : پروانه ای در آفریقا بال می زند و گردبادی در آمریکای جنوبی شکل می گیرد.
فشاری که بال زدن آن پروانه بر اتمسفر می آورد شاید بسیار ناچیز باشد، اما فرایند تشدید باعث می شود که این فشار ناچیز و اندک به مرور و پس از طی مسافتی تبدیل به یک طوفان عظیم شود.
این نظریه در ابتدا تنها یک نظریه بود. اما مطالعات بعدی آن را به یک تئوری تبدیل کرد. مطالعات بیشتر آن را به حد علم نیز رساندند.. چرا که یکی از اصولی که این علم بیان می کند این است که هیچ چیز قابل پیش بینی نیست. به دلیل این که حیات راه خود را خواهد یافت. حتی اگر با دقت بسیار زیاد شرایط را کنترل کنیم، به این دلیل که خود ما نیز جزئی از مساله هستیم، دچار اشتباه خواهیم شد.

تئوری آشوب در مهندسی شیمی:

تئوری آشوب و دوشاخه شدن به عنوان موضوعات علمی نسبتا نوین، نقش ویژه ای در مدل سازی سیستم های با دینامیک پیچیده دارد. چنین سیستم هایی در رشته های مهندسی به ویژه مهندسی شیمی به چشم می خورند. بررسی سیستم های درهم، پدیده های انتقال در سیستم های بستر سیال شده، پارامتر های موثر در لوله های گرمایی، میزان مصرف بهینه در سیستم های غشایی و عملکرد بایو راکتورها و سینیتیک شیمیایی از جمله مواردی هستند که تا کنون تئوری آشوب و دوشاخه شدن در آن ها بررسی شده است.

رفتار آشوبناک در سیستم هایی با دینامیک غیر خطی انجام می گیرد. دینامیک بسیاری از پدیده ها در
زمینه مهندسی شیمی غیر خطی است. از جمله می توان به تغییرات غلظت در واکنش های
شیمیایی، نوسانات سرعت سیال در ظروف هم زده، نوسانات فشار و ضریب تخلخل هنگام
سیاله شدن ذرات جامد در بستر های سیال اشاره کرد.

مشخصه های یک سیستم غیر خطی را می توان به صورت زیر خلاصه کرد:

۱٫  فرکانس دایره ای یک سیستم غیر خطی وابسته به دامنه نوسانات است.

۲٫  پایداری یک سیستم غیر خطی به شدت وابسته به شرایط اولیه است.

۳٫  در یک سیستم غیر خطی دامنه نوسانات متناوب ممکن است مستقل از شرایط اولیه باشد.

۴٫ دو شاخه شدن

۵٫  آشوب

یکی از عوامل ایجاد آشوب در سیستم ها دوشاخه شدن است. دوشاخه شدن سبب می شود که که پیش بینی سیستم محدود شده و امکان کنترل پذیری کاهش یابد.

یک بستر سیال را می توان به عنوان یک سیستم آشوبی تعبیر کرد زیرا روابط غیر خطی در این سیستم بین متغیرهای سیستم حاکم است. به همین دلیل این سیستم  به تغییرات کوچک در شرایط اولیه حساس است و از این رو توسط پارامتر محدود پیش بینی شده مشخص می شوند.

به عنوان مثال در سیستم های دارای جریان برگشتی به دلیل آشفتگی ناشی از جریان برگشتی در سیستم، دوشاخه شدن و در نتیجه عدم قطعیت در مورد یافتن نسبت برگشتی بهینه  رخ می دهد که باید این رفتار آشوب گرانه را در نظر گرفت.

امید می رود که در آینده چشم اندازهای بهتری از تئوری آشوب  را در پیش بینی رفتار سیستم های پیچیده غیر خطیو رسیدن به نتایج دقیق و مطمئن تر شاهد باشیم.

منابع:

۱٫  تئوری آشوب، دوشاخه شدن و کاربردشان در مهندسی شیمی. کمالی، ملا عباسی و موسوی

۲٫  مدل سازی و کنترل یک  راکتور آشوبناک؛ رسولیان، شاهرخی، سالاریه

۳٫ Control of chaos  Methods and applications in engineering

۴٫ Chaos and chemical reactor models

۵٫ Application of chaos analysis to multiphase reactors

۶٫ www.shegeftiha.com

۷٫ www.philosophy.ir

۸٫ www.aftabir.com

رکود وبلاگستان فارسی

اردیبهشت ۷ام, ۱۳۹۱ | نوشته‌شده به دست عادل شجاعی در آموزش، دانش و فن‌آوری - (بدون دیدگاه)

وبلاگ نویسان زیادی از رکود وبلاگستان فارسی نوشته اند. اجازه بدهید با این حرف مخالفت کنم. بر این باورم که بسیاری از وبلاگ نویسان فقط به محدوده وبلاگ نویسان پیرامون خود نگریسته اند و بر این مبنا نمی توان قضاوت کرد که وبلاگستان رکود کرده است. باید مستند سخن گفت و آمار داد. معتقدم بخش بسیاری بزرگی از وبلاگستان فارسی به دور از چشمان و حلقه ی ما گسترش و رشد می یابد. با این حال ممکن است عواملی سبب شوند که این رشد اندکی آهسته تر شود.

عواملی مثل گسترش شبکه های اجتماعی، عدم تولید محتوا و کپی برداری از سوی وبلاگ نویسان تازه کار، لینک ندادن وبلاگ ها به یکدیگر، ضعیف بودن شبکه های ارتباط بین وبلاگ ها و وبلاگ نویسان، فیلترینگ و کوته بینی های سیستماتیک و نگرانی هایی که بر مبنای ارعاب وبلاگ نویسان شکل گرفته اند، می توانند بخشی از عوامل رکود وبلاگستان فارسی باشند.

در هر صورت امیدوارم که هر روزمان بهتر از دیروز باشد و شاهد رونق گرفتن و ارائه ی محتوای مفید و مناسب وبلاگ نویسان در هر نقطه از هستی باشیم.

همین الان داشتم مطلبی را در یکی از سایت های مورد علاقه ام یعنی وبسایت نارنجی با عنوان “طرفداران کتاب الکترونیک بیشتر مطالعه می کنند” می خواندم. تصمیم گرفتم بجای کامنت گذاشتن در انتهای آن مطلب، چند سطری را در این باره در همین وبلاگ بنویسم.

به طور کلی با پا به عرصه گذاشتن نسخه های الکترونیک مستندات، افرادی زیادی خواندن نسخه های الکترونیک کتاب ها، روزنامه ها و یا مجلات را به نسخه های کاغذی آن ترجیح می دهند و این مورد بیشتر به عواملی چون میزان دسترسی آن ها به اینترنت، اعتیاد به اینترنت، میزان در دسترس بودن نسخه های کاغذی و الکترونیک و یا خستگی و ضعف چشم افراد تاثیر دارد.

استقبال از نسخه های آنلاین از روزنامه ها به حدی بوده که در موارد متعددی باعث کاهش خرید نسخه های کاغذی روزنامه ها و در نتیجه افت تیراژ آن ها شده است. همین عامل در دسترس بودن نسخه های انلاین روزنامه ها باعث شده که من هم همان روزنامه هایی که قبلا می گرفتم هم نخرم و از نسخه های آنلاین روزنامه های مختلف استفاده کنم.

من هم مانند بسیاری به طور کلی نسخه های الکترونیک را  به نسخه های کاغذی ترجیح می دهم ولی شاید زمان زیادی لازم باشد تا نسخه های الکترونیک بتوانند رقیبان قدیمی و باستانی خود را شکست دهند.

در کل اگر کتاب به زبان فارسی باشد، ترجیح می دهم نسخه کاغذی آن را بخوانم ولی اگر کتاب به زبان انگلیسی باشد، به دلیل سرعت بالای یافتن کلمات کلیدی در نسخه های پی دی اف (PDF) و یافتن موضوع مطلوب در یک کتاب قطور، استفاده از نسخه ی الکترونیکی را ترجیح می دهم.

شما چطور؟ آیا مثل سابق طرفدار نسخه های کاغذی هستید یا به خیل طرفداران نسخه های الکترونیک مستندات پیوسته اید؟

برچسب‌ها:

قصد دارم در این مطلب به کلیاتی اشاره و آن ها را بررسی کنم که اصولی که در دانشگاه آن ها را می آموزیم با واقعیت هایی که در صنعت و دنیای واقعی وجود دارد، چقدر فاصله دارند و چگونه طراحان با همین فرمول های ساده یک دستگاه را طراحی می کنند؟  قطعا فهم این مطلب نسبتا ساده بوده و شما را به خواندن ادامه آن دعوت می کنم.

هنگامی که کتاب های درسی دانشگاهی را می خوانیم با فرمول ها و روابط زیادی روبرو می شویم که هر کدام با گرفتن چند متغیر، یکی از متغیر ها را به ما می دهند. مثلا در رابطه F=m*a با داشتن شتاب و جرم، مقدار نیرو وارد بر جسم را بدست می آوریم. (گاهی هم حل مسائل به صورت سعی و خطا هست)

گرچه همه ی روابط در دنیای علم به این سادگی نیستند و برخی بیش از یک وجب طول دارند، اما چیزی که باید بدانیم این است که هر رابطه برای یک جسم یا ماده و … مقداری خطا دارد و این مقدار خطا به فاکتورهای متعددی از جمله ایده آل نبودن شرایط و به طور کلی به فرض هایی که برای ساده سازی و بدست آمدن فرمول انجام می شود، وابسته است.

حل معادلاتی که از مدل سازی  حاصل می شوند (روابط تجربی- نیمه تجربی و یا تـئوری محض)، ممکن است بسیار پیچیده باشند که حتی بزرگترین ابر رایانه ها هم قادر به حل تحلیلی آن نباشند اما با حل عددی آن با نرم افزارهای مناسب، می توان به تقریب خوبی از خروجی مساله رسید.

هیچ تضمینی هم وجود ندارد که همین خروجی از نرم افزار هم در دنیای واقعی تکرار شود اما با طراحی یک دستگاه در مقیاس کوچک و آزمایشگاهی – پایلوت Pilot – و اعمال همان روابط موجود در کتاب ها و مقایسه نتایج خروجی از دستگاه و خروجی از فرمول ها و سپس بدست آوردن خطا و تصحیح آن در هنگام طراحی دستگاه ها در مقیاس بزرگ، مهندسان می توانند یک دستگاه در مقیاس وسیع و صنعتی را طراحی و راه اندازی کنند و به نتایج مطلوب برسند.

مقادیر خطایی که ایجاد می شود می تواند منابع مختلفی وجود داشته باشد که در متون علمی به طور مفصل به آن اشاره شده است اما چیزی که من متون علمی آن را ندیدم و دوست دارم به آن اشاره کنم این است که قطعا پارامتر هایی بر طراحی ما انسان ها ناشناخته است که دانشمندان روزانه در تلاش هستند تا تاثیر این پارامتر ها را بیابند و آن ها را رفع نمایند.

در این مطلب کوتاه فقط سعی کردم این فرایند را به صورت خیلی کلی شرح دهم و همین مراحلی که به سادگی در چند کلمه وصف شد به سادگی امکان پذیر نیست و ممکن است ماه ها و یا سال ها به طول بینجامد. این متن مبتنی بر دانسته ها و پیش زمینه های شخصی ام بوده است و ممکن است مثل هر نوشته ی دیگری همراه با خطا باشد. شما می توانید این متن را مانند سایر نوشته های این وبلاگ تکمیل و یا تصحیح بفرمایید.

در نظر داشتم مطلبی را در مورد نقد درون گفتمانی بنگارم و گرچه بهتر بود قبل از این مطلب آن را می نوشتم، اما با وجود مطلب قبلی با عنوان “حرف های ناگفتنی” که در واقع انتهای بریده شده ی این مطلب بود، مرا ملتزم به گذاشتن و نوشتن این مطلب که قسمت هایی از آن از قبل نوشته شده بود، کرد.
قبل از بحث اصلی لازم می دانم اجمالا به دو نکته اشاره کنم. اول اینکه مطالبی که می نویسم غالبا برای در نظر گرفتن ابعاد ناشناخته احتمالی آن، قبل از نوشتن با برخی دوستانم در مورد آن ها تبادل نظر کرده ام و در مورد آن موضوع مطالعه می کنم که حداقل اطلاعات لازم در آن زمینه را داشته باشم و بتوانم به سوالات احتمالی مخاطبان وبلاگ پاسخ دهم.
دوم 
اینکه مواردی که در این پست می نویسم مواردی نیست که به صورت نادر اتفاق افتاده باشد بلکه مکررا آن را مشاهده کرده ام و عموما مسائلی بوده اند که خودم از نزدیک شاهد آن بوده ام و تلاشم بر این است که جانب انصاف را رعایت کنم و هرگونه نقد دوستان و استادان بزرگوارم بر این مطلب را صمیمانه پذیرا خواهم بود.
مطلبی که در ادامه می آید در مورد خساست و حسادت و تنگ نظری علمی مربوط به برخی تنگ نظران در بین این قشر فرهیخته هست که خودم هم افتخار دارم فرد کوچکی از این جامعه و خانواده بزرگ هستم.
همان طور که هر کس خانواده خود را دوست دارد و در پی رفع اشکالات آن بر می آید، بنده نیز به عنوان فردی کوچک از این جامعه، با امید رفع اشکالات احتمالی، تصمیم گرفتم به طور اختصار برخی از اشکالات و رفتارهای نابخردانه را نقد کنم و بر این عقیده هستم که سرنوشت هر جامعه ای در دست مردمان جامعه است و با آگاهی بخشی می توان در آینده ای نه چندان دور شاهد رقم خوردن سرنوشتی بهتر برای آن جامعه بود.
متاسفانه در دانشگاه که باید پیشرو در تولید علم و فرهنگ و صدور فرهنگ ایرانی اسلامی باشد، شاهد رفتارهایی همچون گزینش‌های سلیقه ای، عدم احترام متقابل، ماست مالی کردن مباحث علمی، زیر کار در رفتن استاد و دانشجو، احترام نگذاشتن به وقت طرف مقابل و همچنین موضوع مهمی که بیشتر به آن خواهم پرداخت یعنی خساست و حسادت علمی هستیم.
شاید حسادت در هر فردی کم و بیش وجود داشته باشد اما برخی رفتارها واقعا قابل توجیه نیستند. مکررا دیده ام و میبینم که افرادی از به اشتراک گذاشتن علم خود با هم وطنان و هم نوعان خود مضایقه می کنند. افرادی که به راحتی و بدون دریافت هیچ هزینه ای همان علم را در اختیار انتشاراتی همچون انتشارات الزویر که برخی دانشگاه های ایران را تحریم کرده است، قرار می دهند. من فعلا در مورد انتشارات الزویر اظهار نظری نمی کنم ولی به شدت اینکه افرادی حاضر نباشند چیزی را که می دانند و دانستن آن زیانی به کسی نمی رسد و آن را به کسی یاد ندهند، نکوهش می کنم.
البته من انتظار ندارم که یک برنامه نویس و یا تولید کننده نرم افزار، محصول خود را رایگان در اختیار دیگران قرار دهد و یا اجازه کپی رایت بدهد. چرا که همه می دانیم که راز تداوم تولید و ارتقای محصولات نرم افزاری، در حمایت مالی آن محصول از جانب دولت و مردم و عدم دریافت نسخه های غیر اصلی، نهفته است.
گله و شکایت من این است که برخی افراد درون این قشر عادت به انحصار طلبی کرده اند و هنوز فرهنگ یاد دادن و در اختیار گذاشتن علم درون آنان نهادینه نشده است.
یکی از دلایلی که محتوای فارسی اینترنت از مطالب علمی جدید، غنی نیست، ضعف همین فرهنگ درون جامعه ماست. اغلب عادت کرده ایم یا برای کسب شهرت یا ثروت و یا خواسته های خود محوری خودمان (تفکر شبه اومانیسم) کاری را انجام دهیم و این در حالی است که هنوز خوب یاد نگرفته ایم از یاد دادن به دیگران لذت ببریم و از اینکه ببینیم دیگران یاد میگیرند و موفق هستند، خوشحال شویم.
مثلا برخی حاضر نیستند یک فایل پی دی اف که داشتنش می تواند کمکی به هم نوع خودش کند در اختیار دیگران قرار دهد و برخی دیگر حاضر نیستند یک نکته علمی، نرم افزاری و یا … را به هم نوع خود بگویند و با هر بهانه ای از اشتراک علم طفره می روند. این در حالی است که افرادی هم به خوبی با واژه انسانیت آشنا هستند و مواردی که حاصل ساعت ها زحمت، تفکر و تجربه خودشان بوده به راحتی و بدون چشم داشتی در اختیار دیگران قرار می دهند. البته این مورد هم قبول دارم که بیان برخی مسائل علمی هم ضوابط خاص خود را دارد و مثلا همه افراد قبل از انتشار رسمی یک موضوع جدید، از ابراز آن در جمع های دیگر خودداری می کنند و یا علومی که استراتژیک هستند و نه انتشار عمومی آن ها و نه یاد گرفتن آن برای هر شخص لازم است.
من این موراد معدود را از نوشته های بالا مستثناء می دانم و روی سخن من به مواردی است که در جامعه دانشگاهی مکررا شاهد آن هستیم و برخی نیز حاضر نیستند حرفی از آن بزنند چرا که به نوعی خودشان نیز درگیر این قضیه هستند.
زندگی صحنه یکتای هنر مندی ماست
هر کسی نغمه ی خود خواند و از صحنه رود
صحنه پیوسته به جاست
خرم آن نغمه که مردم بسپارند به یاد

یکی از معضلاتی که مدیران سایت ها و بویژه وبلاگ نویس ها با آن روبرو هستند، کپی کردن سایت های اسپم از مطالبی که شما با زحمت و فکر آن ها را پرورش داده و در وبلاگ شخصی خود نوشته اید، می باشد.

متاسفانه با توجه که ضعیف بودن الگوریتم جستجوگر گوگل (که علاقه مندم در مطلبی جداگانه به آن بپردازم) برخی سایت های تبلیغاتی (سایت های اسپم) با کپی کردن بدون اجازه مطالب از وبلاگ های دیگر و استفاده از برخی ترفند ها و تکنیک های سئو، جایگاه مناسبی در گوگل یافته اند و ممکن است شما به هر دلیل بخواهید که مطالبی که از وبلاگ شما کپی شده را از نتایج گوگل حذف کنید و در عین حال وبلاگ شما هم جزء نتایج گوگل باشد.

مثلا وقتی که من سایت اسپمی که از همین وبلاگ “کنگان و سخن تازه” مطالبم را کپی برداری کرده بود به گوگل گزارش دادم، در عرض کمتر از ۲ روز گوگل به من پیام داد و اطلاع داد که صفحه مورد نظر از نتایجش حذف شذه است.

در زیر سعی کرده ام این مراحل را قدم به قدم و خیلی خیلی ساده و روان توضیح دهم که می توانید آن ها را بخوانید.

قدم اول: شما باید یک اکانت جیمیل داشته باشید.

قدم دوم: به جیمیل خود متصل شوید. سپس به این صفحه بروید. (لینک صفحه ای که باید بروید)

قدم سوم: بر روی Create a new notice کلیک کنید.

قدم چهارم: در First name نام کوچک خود را و در قسمت Last name نام خانوادگی خود را بنویسید و کشور نیز ایران انتخاب کنید و کاری به Copyright holder you represent نداشته باشید و در Email address هم ادرس ایمیل خود را بنویسید.

قدم پنجم: در قسمت Identify and describe the copyrighted work شما باید بنویسید که چه قسمتی از وبلاگ یا سایت شما کپی برداری شده است. مثلا می توانید بنویسید:

one of my blog posts  یا  one of my blog pages

قدم ششم: در قسمت Where can we see an authorized example of the work شما باید قسمتی از وبلاگتان که از آن کپی برداری شده است را بنویسید. دقت کنید که آدرس صفحه اصلی وبلاگتان را ننویسید بلکه آدرس مطلب مورد نظر را بنویسید.

قدم هفتم: Location of infringing material آدرس صفحه ای از سایت کپی بردار که مطالب شما را کپی کرده بنویسید.

قدم هشتم: اگه بیش از یک صفحه از وبلاگ شما کپی شده روی Add a new group -Max 10 groups کلیک کنید. البته می توانید همین مراحل را دوباره تکرار کنید و روی این گزینه کلیک نکنید.

قدم نهم: در قسمت SWORN STATEMENTS تیک های مورد نظر را برای تایید بزنید.

قدم دهم: در قسمت Signed on this date of تاریخ میلادی همان روز را بنویسید. البته دقت کنید ماه روز و سال را به شمان شکل که نوشته وارد کنید.

قدم یازدهم: در قسمت Signature کلمه ای دلخواه بنویسید که بعدا اگذ چند شکایت کرده باشید بفهمید کدام شکایت مربوط به کدام صفحه بوده است.

قدم دوازدهم: همان نوشته های خرچنگ قورباغه را وارد فیلد مورد نظر کنید و سپس روی submit کلیک کنید و ما را هم دعا کنید!

* اگر سوالی بود می توانید در قسمت نظرات همین پست بپرسید.


پی نوشت: برخی سایت ها و وبلاگ ها هم از کدهای جاوا استفاده می کنند تا راست کلیک کار نکند و کسی نتواند از وبلاگشان کپی برداری کند اما کسی که بخواهد کپی کند به راحتی می تواند کد جاوا را در مرورگر خودش غیر فعال کند و از مطالب وبلاگ شما کپی برداری کند.

گاهی برخی از دوستان و یا آشنایان و یا دوستانی که قصد انتخاب واحد کنکور دارند، سوال می پرسند که فرق مهندسی شیمی و رشته شیمی و یا شیمی محض و شیمی کاربردی چیست؟

اگر بخواهم به طور خلاصه به این سوال پاسخ دهم باید بگویم که یک مهندس شیمی فردی است با قابلیت طراحی و کنترل وسایل و تجهیزات صنعتی برای تولید مواد شیمیایی که در عین حال مقداری از علم شیمی، که در طراحی های صنعتی لازم است، می داند.

مهندسی شیمی علم کاربرد ریاضیات، شیمی، فیزیک و اقتصاد در فرآیند تبدیل مواد خام به مواد باارزش‌تر یا سودمندتر است. مهندسی شیمی را می‌توان بطور کلی علم استفاده از موازنه جرم، موازنه انرژی و موازنه اندازه حرکت برای طراحی و کنترل واحدهای فرآیندی شیمیایی از قبیل واحد‌های یک پالایشگاه پتروشیمی، صنایع چوب و کاغذ و غیره در نظر گرفت.

مهندسی شیمی عمدتاً در طراحی و نگهداری فرآیندهای شیمیایی برای تولید انبوه به کار می‌رود. به این بخش از مهندسی شیمی، مهندسی فرآیند گفته می‌شود.

فرآیندهای مجزایی که توسط یک مهندس شیمی به کار گرفته می‌شوند (مانند تقطیر، استخراج و…)، عملیات واحد نام داشته و شامل واکنش شیمیایی، عملیات انتقال جرم، انتقال حرارت و انتقال اندازه حرکت هستند. این فرآیندها برای سنتز شیمیایی یا جداسازی شیمیایی با هم ترکیب می‌شوند.

سه قانون فیزیکی اساسی در مهندسی شیمی، اصل بقای جرم، اصل بقای انرژی و اصل بقای اندازه حرکت هستند. انتقال ماده و انرژی در یک فرآیند شیمیایی با استفاده از موازنه جرم و انرژی برای کل واحد، عملیات واحد یا بخشی از آن ارزیابی می‌شود. مهندسین شیمی اصول ترمودینامیک، سینتیک واکنش و پدیده‌های انتقال را به کار می‌گیرند.

مهندسی شیمی نوین، گستره‌ای فراتر از مهندسی فرآیند را در بر می‌گیرد. هدف اصلی مهندسی شیمی استفاده از دانش شیمی در خلق مواد و محصولات بهتر برای دنیای امروز است. امروزه مهندسین شیمی علاوه بر فرآیندهای تولید مواد اولیه پایه، بلکه در تو سعه و تولید محصولات باارزش و متنوع شرکت دارند. این محصولات شامل مواد ویژه و کارآمد برای صنایعی همچون هوافضا، خودروسازی، پزشکی، صنایع الکترونیک، کاربردهای محیط زیست و صنایع نظامی است. به عنوان مثال‌هایی از این محصولات می‌توان به الیاف، منسوجات و چسب‌های بسیار قوی، مواد زیست‌سازگار و داروهای جدید اشاره کرد. امروزه مهندسی شیمی ارتباطی تنگاتنگ با علوم زیست‌شناسی، مهندسی پزشکی و اغلب شاخه‌های مهندسی دارد.


تاریخچه مهندسی شیمی

اوّلین درس در زمینه مهندسی شیمی نخستین بار توسط پروفسور «نورتون» در سال ۱۸۸۱ در دانشگاه MIT و در دانشکده مکانیک تدریس شد. نورتون شیمی صنعتی تدریس می‌کرد. در آن زمان صنایع شیمیایی رو به توسعه گذاشته بودند و لازم بود ساخت و بهره برداری از فرآیندهای شیمیایی توسّط افراد متخصّص صورت گیرد. در آن زمان طرّاحی و نظارت بر ساخت فرآیندهای شیمیایی و صنایع شیمیایی به دو شکل صورت می‌گرفت:

۱) به وسیله شیمی دان‌هایی که از تئوری‌های شیمیایی و علوم آزمایشگاهی آگاهی داشته، ولی اطّلاعات فنّی و تجارب کافی از طراحی صنعتی نداشتند.

۲) به وسیله مهندسان مکانیکی که تجربه طرّاحی صنعتی داشتند، ولی اطّلاعات کافی از فرآیندهای شیمیایی نداشتند.

این موضوع باعث شد که تا مدّتی برای طرّاحی واحدهای شیمیایی از شیمیدانان و مهندسان مکانیک به صورت مشترک استفاده شود. امّا برای هماهنگ کردن کار این دو گروه، به افرادی نیاز بود که هم از فرآیندهای شیمیایی و هم از طرّاحی صنعتی مطّلع باشند و هم تجربه‌های آزمایشگاهی لازم را داشته باشند. از این رو رشته‌ای جدید در دانشگاه‌ها با نام «شیمی صنعتی» یا «صنایع شیمیایی» به وجود آمد. با تئسعه تدریجی صنایع شیکیایی، نیاز به چنین متخصّصانی که هم در زمینه طرّاحی صنعتی و هم در زمینه فرآیندهای شیمیایی تخصص داشتند، بیشتر احساس شد. به این ترتیب، دوره‌هایی با نام «مهندسی شیمی مدرن» در دانشگاه‌ها پایه گذاری شدند. توسعه صنایع شیمیایی باعث شد که دانشگاه‌ها اقدام به تأسیس دانشکده مهندسی شیمی به صورت مجزّا کرده و آن را جدا از رشته‌های شیمی و مکانیک تدریس کنند.


مهندسی شیمی در ایران :
مهندسی شیمی در ایران نخستین بار در «مدرسه صنعتی ایران و آلمان» تدریس شد. این مرکز آموزشی که پس از جنگ جهانی اول به عنوان غرامت جنگی به ایران واگذار شده بود، در هر کدام از رشته‌های مهندسی شیمی، برق و ماشین حدود بیست دانشجو می‌پذیرفت. دانش آموختگان مدرسه صنعتی ایران پس از یک دوره تحصیلی دو ساله «مهندس شیمی» نامیده می‌شدند. امّا در برنامه درسی آنها دروسی چون «شیمی تجزیه» و آزمایشگاه وجود داشت که دروس مربوط به رشته شیمی است. در سال ۱۳۱۳ «دانشگاه تهران» تأسیس شد و رشته مهندسی شیمی یکی از رشته‌های ارائه شده در دانشکده فنّی بود. در این میان، رقابت‌های ناسالم میان دانش آموختگان دانشکده فنّی و مدرسه صنعتی موجب شد تا مدرسه عالی صنعتی منحل شود. در سال ۱۳۳۶ «دانشگاه صنعتی امیرکبیر» (پلی تکنیک تهران) تأسیس شد و در رشته مهندسی شیمی و برای یک دوره چهار ساله به پذیرش دانشجو اقدام کرد. امّا برنامه درسی آن زمان دانشگاه تهران و پلی تکنیک هنوز با برنامه واقعی مهندسی شیمی تفاوت بسیار داشت. درس‌هایی مانند «انتقال حرارت»، «انتقال جرم» و «طراحی رآکتور» در سرفصل دروس گنجانده نشده بودند و از تنها درس‌های ویژه مهندسی شیمی «تقطیر»، «جذب» و «ترمودینامیک» را می‌توان نام برد. پس ازاین دو دانشگاه، «دانشگاه شیراز» و پس از آن در سال ۱۳۴۵ «دانشگاه صنعتی شریف» (صنعتی آریا مهر سابق) این رشته را راه اندازی کردند که برنامه درسی آنها تفاوت چندانی با برنامه درسی که امروز در رشته مهندسی شیمی ارائه می‌شود نداشت. در سال‌های بعد، دوره کارشناسی ارشد و در برخی دانشگاه‌ها دوره دکتری مهندسی شیمی نیز راه اندازی شد.


گرایش‌های مهندسی شیمی

مهندسی فرآیند

مهندسی صنایع پتروشیمی

مهندسی صنایع گاز

مهندسی صنایع پلیمر

مهندسی صنایع غذایی

مهندسی پالایش

مهندسی صنایع شیمیایی معدنی

مهندسی طراحی فرآیندهای صنایع نفت

مهندسی بیوتکنولوژی

پس به طور خلاصه:

در واقع قبل از پیدایش مهندسی شیمی این وطیفه را مهندسان مکانیک بر عهده داشته اند اما با گسترش علم شیمی، مهندسان مکانیک بدلیل نداشتن علم شیمی این وطیفه را به مهندسان شیمی نو ظهور سپردند و شیمی دان ها نیز در بیشتر در حیطه و مقیاس آزمایشگاهی برای تولید علم و کشف مجهولات در علم شیمی به کار خود ادامه دادند و مهندسان شیمی به صنعتی سازی و بهینه سازی فرایند ها و همچنین طراحی دستگاه هایی که در تولید مواد شیمیایی در مقیاس صنعتی مورد نیاز است، پرداختند.

و برای این کار مهندسان شیمی هم باید قسمتی از علم مکانیک را می آموختند و هم قسمتی از علم شیمی که در واقع مهندسان شیمی برای ایفای نقش خود نیاز به آموختن مقدار بیشتری از علم مکانیک نسبت به علم شیمی را دارند.


برای آشنایی بیشتر با دروس مهندسی شیمی درس های اصلی این رشته را در زیر می آورم.

دروس اصلی مهندسی شیمی:

برنامه نوسی کامپیوتر

آشنایی با مهندسی شیمی

موازنه جرم و انرژی

استاتیک و مقاومت مصالح

مکانیک سیالات ۱

مکانیک سیالات ۲

ترمودینامیک۱

ترمودینامیک ۲

شیمی فیزیک

انتقال حرارت ۱

انتقال حرارت ۲

انتقال جرم

طراحی راکتورهای شیمیایی

عملیات واحد ۱

عملیات واحد ۲

کنترل فرایند ۱

کنترل فرایند ۲

طرح و اقتصاد مهندسی

پروژه کارشناسی

و آزمایشگاه های مختلف دروس

 دروس اختصاصی گرایش های مهندسی شیمی:

پلیمر

کاتالیست

مقدمات مهندسی نفت

محاسبات مهندسی پالایش

فرایندهای پالایش

فرایندهای گاز

فرایندهای پتروشیمی

تقطیر چند جزئی


لیست دروس اصلی و مشترک شیمی محض و شیمی کاربردی:

شیمی عمومی ۱

شیمی عمومی ۲

شیمی فیزیک ۱

شیمی آلی ۱

شیمی تجزیه ۱

شیمی معدنی ۱

شیمی فیزیک ۲

شیمی آلی ۲

شیمی تجزیه ۲

شیمی معدنی ۲

اصول محاسبات شیمی صنعتی

شیمی آلی ۳

شیمی تجزیه دستگاهی

شیمی صنعتی ۱

شیمی صنعتی ۲

کاربرد طیف سنجی در شیمی آلی

اصول تصفیه آب و پساب های صنعتی

جداسازی و شناسایی ترکیبات آلی

خوردگی فلزات

مبانی شیمی پلیمر

شیمی و تکنولوژی رنگ

شیمی صنایع معدنی

مبانی شیمی کوانتم

شیشه گری

شیمی و تکنولوژی مواد غذایی

منابع:

ویکی پدیای فارسی

سایت دانشگاه شیراز


پی نوشت:

ممکن است این لیست شامل اشتباهاتی باشد که امیدوارم با کمک و اطلاعات دوستان رفع گردد.

اکثر مطالبی که می نویسم احتمالا قبلش موضوعی ذهنم را درگیر کرده بوده و یا اینکه اتفاقی در اجتماع دیده ام و خلاصه اینکه هر کدام از مطالب بهانه ای داشته که آن بهانه تلنگری برای نوشتن آن مطلب شده است.

از آنجا که برای موضوع پروژه درسی‌ام باید منابع مختلفی را مطالعه می کردم که در واقع نود درصد انگلیسی بودند و می توان گفت منبع فارسی مفیدی وجود ندارد و در سایر رشته های مهندسی هم تقریبا وضعیت همین طور است و برای تحقیق هم منبع فارسی مفیدی یافت نمی شود.

برای تحقیق و پژوهشی که بتوان گفت یک پژوهش دانشگاهی باشد (نه صرفا کپی پیست!) فرد باید بتواند منابع مفید و مورد استفاده را هنگام جستجو تشخیص دهد و این هم جز با آشنایی با زبان علمی دنیا یعنی انگلیسی عملی نیست. وگرنه اگر هر فردی بداند که چه منبعی مفید است می دهد کسی برایش ترجمه کند و کار خودش را راحت کند در صورتی که آنچه که مهم است این است که آن فرد بتواند تشخیص دهد که منبع مفید برای مطالعه کدام است.

مشکل دیگر در باب وضعیت زبان انگلیسی در سیستم آموزشی این است که دانش آموزان و دانشجویان  در این درس مهم ضعیف هستند و فارغ التحصیل با اینکه نزدیک به یازده سال در کلاس ها زبان خوانده با این حال هنوز مشکلات اساسی و ساختاری دارد در حالی که افرادی که پنج سال کانون زبان و یا زبان سرا رفته اند خیلی قوی تر هستند. به نظرم یک دلیل کم حجم و ساده بودن کتاب های زبان در دبیرستان و دانشگاه است که باید به طور علمی اندکی به حجم آن افزوده شود. دلیل دوم ضریب پایین این درس در کنکور کارشناسی و کارشناسی ارشد و دلیل سوم نداشتن ارتباط بین جامعه ما و جامعه جهانی است.

توصیه‌ای که به خانواده ها و دوستان عزیز دانش آموز و دانشجو دارم این است که حتما دانش آموزان و دانشجویان به کلاس زبان بروند و والدین نیز از کودکی فرزندان خود را به کلاس های زبان بفرستند و منتظر نباشند که این نظام آموزشی ضعیف، باعث تقویت زبان افراد شود. من خودم تا حالا فقط یه ترم کلاس زبان رفتم  ولی من تو همون ترم به دلیل اینکه سطحش برام بالا بود، مجبور شدم نزدیک به شش تا کتاب ترم های قبل زبان سرا رو بخونم که واقعا برام مفید بود. ترجیح و اولویت باید این باشه افراد به صورت خودخوان و بدون معلم و استاد زبان انگلیسی مطالعه کنند اما اگه فکر می کنید اراده و نظم کافی ندارید، خب بهتر هست که کلاس زبان برید.