همیشه محققان و پژوهشگرانی که دغدغه تولید علم و خدمت به بشریت داشته اند با مشکلاتی مواجه بوده اند که برخی از این مشکلات را خدمت شما بازگو می کنم.  اول به محدودیت ها و مشکلات گذشته می پردازم سپس به محدودیت ها و مشکلات تولید علم در وضعیت کنونی دنیای ما انسان ها، و در آخر هم مقایسه ای موجز و مختصر بین این دو و نتیجه گیری نهایی.
مشکلات تولید علم در گذشته:
به طور خیلی خلاصه دانشمندان از گذشته های خیلی دور تا حدود صد و پنجاه سال پیش با مشکلات و موانعی همچون نبودن وسایل آزمایشگاهی و اندازه گیری دقیق و درست، در دسترس نبودن اطلاعات، کتاب ها و اطلاعات کافی و وسایل ارتباطی همچون اینترنت، نداشتن دسترسی به دیتا بیس های علمی، عدم دسترسی به استادان خبره از راه دور، نبودن ارتباط کافی بین محققین در جوامع مختلف از یک طرف و از طرف دیگر نبودن اسپانسرهای مالی توانسته به گونه فاحشی بر تولید علم اثر بگذارند به طوری که شاید دانشمندان بسیار مظلوم تر از وضعیت کنونی بوده اند و بسیاری ممکن است از علم خود هیچ درآمدی برای رفع اساسی ترین احتیاجات خود کسب نکرده باشند. این ها همه تنها گوشه ای بود از وضعیت اسفبار زندگی دانشمندان و چالش های آنان که به ذهن ما می رسد در حالی ممکن است بسیاری از مسائل دیگر نیز بوده باشد که از ذهن ما دور مانده باشد.
مشکلات تولید علم در امروز:
گاهی برخی امتیازات می تواند برای یک پژوهشگر به عنوان چالشی جدی مطرح شود. یکی از این گونه موارد انتشار حجم بسیار زیادی از مقالات علمی در نشریات علمی مختلف است که قطعا یک پژوهشگر برای پذیرفته شدن مقاله خود باید حین تحقیق، بسیاری از آن ها را مطالعه نماید که حتی این مشکل از نظر دانشمندی مثل استیون هاوکینگ (که اخیرا هفتادمین سالگرد تولد وی جشن گرفته شد) دور نمانده و دقیقا به خاظر ندارم در کتاب تاریخچه زمان بود یا جهان در پوست گردو خواندم که حدود هر سه دقیقه یک مقاله علمی در زمینه کاری ایشان چاپ می شود و مطالعه ی قابل قبولی در در زمینه تخصص مورد نظر بسیار زمان بر خواهد بود.
مشکل دوم که عمدتا برای کشورهایی مثل ایران وجود دارد مشکل زبان انگلیسی است که بسیاری از فارغ التحصیلان دانشگاه ها به نوعی با آن مواجه هستند که هم ناشی  نظام آموزشی زبان انگلیسی در وزارت آموزش و پرورش وعدم توجه به کیفیت در مقاله کمیت در پذیرش دانشجو در ایران است. که در مطلب اهمیت زبان انگلیسی در پژوهش و تحقیق بیشتر توضیح داده ام.
مشکل سوم که در کشوری مثل کشور ما کاملا مشهود است، عدم ارتباط بین صنعت و دانشگاه است که متاسفانه برخی از مسئولین با فرافکنی و ذکر چند مورد بسیار جزئی در یکی دو زمینه خاص این حقیقت را انکار می کنند.
مشکل چهارم توسعه نیافتن پژوهشکده ها و پارک های علم و فناوری به گونه ای که از حامیان طرح های علمی و صبعتی حمایت شود.
مقایسه و نتیجه گیری:
با مقایسه ی وضعیت دیروز و امروز به وضوح در می یابیم که علی رغم وجود برخی مشکلات و موانع، وضعیت رشد و انتشار علم رو به بهبود بوده است که این امر می تواند نتیجه ی عصر تبادل اطلاعات و فناوری ارتباطات بوده باشد.


پی نوشت: برنامه داشتم که وبلاگ رو هر روز به روز کنم اما چون برگشتم خونه و برای یک هفته ای که اینجا هستم هم ارزش نداشت اینترنت ADSL  بگیرم، به مشکل برخوردم. الان هم دارم کلی تلاش می کنم با اینترنت دایال آپ بتونم این پست رو ارسال کنم که امیدوارم زود از این وضعیت اینترنت دیزلی خلاص بشم!

شعری زیبا از محمد حاجی حسینی

۷ بهمن ۱۳۹۰ | نوشته‌شده به دست عادل شجاعی در کتاب - (بدون دیدگاه)

“دانی کـــه چیست دولت ، دیدار یــار دیدن”
یک چــــای داغ لب سوز، با قند سرکشیدن

عالی است با مکافات فوق لیسانس گشتن
وانگه سماق هــــــا را با دوستـــــان مکیدن

پز می دهی که بازار، از جنس هست لبریز
کـــو پول و کــــو درآمد، کــــــو قدرت خریدن

مــــا روز وشب به ناچار، شبکار و روز کاریم
امـــــا همیشه لنگیم بـــــــا این همه دویدن

ای بخــت لامروّت، تــــــــو معـــرفـــت نداری
حدّ و حســــــــــــاب دارد خوابیدن و کپیدن!

روزی سه چــــار ساعت،ما و، صف اتوبوس
اما شمــــــا و هـــــــر روز ، در بنزها لمیدن

تو کاهی ای درآمد! خرج است همچنان کوه
داری عجــــــب تخصص در کـــــــــار ورپریدن

وقتی که نیست پارتی، قارداش نتیجه یوخدور-
در جستجـــــوی کاری هی گیوه ور کشیدن

پیش رئیس رفتن ســــــــودی جـــز این ندارد
حـــــرف حســــــاب گفتن، پرت و پلا شنیدن

وقتی بخواهیم در مورد هر مفهوم انتزاعی سخن به میان آوریم ابتدا لازم است که تعریف مشخصی از آن مفهوم داشته باشیم. پس هنگامی که می خواهیم مفهومی به نام “آزادی بیان” را تعریف کنیم خود به خود برخی مفاهیم مثل “توهین به دیگران” از دایره ی مفهوم “آزادی بیان” خارج خواهند شد و نتیجه می گیریم که ما آزاد نیستیم هرگونه آزادی را تعریف کنیم؛ چرا که در صورت ارائه تعریفی اشتباه از آزادی و انتشار آن بزرگترین خیانت را به آزادی و آزادگی کرده ایم. پس این آزاد نبودن در تعریف دلخواه از چنین مفهومی به توعی محدودیت است. اما محدودیتی در جهت آزادی.
این مقدمه را گفتم تا به یک مفهوم مشترک برسیم و اینکه آزادی را باید تعریف کرد و دایره آن را شناخت.
در جوامع مختلف با توجه به فرهنگی که دارند تعاریف مختلفی از آزادی شده است.
مثلا در نظام های لیبرال-دموکرات که عمدتا تفکر سکولاریسم بر نظام های سیاسی آن ها حاکم است می توان آزادی را از دو منظر نگریست:
۱٫آزادی فرد در روابطش با دیگران: مثل پدیده هایی چون هم جنس گرایی یا آزادی در برهنه بودن که واقعا تاسف برانگیز و بر خلاف فطرت های انسانی است.
۲٫آزادی بیان در جامعه:اینکه افراد به راحتی در این نظام ها حاکمیت را به چالش می کشند و تمامی مسئولین را مورد انتقاد قرار می دهند  مثل جنبش اشغال وال استریت که مردم می توانند در آمریکا راهپیمایی و تجمع علیه نظام سرمایه داری کنند.در نظام حکومتی جمهوری اسلامی ایران نیز تعاریفی از آزادی و آزادی بیان ارائه شده است که نظریه پردازی چون شهید مطهری این آزادی را به خوبی در کتاب هایش به تصویر کشیده است و من فقط چند جمله از ایران را با ذکر منبع نقل می کنم و قضاوت اینکه اکنون چقدر به حرف های شهید مطهری عمل می شود را به خوانندگان عزیز واگذار می کنم:
۱- من اعلام می کنم که در رژیم جمهوری اسلامی هیچ محدودیتی برای افکار وجود ندارد و از به اصطلاح کانالیزه کردن اندیشه ها، خبر و اثر نخواهد بود. همه باید آزاد باشند که حاصل اندیشه ها و تفکرات اصیلشان را عرضه کنند. ( استاد شهید مرتضی مطهری/ پیرامون انقلاب اسلامی/ صفحه ۱۱ / چاپ ۱۳۷۳/انتشارات صدرا)۲- من به همه دوستان غیر مسلمان اعلام می کنم، از نظر اسلام تفکر آزاد است، شما هر جور که می خواهید بیندیشید، بیندیشید، هر جور که می خواهید عقیده خودتان را ابراز کنید _ به شرطی که فکر واقعی خودتان باشد _ ابراز کنید، هر طور که می خواهید بنویسید، بنویسید، هیچ کس ممانعتی نخواهد کرد.
( همان/ صفحه ۱۳ )۳-در حکومت اسلامی احزاب آزادند، هر حزبی اگر عقیده غیر اسلامی هم دارد، آزاد است.( همان/صفحه ۱۷)۴- اگر در صدر اسلام در جواب کسی که می آمد و می گفت من خدا را قبول ندارم، می گفتند بزنید و بکشید، امروز دیگر اسلامی وجود نداشت. اسلام به این دلیل باقیمانده که با شجاعت و با صراحت با افکار مختلف مواجه شده است.( همان / صفحه ۱۸ )۵- در آینده، اسلام فقط و فقط با مواجهه صریح و شجاعانه با عقاید و افکار مختلف است که می تواند به حیات خود ادامه دهد. من به جوانان و طرفداران اسلام هشدار می دهم که خیال نکنند راه حفظ معتقدات اسلامی، جلوگیری از ابراز عقیده ی دیگران است. از اسلام فقط با یک نیرو می شود پاسداری کرد و آن علم است و آزادی دادن به افکار مخالف و مواجهه صریح و روشن با آنها. ( همان / صفحه ۱۹ )۶- اگر بنا شود حکومت جمهوری اسلامی، زمینه اختناق را بوجود بیاورد قطعاً شکست خواهد خورد. اسلام دین آزادی است، دینی که مروج آزادی برای همه افراد جامعه است. اسلام می گوید دینداری اگر از روی اجبار باشد دیگر دینداری نیست. می توان مردم را مجبور کرد که چیزی نگویند و کاری نکنند، اما نمی توان مردم را مجبور کرد که این گونه یا آنگونه فکر کنند.( همان/ صفحه ۶۲ ) شود پاسداری کرد و آن علم است و آزادی دادن به افکار مخالف و مواجهه صریح و روشن با آنها. ( همان / صفحه ۱۹ )

۷- هرکس می باید فکر و بیان و قلمش آزاد باشد و تنها در چنین صورتی است که انقلاب اسلامی ما، راه صحیح پیروزی را ادامه خواهد داد. ( همان/ صفحه ۶۳ )

۸- اگر بخواهیم جلوی فکر را بگیریم، اسلام و جمهوری اسلامی را شکست داده ایم.( همان/ صفحه ۶۴ )

آیا اکنون اگر یک سیاستمدار همین سخنان را در تلویزیون و به نقل از خودش بگوید چه برخودی با او می شود؟ (منظورم اصلا آقای عماد افروغ نیست و به طور کلی عرض می کنم)
رسانه ای که ادعای ملی بودن و تعلق داشتن به ملت ایران را دارد، چقدر فضا را به منتقدان وضع موجود می دهد؟
متاسفانه برخی فکر کرده اند که اگر کسی انتقاد کند حتما به نظام ضربه می زند!
برخی نیز قرائتی اشتباه از اسلام را نسخه پیچی می کنند و به خورد جوانان ما می دهند و نتیجه آن هم وضعیتی است که اکنون شاهد آن هستیم.
برخی دیگر هم با فرافکنی و سر خود را زیر برف کردن همه اشتباهات خود را یا به منتقدان داخلی یا به دشمنان خارجی نسبت می دهند و خود هرگز مسئولیت کرده های خود را نمی پذیرند.

قل یا اهل الکتاب تعالوا الی کلمه الی کلمه سواء بیننا و بینکم الا نعبد الا الله….(آل عمران آیه ۶۴):
بگو ای اهل کتاب بیایید به سوی سخنی که میان ما و شما یکسان است، که جز خداوند یگانه را نپرستیم ….
(خدا رو شکر که همه هم کیش هستیم ولی افسوس که “کلمه سواء” رو برخی فراموش کرده اند.)

الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه اولئک الذین هداهم الله واولئک هم اولوا الالباب (سوره زمر آیه ۱۸):
آنان که سخن را می شنوند و از بهترینش پیروی می کنند. اینانند کسانی که خدا هدایتشان کرده، واینان همان خردمندانند.

طبق چیزی که تو پست قبل نوشته بودم قرار بود تا آخر امتحانات ننویسم که بالاخره آخرین امتحانات رسمی امروز تموم شد که البته فکر می کنم وضعیت در کل از ترم قبل بهتر باشه (انشاالله)؛ فقط یک شنبه هفته آینده (نهم بهمن) یه امتحان غیر درسی مربوط به کلاس نرم افزار Aspen دارم (مربوط به شبیه سازی فرایند ها و عملیات مهندسی شیمی) که اون هم بدم و انشاالله برگردم خونه و پنج شش روزی نفس تازه کنم.

امیدوارم تا چند وقتی بتونم وبلاگ رو هر روز به روز نگه دارم و چند مطلبی در موضوعاتی که این چند وقت ذهنم رو مشغول کرده بود و همش رو تو Notes گوشیم یاداشت کردم، بنویسم.

تو این چند روز اتفاقات زیادی افتاد که هر کدوم جا داشت یه مطلب در موردش بنویسم ولی برخی اخبار توجه من رو به خودش بیشتر جلب کرد از جمله: (براساس ترتیب خاصی نیست)

۱٫افزایش و نوسان شدید قیمت دلار و سکه

۲٫تحریم های نفتی اتحادیه اروپا علیه ایران و تحریم بانک تجارت از سوی وزارت خزانه داری آمریکا

۳٫ترور نخبه مهندسی شیمی و مسئول بازرگانی سایت نطنز شهید احمدی روشن

۴٫اوج گرفتن تنش ها بین ایران و غرب؛ از تهدید به بستن تنگه هرمز تا ورود ناو آمریکا و انگلیس به خلیج فارس

۵٫ اظهارات ضد و نقیض برخی مسئولین مبنی بر تاثیر و عدم تاثیر تحریم ها!

۶٫نوشته سردار علایی در روزنامه اطلاعات با عنوان “۱۹ دی از نگاه دیگر” و واکنش تند برخی مقام ها و رسانه ها و نوشته دوم سردار علایی و نامه توپنده وی به حسین شریعتمداری مدیر مسئولین روزنامه کیهان

۷٫بالا گرفتن انتقاد ها از عملکرد ضعیف اقتصادی دولت و بانک مرکزی در کنترل و ثبات قیمت ها بخصوص در بازار سکه و دلار و ارز

۸٫ادعاهای مسئولین مبنی بر سود ایران از تحریم ها و از طرف دیگر تهدید به بستن تنگه هرمز در صورت اجرایی شدن تحریم ها!!!

۹٫سقوط یک دیکاتور دیگر: علی عبدالله صالح مصونیت قضایی گرفت و از یمن به آمریکا رفت.

۱۰٫رد صلاحیت ها و تیغ دولتی ها (حدود ۲۰%) (به نقل از شورای نگهبان) و واکنش علی مطهری، کاتوزیان و لاریجانی و در پی آن تایید صلاحیت برخی از کاندیدا ها.

۱۱٫پیروزی حزب عدالت و توسعه وابسته به اخوان المسلمین و پس از آن حزب نور وابسته به سلفی ها در انتخابات پارلمان مصر.

۱۲٫انتشار عکس برهنه یک بازیگر ایرانی در مجله فیگارو و همچنین بازتاب انتشار فیلم برهنه شدن این بازیگر زن در فیلم کوتاهی که به مناسبت بزرگداشت مراسم سزار ساخته شده بود.

۱۳٫سخن سنگین وزیر امور خارجه عربستان سعودی آقای نعیمی: ” ما در حال حاضر بین ۹.۴ تا ۹.۸ میلیون بشکه در روز تولید می کنیم، برای همین ظرفیت مازاد قابل ملاحظه ای برای تولید ۱۲ و نیم میلیون بشکه داریم. فکر می کنم ما به آسانی می توانیم تقریبا بلافاصله، ظرف چند روز، به ۱۱.۴ تا ۱۱.۸ میلیون بشکه برسیم. زیرا تنها کافی است شیرفلکه ها را باز کنیم.”

۱۴٫ مجله فارن پالیسی یا سیاست خارجی و همچنین نشریه فیگارو فرانسه، نوشتند که ماموران موساد با مقام های گروه جندالله (بخوانید جند الشیطان) با هم ارتباط داشته اند.
۱۵٫ جوایز متعدد بین المللی که به فیلم جدایی نادر از سیمین ساخته اصغر فرهادی تعلق گرفت و واکنش های موافق و مخالف داخلی و خارجی

۱۶٫در آخر هم رد صلاحیت یک کاندیدا و عدم احراز صلاحیت کاندیدای دیگر مجلس آینده حوزه کنگان، دیر و جم؛ به ترتیب آقای قیصر صالحی و خانم سکینه الماسی

آیا این اخبار توجه شما هم جلب کرد؟ به نظر شما کدام خبر بیشترین بازخورد و توجه را در پی داشت؟

پس از چندین ساعت فکر کردن، بالاخره تصمیم گرفتم وبلاگ رو تا ۵ یا ۹ بهمن ماه تعطیل و درش رو تخته کنم. دلیلش هم نزدیکی امتحانات پایان ترم هست. گرچه تایپ چندین خط زمانی نمی بره اما همون طور که دوستان عزیز وبلاگ نویس بهتر می دونن زمانی که صرف فکر کردن روی یک متن میشه خیلی بیشتره.

مساله مهم دیگه ای که علاقه مندم بهش اشاره کنم اینه که این فرصت چند روزه که نمی نویسم صمیمانه و صادقانه دوست دارم که دوستان انتقادات و یا پیشنهادهاشون در مورد مطالبی که می نوشتم عرض کنند و بهتر است که دوستان جدا از بحث دوستی و لطف های همیشگی، شفاف اشکالات رو بهم تذکر بدهند و یا اینکه پیشنهاد دهند که در چه موضوعاتی مطلب بنویسم می تواند مفیدتر و جذاب تر باشد. چرا که یکی از لوازم پیشرفت هر فردی (و در مرتبه بالاتر هر جامعه ای) نصیحت ها و انتقادات و سوالات سازنده ی دیگران است که می تواند منجر به رشد و تعالی علمی، شخصیتی و… فرد شود و این نبود نقد ها و تفاوت آراء و دیدگاه ها  می تواند این حس را به فرد القا کند که به غایت مورد نظر رسیده است و در نهایت سبب عقب افتادگی فرد (و در مرتبه بالاتر هر جامعه) شود.
دست دوستی شما را صمیمانه می فشارم.

خدایا چنان کن سرانجام کار       که تو خشنود باشی و ما رستگار

شما که الان دارید این متن رو می خونید رو نمی دونم ولی من که حسابی این چند روز به اینترنت معتاد شده‌ام و هر چه تلاش می‌کنم از اعتیادم به اینترنت بکاهم، متاسفانه توفیق چندانی هم ندارم؛ ولی از اون‌جا که امتحانات در راه هست و  حدود ده ساعت دیگه یکیش رو دارم، باید کم‌کم کم‌تر بشه.

روزانه حدوداً بین چهار تا هشت ساعت درگیر اینترنت هستم و جالب هم اینه که اصلا دانلود نمی‌کنم و فقط صفحات اینترنتی رو می‌خونم. دیروز هم زنگ زدم خونه که بساط اینترنت ADSL آماده کنند که حدود بیست و پنج روز دیگه می‌خوام برم خونه. امروز هم روز خیلی خسته‌کننده‌ای بود چون دیشب تا ساعت چهار شب درگیر گزارش کار آزمایشگاه نوشتن بودم و صبح تا ساعت یازده خوابیدم؛ ساعت یک هم رفتم امتحان تربیت بدنی و کلی دویدم و دوباره یه ساعت خوابیدم.

اتفاق خوبی که امروز (یعنی دیروز چون الان ساعت از دوازده گذشته) افتاد این بود که رفتیم نمایشگاه کتاب و چند تا کتاب گرفتم و از اونجایی که دیگه از این کتابای علمی خسته شده بودم زدم تو فاز دیگه و سه تا از کتابای جلال آل احمد (نون والقلم، زن زیادی و هفت مقاله) و دو کتاب از شهید مطهری (ده گفتار و جاذبه و دافعه علی) و دو تا هم کتاب زبان انگلیسی GRE و IELTS ازانتشارات Barron’s گرفتم که امیدوارم فقط جمع کننده کتاب نباشم و همه‌اش رو بخونم. ضمنا تخفیف ها هم خوب بود (حدود بیست درصد بن و بیست درصد انتشاراتی ها و در کل حدودا ۳۶ درصد) ولی نمایشگاه کتاب هم مثل خیلی دیگه از جاهای کشورمون نظم نداشت.  کتاب در مورد تاریخ ایران هم خیلی دلم می‌خواست بگیرم که از بس وقت کم بود بی‌خیالش شدم و آخرش هم از بس سر به هوا بودم و بین کتاب ها می گشتم از سرویس دانشگاه جا موندم و دوباره خسته و کوفته و با کمبود وسیله نقلیه در بوشهر روبرو شدم. وقتی هم که رسیدم شام هم رزرو نکرده و…

پی نوشت۱: چند وقته از اینکه خیلی میام اینترنت عذاب وجدان گرفتم که چرا وقتم رو صرف کارهای مفیدتر نمی کنم.

پی نوشت۲: اینا رو اینجا نوشتم چون وبلاگ هم مثل کتاب و دفتر خاطرات می مونه و قسمت هایی میتونه تحلیلی و فرهنگی باشه و قسمت‌هایی هم نیاز می‌بینم که تنوع داشته باشه و به زبان محاوره باشه که سال آینده بیام و همین متن‌ها رو بخونم و به خودم بخندم که دیروز به چه می‌اندیشیدم…

پی نوشت۳: از اونجا که این متن طولانیه فکر نمی‌کنم کسی همش رو بخونه و آدم باید مثل سینوهه باشه که می‌گه من این کتاب رو فقط برای خودم می‌نویسم!

توهین به مخالفین

۸ دی ۱۳۹۰ | نوشته‌شده به دست عادل شجاعی در اجتماع و فرهنگ - (بدون دیدگاه)


وَلاَ تَسُبُّواْ الَّذِینَ یَدْعُونَ مِن دُونِ اللّهِ فَیَسُبُّواْ اللّهَ عَدْوًا بِغَیْرِ عِلْمٍ کَذَلِکَ زَیَّنَّا لِکُلِّ أُمَّهٍ عَمَلَهُمْ ثُمَّ إِلَى رَبِّهِم مَّرْجِعُهُمْ فَیُنَبِّئُهُم بِمَا کَانُواْ یَعْمَلُونَ. سوره انعام آیه ۱۰۸٫

چیزهایی را که آنان به جای الله می خوانند ، دشنام مدهید که آنان نیز، بی هیچ دانشی ، از روی کینه توزی به الله دشنام دهند این چنین عمل هر قومی را در چشمشان آراسته ایم پس بازگشت همگان به پروردگارشان است و او همه را از کارهایی که کرده اند آگاه می سازد.

به طورى که از بعضى روایات استفاده مى شود جمعى از مؤ منان بر اثر ناراحتى شدید که از مساله بت پرستى داشتند، گاهى بتهاى مشرکان را به باد ناسزا گرفته و به آنها دشنام مى دادند، قرآن صریحا از این موضوع ، نهى کرد و رعایت اصول ادب و عفت و نزاکت در بیان را، حتى در برابر خرافى ترین و بدترین ادیان ، لازم مى شمارد.
دلیل این موضوع ، روشن است ، زیرا با دشنام و ناسزا نمى توان کسى را از مسیر غلط باز داشت ، بلکه به عکس ، تعصب شدید آمیخته با جهالت که در اینگونه افراد است ، سبب مى شود که به اصطلاح روى دنده لجاجت افتاده ، در آئین باطل خود راسختر شوند، سهل است زبان به بدگوئى و توهین نسبت به ساحت قدس پروردگار بگشایند، زیرا هر گروه و ملتى نسبت به عقائد و اعمال خود، تعصب دارد همانطور که قرآن در جمله بعد میگوید ما این چنین براى هر جمعیتى عملشان را زینت دادیم (کذلک زینا لکل امه عملهم).

در نهج البلاغه مى خوانیم که على (علیه السلام ) به جمعى از یارانش که پیروان معاویه را در ایام جنگ صفین دشنام مى دادند مى فرماید: من خوش ندارم که شما فحاش باشید، اگر شما به جاى دشنام ، اعمال آنها را برشمرید و حالات آنها را متذکر شوید (و روى اعمالشان تجزیه و تحلیل نمائید) به حق و راستى نزدیکتر است و براى اتمام حجت بهتر. (نهج البلاغه کلام ۲۰۶ )

منبع: تفسیر نمونه


آیا این آیات فقط نازل شده اند که بخوانیم و عمل نکنیم!

یقُولُونَ نُؤْمِنُ بِبَعْضٍ وَنَکْفُرُ بِبَعْضٍ وَیُرِیدُونَ أَن یَتَّخِذُواْ بَیْنَ ذَلِکَ سَبِیلًا نساء آیه ۱۵۰    می ‏گویند ما به بعضى ایمان داریم و بعضى را انکار می ‏کنیم و می ‏خواهند میان این [دو] راهى براى خود اختیار کنند!

مگر نه اینکه باید قرآن در سرتاسر
زندگی ما تاثیر بگذارد و تمام ابعاد سیاسی، اجتماعی، علمی و … را در بر بگیرد؟

هر فردی در زندگی سرمایه هایی دارد که قسمتی از زندگی وی خواهد بود و به نوعی زندگی وی با آن سرمایه ها گره خورده است. یکی از این سرمایه ها دوست خوب است. واقعا خوب بودن برخی افراد غیر قابل توصیف هست.
افرادی که بدون هیچ چشم داشتی به دیگران کمک می کنند، ادعایی ندارند، بیشتر عمل می کنند تا ادعا داشته باشند، با آدم صادقانه و با احترام برخورد می کنند، در اهداف مثبت پشتیبان و مشاور هستند، اشتباهات را به دقت گوشزد می کنند و دوستانه نصیحت می کنند، به راحتی می توان روی آن ها حساب باز کرد، ذهنی خلاق و پویا دارند، درخواست های غیر معمول که دوستی را متزلزل می کند ندارند. در دوستی پیش قدم هستند.

اکثر مطالبی که می نویسم احتمالا قبلش موضوعی ذهنم را درگیر کرده بوده و یا اینکه اتفاقی در اجتماع دیده ام و خلاصه اینکه هر کدام از مطالب بهانه ای داشته که آن بهانه تلنگری برای نوشتن آن مطلب شده است.

از آنجا که برای موضوع پروژه درسی‌ام باید منابع مختلفی را مطالعه می کردم که در واقع نود درصد انگلیسی بودند و می توان گفت منبع فارسی مفیدی وجود ندارد و در سایر رشته های مهندسی هم تقریبا وضعیت همین طور است و برای تحقیق هم منبع فارسی مفیدی یافت نمی شود.

برای تحقیق و پژوهشی که بتوان گفت یک پژوهش دانشگاهی باشد (نه صرفا کپی پیست!) فرد باید بتواند منابع مفید و مورد استفاده را هنگام جستجو تشخیص دهد و این هم جز با آشنایی با زبان علمی دنیا یعنی انگلیسی عملی نیست. وگرنه اگر هر فردی بداند که چه منبعی مفید است می دهد کسی برایش ترجمه کند و کار خودش را راحت کند در صورتی که آنچه که مهم است این است که آن فرد بتواند تشخیص دهد که منبع مفید برای مطالعه کدام است.

مشکل دیگر در باب وضعیت زبان انگلیسی در سیستم آموزشی این است که دانش آموزان و دانشجویان  در این درس مهم ضعیف هستند و فارغ التحصیل با اینکه نزدیک به یازده سال در کلاس ها زبان خوانده با این حال هنوز مشکلات اساسی و ساختاری دارد در حالی که افرادی که پنج سال کانون زبان و یا زبان سرا رفته اند خیلی قوی تر هستند. به نظرم یک دلیل کم حجم و ساده بودن کتاب های زبان در دبیرستان و دانشگاه است که باید به طور علمی اندکی به حجم آن افزوده شود. دلیل دوم ضریب پایین این درس در کنکور کارشناسی و کارشناسی ارشد و دلیل سوم نداشتن ارتباط بین جامعه ما و جامعه جهانی است.

توصیه‌ای که به خانواده ها و دوستان عزیز دانش آموز و دانشجو دارم این است که حتما دانش آموزان و دانشجویان به کلاس زبان بروند و والدین نیز از کودکی فرزندان خود را به کلاس های زبان بفرستند و منتظر نباشند که این نظام آموزشی ضعیف، باعث تقویت زبان افراد شود. من خودم تا حالا فقط یه ترم کلاس زبان رفتم  ولی من تو همون ترم به دلیل اینکه سطحش برام بالا بود، مجبور شدم نزدیک به شش تا کتاب ترم های قبل زبان سرا رو بخونم که واقعا برام مفید بود. ترجیح و اولویت باید این باشه افراد به صورت خودخوان و بدون معلم و استاد زبان انگلیسی مطالعه کنند اما اگه فکر می کنید اراده و نظم کافی ندارید، خب بهتر هست که کلاس زبان برید.

تحلیل های نادرست سیاسی

۲۵ آذر ۱۳۹۰ | نوشته‌شده به دست عادل شجاعی در سیاست - (بدون دیدگاه)
به طور معمول هر روز حداقل دو ساعت برای مطالعه ی اخبار از طریق اینترنت وقت می گذارم که عمدتا اخبار علمی و سیاسی هست و به خواندن تحلیل های سیاسی تحلیلگران داخلی و خارجی هم علاقه دارم و سعی می کنم اخبار را از خبرگزاری های متنوعی دنبال کنم. در این میان چیزی که توجه آدم را به خودش جلب می کند تحلیل های اشتباه و بعضا خنده آور برخی از سیاست مداران و سایر افرادی است که اطلاعات سیاسی چندانی هم ندارند. مثلا اگر بخواهم از تحلیل گران خارجی نامی ببرم سریع به یاد اظهارات خنده آور آقای علیرضا نوری زاده می افتم. از این دست موارد در داخل و خارج از کشور کم نداریم و فکر می کنم چنین تحلیل هایی می تواند ناشی از چند عامل باشد. این عوامل را به طور خیلی خلاصه به صورت زیر معرفی می کنم:

۱٫دور بودن از محیط و کشوری که تحلیلگر آن را تحلیل می کند و باعث نتیجه گیری بر اساس اطلاعات اشتباه می شود.
۲٫گاهی اوقات یک شخصیت سیاسی فرصت لازم برای پیگیری اخبار و اطلاعات به روز ندارد و افراد دور و بر او با توجه به علایق و سلایق خود وی را در یک کانال خبری خاص قرار می دهند و اطرافیان وی باعث نتیجه گیری بر اساس اطلاعاتی که به وی داده اند، می شوند.
۳٫گاهی نیز جیزه خوار بودن یک فرد باعث می شود علی رغم داشتن اطلاعات درست برای چاپلوسی و یا تضمین و یا بدست آور منافعی تحلیل های اشتباه و یا دروغی را ارائه دهد.
۴٫گاهی شخصیت های سیاسی علی رغم اینکه خود از حقیقت آگاه هستند اما برای تبلیغات سیاسی و یا تهدید و سایر اهدافی که مد نظر است تحلیل های نادرستی را ارائه می دهند.
۵٫در برخی موارد فرد توهم دارد و به دلیل اینکه از وضعیت توده مردم اطلاعی ندارد تحلیل های غلطی را ارائه می دهد.
البته شاید برخی از موارد فوق را بتوان یک عامل به حساب آورد اما در هر حال از چنین افرادی انتظار داشتن اطلاعات و تحلیل های بهتری می رود. اگر شما هم موردی مد نظرتان هست لطفا اضافه کنید.