انسان‌ها از اندیشیدن بیم‌ناک و اندیشناک اند. از اندیشیدن خسته می‌شوند. از اندیشیدن می‌گریزند. به همین دلیل، تلاش می‌کنند که به خود آرامشی واهی دهند. خود را فریب دهند.
اندیشه‌ی عمیق نیازمند رها‌بودن از اندیشه‌ی معاش است. نیازمند رهابودن از نیازهای نخستین است. نیازمند رها بودن است، نه نیازمند فراهم بودن یا نبودن. اندیشیدن نیازمند جسارت و شجاعت است. این جسارت و شجاعت در گام بعد، در بیان آدمی آشکار می‌شود.
بسیاری از انسان‌ها، تئوری و فلسفه‌ی فریبنده‌ای را که به آنان آرامش دهد، بر حقیقت دهشناکی که از پسِ اندیشیدن برمی‌آید، ترجیح می‌دهند. به همین سبب، انسان‌ها الزاماً حقایق ناشی از اندیشیدن را نمی‌پذیرند بلکه بیشتر داستانی را می‌پذیرند که دلخواه‌شان است. داستانی که به آنان آرامش می‌دهد.
این‌چنین است که شمار اندیشمندان اندک، و شمار اندیشه‌پرستان بسیار است.

شاید شما هم با سایت اینترنت آرشیو آشنا باشید. این سرویس میلیاردها صفحه از اینترنت را در خود ذخیره کرده است. اگر یک مقاله در سایتی وجود داشته است که اکنون آن سایت و یا آن صفحه از سایت در دسترس نیست، احتمالاً به کمک این سایت می‌توانید به آن مقاله دسترسی پیدا کنید.

سایت Internet Archive از چند نظر می‌تواند اهمیت داشته باشد. نخست این‌که وبلاگ‌نویسان و اهالی رسانه باید توجه کنند که پاک کردن مطالبشان به معنای در دسترس نبودن و فراموش شدن آن مطالب نیست. اگر مطالبی را می‌نویسید، باید تمامی پیامدهای احتمالی آن را نیز در نظر بگیرید. اگر یک مطلب جنجالی را در سایت یا وبلاگ خود درج می‌کنید، به این فکر کنید که حتی با پاک کردن این مطلب، چند سال دیگر این مطلب برای همگان در دسترس است. پس پیش از نوشتن، خوب فکر کنید!

نکته دوم این است که برخی از سایت‌ها و وبلاگ‌های خوب را می‌توان دوباره بازسازی کرد. از جزئیات قانونی و حقوقی این کار اطلاعی ندارم. باید دقیق بررسی شود. دستِ‌کم می‌توان به صفحاتِ سایت‌های خوبی که انبوهی از مقالات باکیفیت را در خود جای داده بودند، دوباره دسترسی پیدا کرد.

هفته نامه شهروند امروز

مطالب خیلی خوبی به صورت آنلاین در  وبلاگ و سایت هفته‌نامه «شهروند امروز» (با سردبیری محمد قوچانی) زمانی در دست‌رس بود.  اکنون چندین سال است که تمامی مطالب حذف شده‌اند. مطالب وبلاگ هفته‌نامه «شهروند امروز» ابتدا پاک شد و پس از مدتی، مطالب دیگری جای آن را گرفت و آن وبلاگ کارکرد دیگری یافت. اکنون به کمک سایت اینترنت آرشیو می‌توان به مطالب سایت یا وبلاگ دوباره دسترسی پیدا کرد. اگر یک کیگ پیدا شود و بتواند یک بایگانی منظم از مطالب شهروند امروز به صورت آنلاین پدید آورد، عالی خواهد بود.

برای نمونه مقاله «سید جمهوری‌خواهان» نوشته رضا خجسته‌رحیمی دیگر به صورت آنلاین در هیچ سایتی در دسترس نیست. اما به کمک اینترنت آرشیو، می‌توان این مقاله را از وبلاگ هفته‌نامه شهروند امروز به صورت آنلاین خواند. امیدوار ام کسی پیدا شود و یک موتور جست‌وجوی قوی بسازد که بتواند در سایت اینترنت آرشیو جست‌وجو کنیم.

همان جمله‌ی کهنه. چقدر زود دیر می‌‌شود. هم‌چون هر سال، سالی که گذشت را در چند خط مرور می‌کنم. برای شما که این چند سطر را می‌خوانید، این مطلب چند خط است که احتمالاً چند دقیقه بعد فراموش می‌شود. امّا برای من پر از خاطره. پر از هیاهو. پر از شادی و اندوه. پر از اشک و پر از لبخند.

امسال بیشترش را درگیر خدمت سربازی بودم. نزدیک به یازده مال از امسال. چه روزگار سیاهی. چه دوران بدی. من دیگر نگران زمان‌های از دست‌رفته‌ام در سربازی نیستم. آن‌ها رفته‌اند. همان‌طور ‌آدم‌هایش هم رفتند. فراموش نکنیم که هزاران جوان تحصیل‌کرده به یک‌باره وارد فضای سربازی می‌شوند و رخوت و خستگی وجودشان را فرا می‌گیرد. به باور من سربازی فقط یک راهِ چاره دارد. لغو سربازیِ اجباری و پدیدآوردن ارتش حرفه‌‌ای. به باور من، هر گزینه‌ای جز لغو سربازی اجباری، عادلانه نیست و ستمی است بر این همه جوان.

سالی که یازده ماه از دوازده ماهش را سرباز بودم، چه توصیفی می‌تواند داشته باشد؟ از کجایش بگویم؟ من اغلب آدم امیدواری هستم. یعنی سعی می‌کنم روزنه امیدی را ببینم. معمولاً ناامید نمی‌شوم. به همین دلیل اگر با کسی رابطه‌ام به هم بخورد، با بدی تمام نمی‌کنم. چون امید دارم و ممکن می‌دانم روزی که دوباره آن رابطه از سر گرفته شود. این را تجربه کرده‌ام.

همیشه سعی می‌کنم راه‌حلی را پیدا کنم. با شکست، سرد نشوم. پس از دو بار تلاش ناموفق، برای بار سوم تلاش کردم تا به شهر خودمان انتقالی بگیرم. هر بار تلاش فرایند اداری و دردسر زیادی داشت. بار سوم موفق شدم. وضعیت به مراتب بهتر شد. اوقات فراغتم را می‌آمدم خانه. بیشتر می‌خواندم. کوشش می‌کردم از مباحث درسی فاصله نگیرم. موسیقی گوش می‌کردم. سربازی من به سختی نگذشت. راننده تایم اداری بودم. نسبت به بقیه، وضعیت به نسبت بهتری داشتم. فکر می‌کنم افرادی بودند و هستند که به مراتب شرایط سختی را در سربازی تحمل کرده‌اند و می‌کنند. سخت بودن بستگی به نگاه شما دارد که این کار عادلانه بپندارید یا نه. و این‌که چه چیزی را حق خودتان بدانید. فهمیدن بهتر از نفهمیدن است. همیشه.

برخی رویدادها هرگز از ذهن آدمی پاک نمی‌شوند. فراموش نمی‌شوند. حتی اگر شما ادعا کنید که فراموش کردم. ادعای فراموشی کمی مزوّرانه است. دوران سربازی فرصتی دست داد که کتاب بخوانم. اما بیش از خواندن، تلاش کردم بیندیشم. اندیشیدن‌ها بیشتر سودمند بود. بسیار بیشتر.

خوشبختانه اسفند ماه که فرصتی دست داد تا از حال و هوای سربازی خارج شوم و به دنبال کار باشم. در این باره بیشتر خواهم نوشت. در سال آینده می‌کوشم مطلبی را در مورد انتخاب رشته، ادامه تحصیل و پیدا کردن کار و مصاحبه‌های کاری بنویسم.

چیزی تا تحویل سال باقی نمانده است. بهتر است دل‌هایمان را از کینه و نفرت تهی کنیم و لبخند بزنیم. تلاش کنیم، امیدوار باشیم و دیگران را دوست بداریم. امیدوارم سال ۹۴ سال صلح، آرامش و پیشرفت و خبرهای خوب برای همه باشد.

نوروز مبارک.

 

علم و شِبهِ‌علم

۲۳ اسفند ۱۳۹۳ | نوشته‌شده به دست عادل شجاعی در اجتماع و فرهنگ - (بدون دیدگاه)

آن‌چه که مایه‌ی ناراحتی و نگرانی است، این است بسیاری از کسانی که تحصیلات دانشگاهی دارند نیز، نه تنها تنفاوت علم و شِبه‌ِعلم (Pseudoscience) را نمی‌دانند بلکه تلاشی برای تمایز بین علم و شبه‌علم هم نمی‌کنند. ایده‌ها و مفاهیمی وجود دارد که ابطال‌پذیر نیستند و نمی‌توان آن‌ها را راستی‌آزمایی کرد.
متاسفانه بخش بزرگی از جامعه ما فاقد اندیشه انتقادی است و چنان مرزهای شبه‌علم و باورهای خرافی را گسترانده‌اند که فضای محدودی برای مباحث علمی باقی می‌ماند و آن اندک فضا نیز متاسفانه با برخوردهای ایدئولوژیک روبه‌رو می‌شود و استقلال خود را از دست می‌دهد و به مرحله اجرا نمی‌رسد.
بسیاری از کسانی که ادعای دانشمندی و دانش‌دوستی می‌کنند نیز، به نحو چشم‌گیری به خرافات باور دارند. متاسفانه مواردی می‌بینیم که فارغ‌التحصیلان بهترین دانشگاه‌های کشور، در درک علم و شبه‌علم ناتوان‌‌اند. گاهی پروفایل افراد در شبکه‌های اجتماعی به خوبی می‌تواند نشان دهد که چقدر کاربران به خرافات و مطالب شبه‌علمی باور دارند. نتیجه این می‌شود که بخشی از جامعه تحصیل‌کرده ما، با هم‌خوان کردن نوشته‌های خرافی، شبه‌علمی و غیرمعتبر در شبکه‌های اجتماعی و اپلیکیشن‌های پیام‌رسانی یا فرستادن آن برای دیگران، علم‌دوستی خود را می‌نمایانند.

پذیرفته‌شدن و انتشار یک دروغ یا خبر جعلی در جامعه، حکایت از آمادگی ذهن مردم آن جامعه برای پذیرش آن دروغ دارد. این‌که اکنون یک خبر تاریخی را (با فرض جعلی بودن) متواتراً در کتاب‌های تاریخی مشاهده کنیم، نشان‌گر آن است که آن جامعه آمادگی این را داشته که این دروغ را بپذیرد و احتمالاً این دروغ، در آن زمان و مکان، چندان غیرقابل‌باور و افسانه‌وار نبوده است.

چند مطلب علمی را که در روزهای اخیر خوانده‌ام و بازتاب کمی در سایت‌های فارسی‌زبان داشت، در این نوشته معرفی می‌کنم. پیشتر برخی از این پیوندها را در حساب توییترم هم‌خوان کرده‌ام. می‌توانید جزئیات هر خبر را از منبع اصلی بخوانید.

  1. پژوهش‌گران هاروارد توانستند انرژی خورشیدی را به سوخت مایع تبدیل کنند. (+)
  2. پنجره‌های هوشمندی که می‌توانند باعث صرفه‌جویی در مصرف انرژی شوند. (+)
  3. علی‌رغم افزایش قیمت نقت و کاهشِ سودِ صنعت انرژی‌های پاک، کاخ سفید سرمایه‌گذاری بیشتری در زمینه انرژی‌های پاک می‌کند. (+)
  4. جواهرهای هوشمندِ مجهز به بلوتوث و وایرلس که می‌توانند موقعیت و شرایط شما را به دوستتان بفرستند. (+)
  5. نخست‌وزیر هند: هدف ما تولید ۱۰۰GW انرژی خورشیدی تا سال ۲۰۲۲ هست که یک میلیون شغل ایجاد می‌کند. همچنین تولید ۶۰GW انرژی بادی تا سال ۲۰۲۲، ۱۸۰۰۰۰ شغل دیگر را در هند به‌ وجود می‌‌آورد. (+)
  6. پژوهش‌های جدید نشان می‌دهد که دشت‌های مرکزی و جنوب غربی آمریکا در میانه‌ی این سده با خشک‌سالی روبه‌رو می‌شود که در ۱۰۰۰ سال اخیر سابقه نداشته است. (+)Geothermal_new scientific articles news-2
  7. لباس‌ها و شلوارهایی -High Tech- که از کودکان مبتلا به اوتیسم محافظت می‌کند. (+)
  8. پژوهش‌گران دانشگاه ویسکانسین، روش موثرتری را برای دریافت انرژی زمین‌گرمایی کشف کردند. (+)
  9. ژاپن به دنبال دریافت انرژی‌های نو و تجدیدپذیر از اقیانوس‌ها است. (+)
  10. اردن کشوری است که ۹۶ درصد از انرژی مورد نیاز خود را وارد می‌کند. این کشور قصد دارد تا سال ۲۰۲۰، ۱۰ درصد از انرژی خود را از منابع تجدیدپذیر تامین کند. به همین منظور دولت اردن تصمیم گرفته است در طرحی، انرژی تمامی ۶۰۰۰ مسجد اردن را از انرژی خورشیدی تامین کند. (+)
  11. مطالعات نشان می‌دهد که نیکوتین موجود در گیاهان سبب افزایش عمر زنبورها می‌شود. نیکوتین سبب کشته‌شدن ۶۲ درصد از انگل‌ها می‌شود. (+)
  12. پژوهش‌گران سخت‌ترین ماده جهان را در دندان خاره‌چسب (صدف کوهی) کشف کردند. آن‌ها امیدوار اند که بتوانند با کپی کردن ساختار این ماده، تحولی در ساخت بدنه خودرو، هواپیما و قایق پدید آورند. (+)
  13. دانشمندان می‌گویند تمامی داده‌های دنیا را می‌توان درون حافظه‌ای از جنس DNA و به اندازه یک قاشق چای‌خوری ذخیره کرد. (+)

امیدواری

۱۱ بهمن ۱۳۹۳ | نوشته‌شده به دست عادل شجاعی در روزنگاری‌ و مینی‌مال - (۳ دیدگاه)

این فرضیه که اگر نفت نداشتیم و دولت‌ها متکی به مالیات مردم و پاسخ‌گویی به مردم می‌شدند و قدرتشان را از مردم می‌گرفتند. اگر میان منافع روسیه و انگلیس نبودیم. اگر مشکل کمبود آب و ضرورت وجود کاریزما و فرهنگ دیکتاتوری در کشور ما وجود نداشت. این‌که چه زبانی داریم و چقدر طول می‌کشد تا علم وارد تاروپود فرهنگ ما شود. این‌که یک سیاستمدار چه کرد و چه نکرد، خاطره‌های تلخی است.

جبر جغرافیایی حقیقت‌ تلخی هست که البته نباید موجب ناامیدی ما شود. اصلاً شاید این‌ها بهانه باشد. باید به بهبود وضعیت امیدوار بود. ناامیدی و درجازدن معمولاً وضعیت را بدتر می‌کند. باید واقع‌بین بود امّا اگر با ناامیدی فکر کنیم که دیر شده است، وضعیّت بدتر می‌شود. دستِ‌کم بهتر نمی‌شود.

این روزها که کم‌کم قراره از دست سربازی خلاص و راحت بشم و به عبارت دیگه، ساحل آزادی از دور پیدا شده، تصمیم گرفتم اتاق‌تکونی کنم. امروز جمعه اتاق‌تکونی داشتم. یه چیزایی تو کمد در آوردم که برام جالب بود. کلی CD و DVD قدیمی پیدا شد. اون‌هایی که با ماژیک روشون نوشته بودم و دیدم به درد نمی‌خورن رو شکوندم و دور انداختم. تعدادی هم روی میزم گذاشتم و در دست بررسی هست.

از بین این همه خرت و پرت، یه فلاپی دیدم که با دیدنش کلی ذوق‌زده شدم. عکسم رو برای ثبت نام دانشگاه ریخته بودم رو این فلاپی. الان جایی نمی‌شناسم که فلاپی‌درایو داشته باشند که بتونم فایلش رو کپی کنم. ضمن این‌که معلوم نیست فلاپی هم سالم مونده باشه. دیدن یه ویندوز ۹۵، یه نسخه ابونتو ۱۰٫۰۴ و DVD‌ درایورهای لپتاپ قدیمی که داداشم ماه قبل جسدش رو فروخت، برام جالب بود. جسد موبایل N95 هم که مثل اسب ازش کار کشیدم و زمانی خیلی برام جذاب بود، هم پیدا شد.

یه دفترچه تلفن هم پیدا کردم مربوط به دوران راهنمایی و اوایل سال اول دبیرستان که موبایل نداشتم. جالب این‌ه که اکثراً شماره تلفن خونه بچه‌ها رو یادداشت کرده بودم. چون اون موقع کمتر کسی موبایل داشت. ایرانسل که نبود همه بخرند و سیم کارت دائمی همراه اول هم خیلی گرون بود. (هفت‌صد یا نه‌صد تومن اون موقع)
فکر کنم نفر دوم یا سوم کلاس بودم که سیم کارت گرفتم. اولین موبایلم هم Sony Ericsson J100 بود که یادم‌ هست که با شنیدن صداش کلی حال می‌کردم :دی دیدن شکل این موبایل قدیمی هم من رو خوشحال کرد. خیلی سخت‌جون بود. جسدش رو یادم نیست چی‌کار کرده‌ام. خدا رحمتش کنه.

الان که پدر و مادرها اول برا بچه‌های آینده‌شون تبلت می‌گیرند و بعد اون‌ها رو به دنیا می‌آرند. من هنوز احساس نیاز نکرده‌ام که تبلت بگیرم. زیاد به کارم نمی‌آد. البته شاید برای وب‌گردی در وقت استراحت در محیط کار مناسب باشه. باید بیشتر فکر کرد.

یه مورد جالب هم این‌که سال اول دانشگاه، بچه‌های هم‌رشته‌ای (مشهور به پتروگازی‌ها) یه جشن پایان سال راه انداختند. برای همه دعوت‌نامه فرستاده شد. پاکت نامه رو پیدا کرده‌ام. من هنوز پاکت نامه رو باز نکرده‌ام و نمی‌دونم داخلش چی نوشته شده و کی اون رو نوشته. این روزها مشتاق هستم دوباره با دوستان قدیمی دور هم جمع بشیم و همدیگه رو ببینیم و این پاکت رو اون‌جا باز کنم.

دوستی از روی چهره و محل تولد فردی در استان بوشهر، او را از تبار انگلیسی‌ها یا پرتغالی‌ها می‌دانست. صَرفِ‌نظر از این‌که نژاد، مایه‌ی هیچ‌گونه برتری نیست، بهش یادآوری کردم که اخیراً آزمایش‌های DNA نشون داده که هیتلر، نژادی یهودی-آفریقایی داشته است.
زود قضاوت نکن رفیق.

گفت‌وگو و جدال

۱۸ دی ۱۳۹۳ | نوشته‌شده به دست عادل شجاعی در اجتماع و فرهنگ - (بدون دیدگاه)

در «جدل»، طرفین برای اثبات اندیشه خود و محکوم کردن دیگری وارد میدان می‌شوند. در این حالت افراد برای هر پرسش، پاسخی آماده در آستین دارند و چه بسا برای پیروزی در این میدان، از هر ابزار ناشایستی بهره بگیرند. آن‌ها حقیقت را در دستان خود می‌بینند و به دنبال کشف حقیقت نیستند و می‌کوشند با حسی برتری‌جویانه، فهم و دیدگاه خود را به دیگری اثبات کرده و بقبولانند.
امّا در «گفت‌و‌گو»، طرفین برای کشف حقیقت و دستیابی به فهم عمیق‌تر با هم روبرو می‌شوند. آن‌ها علاوه بر سخن گفتن، با فروتنی به شنیدن سخن دیگری نیز تمایل نشان می‌دهند و اگر با یکدیگر مخالف هم باشند، دستِ‌کم می‌کوشند یکدیگر را بهتر و بیشتر بفهمند.