خوش‌گذرانی با وقت‌کشی تفاوت دارد. وقت‌کشی اتلاف وقت است؛ بیهوده وقت گذراندن. منتظر سپری شدن زمان بودن.
انسان‌ها نمی‌توانند همیشه مشغول کار مفید باشند. نمی‌توانند همیشه محاسبه‌گر باشند و دو دو تا چهار تا کنند. انسان گاهی خوش‌گذرانی می‌کند. موسیقی گوش می‌دهد و فیلم تماشا می‌کند. با خوشی‌ها روانش را صیقل می‌دهد. اگر این‌ خوشی‌ها در حد متعارف صورت بپذیرد، او در حال خوش‌گذرانی است. اگرچه خوش‌گذرانی افراطی هم ممکن است منجر به اتلاف وقت شود.
مصاحبت با دوستان نیک‌خو و خوش‌سخن نیز حالتی از خوشی به انسان دست می‌دهد. اگرچه ممکن است همه سخنان هدفمند و مفید نباشند، اما شادی و خوشیِ ناشی از مصاحبت با دوست، اتلاف وقت نیست. این‌ها بخشی از زندگی ماست. از آن‌جا که انسان موجودی است اجتماعی، نیازمند به مراوده و گفت‌وگو با دیگران است. اگرچه ممکن است در آن زمان بتوان کار بهتری را انجام داد امّا «زمان را صرف کار مفیدتر کردن» همیشه جای‌گزینی برای زمان مصاحبت با دوستان نیست.

از مصطفی ملکیان در شماره ۲۱ مجله اندیشه پویا گفت‌وگویی با عنوان «از شکاف طبقاتی، شکاف عاطفی ساختند.» منتشر شده است. مصطفی ملکیان پیرامون القای پندارهای نادرست به فقرا به نکته‌های خوبی اشاره می‌کند و می‌گوید: «گفتند آن ثروتی که غنی‌ دارد فقط از راه خوردن خون تو و زن و فرزند تو به دست آمده است. گفتند آن پول فقط از راه تقلب و دزدی و اختلاس و رشوه و کم‌فروشی و رانت‌خواری به دست آمده است. بنابراین وقتی یک فقیر به ماشین لوکس یک ثروتمند نگاه می‌کند دو حس دارد: یکی این‌که ماشین ثروتمند صد برابر ماشین خودش می‌ارزد، اگر ماشین داشته باشد (این وضعیت شکاف طبقاتی ایجاد می‌کند)؛ نکتۀ دوم این‌که آن ماشین به آن قیمت زیر پای ثروتمند است که زیر پای زن و فرزند فقیر نیست (این حالت شکاف عاطفی ایجاد می‌کند).»

«نه‌تنها به فقیر گفتند که با ثروتمند فاصله داری، بلکه گفتند این فاصله به قیمت این‌که حق تو خورده شده به وجود آمده است. حال آن‌که هزار عامل دیگر به جز حق خوردن هم می‌تواند میان افراد یک جامعه فاصله ایجاد کند. این رویکرد در هشت سال دولت احمدی‌نژاد هم بسیار آگاهانه‌تر انجام شد.»

مساله‌ای که مصطفی ملکیان بدان اشاره می‌کند، مساله‌ی تازه‌ای نیست و احتمالاً همه خوانندگان این متن (دستِ‌کم منِ نویسنده)، بارها و بارها این فضا را تجربه کرده‌اند؛ امّا کمتر کسی در این باره چیزی نوشته است. شاید نویسندگان نگران بوده‌اند که با بسط این مطلب و موضوع، بخشی از جامعه فقرا دچار سوء‌تفاهم شوند و از آن‌ها دل‌آزرده شوند.

متاسفانه این گفتمان چپ افراطی که ملکیان به آن اشاره می‌کند، در فرهنگ ما ریشه دوانده و تار و پود خود را محکم کرده است. زدودن این انگاره، به یک‌بارگی آسان نخواند بود، چنان‌که این انگاره به یک‌بارگی پدید نیامده است. وجود و تبلیغِ این تصوّر که ثروتمندان عامل فقرِ فقرا هستند، سبب پدید آمدنِ خشم و کینه‌ نسبت به ثروتمندان و ایجاد شکاف عاطفی میان آن‌ها خواهد شد. وجود اقتصاد رانتی و بازارهای سیاه و اختلاف قیمت ارز و مسائل بسیاری می‌تواند سبب شود که افرادی در یک شب، ره صد ساله را بپیمایند. امّا باید دید مقصر چه کسانی هستند؟

چه کسانی از وجود نفرت و شکاف بین فقرا و ثروتمندان، طبقه شهری و روستایی و… بهره‌برداری می‌کنند؟ چه کسانی می‌کوشند که با پوشیدن ردای ساده‌زیستی، مردم فقیر را علیه ثروتمندان بشورانند تا از این راه، برای خود پای‌گاهی اجتماعی فراهم کنند. چه کسانی می‌کوشند با تظاهر به ساده‌زیستی، خود را هم‌شکل فقرا نشان دهند تا بتوانند حمایت آنان را جلب کنند؟

افرادی که در ظاهر و باطن، اسراف‌کار هستند، به‌رغم این‌که رفتارشان ناصواب است، امّا رفتاری صادقانه دارند و از رذیلت دیگری به نام، «ریا» به دور هستند امّا آنان که با فهم این‌که عامه مردم نسبت به اسراف و تجمل‌گرایی دیدگاهی منفی دارند و می‌کوشند که خود را همانند مردم جلوه دهند، اگرچه در ظاهر اسراف‌کار نیستند، امّا مبتلا به رذیلتی به نام «ریاکاری» هستند که بسیار مشمئزکننده‌تر از اسراف‌کاری و تجمل‌گرایی است.

زنده‌یاد احمد قابل بر این باور بود (۱) که مجازات اخروی گناهی که در نهان انجام می‌گیرد کمتر از گناهی است که در آشکار صورت می‌گیرد. دلیل آن هم بی‌پروایی و بی‌اعتنایی به دستور خداوند در پیش‌گاه مخلوقات است. او در ادامه می‌گوید که این مساله مربوط به رابطه فرد با خداوند است که به زندگی خصوصی افراد مربوط می‌شود اما آنان‌که با سوء استفاده از اعتماد عمومی، به ساده‌زیستی تظاهر می‌کنند، زشتیِ عملشان بسیار بیشتر است چراکه این امر مربوط به حوزه عمومی زندگی آدمیان می‌شود و تزویر و ریاکاری نوعی شِرک نیز شمرده می‌شود.

  1. احمد قابل، فقه، کارکردها و قابلیت‌ها، ص ۱۰۷

پیامکی از شماره ۳۴۵۷+++۰۹۱۶ به خط تلفنم (نه اپلیکیشن‌های چت) رسید با این متن: «آقا سلام، من سید م.ب از منطقه دزفول هستم. عشایر چادرنشین گوسفندداریم. می‌خواستم درباره روزی حلالی که خدا به ما داده صحبت کنم. چند وقت پیش با گوسفندها مقداری وسیله قدیمی پیدا کردیم. دو تا مجسمه با ۱۸۱۲ تا سکه طلا پیدا کردیم. مادر من سید است. شماره شما استخاره کردیم خوب آمد. من چون در شهر آشنایی ندارم به شما پناه آوردم و از ناچاری پیام دادم. حالا شما هم در حق ما برادری کن این‌ها را برای ما بفروش و هم چیزی گیر شما بیاد و هم ما. اما تو را به امام حسین قسم به کسی چیزی نگو. من چون به قرآن پناه بردم کارم درست می‌شود. انشاالله اگر می‌توانی کاری انجام بدهی زنگ بزن.»

نخست این‌که از نوشتن نام کامل فرد چشم‌پوشی کردم شاید که نام مشابه فرد دیگری در همان منطقه باشد یا این‌که به احتمال بسیار بسیار ناچیز ادعای این فرد درست باشد! نکته دوم این‌که چگونه با استخاره شماره موبایل من را پیدا کرده‌اند؟! اگر به رمل و جفر و اسطرلاب هم آشنا باشد گمان نکنم که بتوان از آن شماره موبایل استخراج کرد!

نکته سوم این‌که کلاه‌برداری به کمک تهییج احساسات مردم و قسم دادن و خود را مذهبی جلوه‌دادن، امری تازه نیست. این افراد برای این‌که کسی پیگیر شکایت و… نشود و پرده از چهره آنان کنار نزند، می‌کوشند که اگر طعمه‌های آنان مایل به فریب خوردن نباشند، طعمه‌هایشان سکوت کنند تا دردسری ایجاد نکنند.

و نکته آخر این است که اگر قرار بود این ادعاها صادقانه باشد، تا به حال گنجینه‌ای از طلا و جواهرات به همراه میلیون‌ها دلار داشتم! بارها شاهد ایمیل‌هایی (اسپم) به زبان انگلیسی بوده‌ام که فردی خود را ثروتمند جلوه می‌دهد که برای انتقال ثروتش به کمک شما نیاز دارد. آن فرد در شرایط ویژه‌ای قرار دارد (مثلا زندان است یا این‌که اسیر گروه خاصی شده و یا به بردگی واداشته شده است.) او از شما می‌خواهد که برای آزادسازی این ثروت که در بانک و یا جای دیگری است، به او کمک کنید. چه کمکی؟ کافی است که مقداری پول به حساب او واریز کنید.

به دلایل متعدد سعی کنید که به این ایمیل‌ها و پیامک‌ها پاسخ ندهید: ۱٫ زمان خود را هدر می‌دهید. ۲٫ از اسپم شناخته شدن فرستنده ایمیل توسط خدمات‌دهنده ایمیل جلوگیری می‌کنید. ۳٫ ممکن است شماره موبایل و یا آدرس ایمیل شما در فهرستی قرار گیرد که به سایت‌های تبلیغاتی و… فروخته شود و هر روز شاهد بیشتر شدن اسپم‌ها باشید.

با دیدن حجم زیاد از شایعاتی که در شبکه‌های اجتماعی به سرعت منتشر می‌شود به سادگی می‌توان حدس زد که کاربران بسیاری قبل از انتشار یک پست، به محتوای آن پست توجه کافی نمی‌کنند. اگر از هر هزار نفر یک نفر هم اسیر چنین کلاه‌بردارانی شود، آن کلاه‌بردار به هدف خود رسیده است.

پیش از آغاز نوشته باید یادآوری کنم که می‌نویسیم «نرم‌افزارِ متلب» نه «نرم‌افزارِ مطلب». Matlab یک واژه انگلیسی است و زمانی که یک واژه غیرفارسی را به فارسی برمی‌گردانیم، از حروف اصیل عربی مثل ط، ث،ص، ذ و… استفاده نمی‌کنیم و به جای آن حروف ت، س و ز را به کار می‌بریم. پس به جای «امپراطور» هم می‌نویسیم «امپراتور».

معمولاً برنامه‌نویسان برای این‌که در نوشتن برنامه‌های بزرگ و پیچیده دچار مشکل نشوند، از توابع استفاده می‌کنند. این توابع، خود می‌تواند ساده یا پیچیده باشند. از نرم‌افزار متلب اغلب برای حل معادلات ریاضی پیچیده، بهینه‌سازی توابع خطی و غیر خطی، دستگاه‌های معادلات، پردازش تصویر، استفاده و تحلیل داده‌های آماری، انواع رگرسیون‌ و برازش‌ منحنی، رسم نمودارهای چند بعدی با امکانات بالا، شبکه‌های عصبی، منطق فازی و… استفاده می‌شود. نکته مهم این است که کاربر به کمک نرم‌افزار متلب می‌تواند در کم‌ترین زمان ممکن، بسیاری از توابع آماده در یک برنامه واحد را به کار بگیرد. همین امر سبب شده که نرم‌افزار متلب تبدیل به یک نرم‌افزار مهم و کاربردی در میان دانشجویان مهندسی و علوم پایه شود.

ممکن است بسیاری از افراد بپرسند که بهترین کتاب آموزشی نرم‌افزار متلب چیست. در پاسخ خواهم گفت: هلپ (Help) نرم‌افزار متلب. مشکل بسیاری از کتاب‌های آموزشِ نرم‌افزار متلب این است که علی‌رغم پرحجم‌ و قطور بودن، سنگین و گران بودن، باز هم کامل نیستند و شیوه استفاده از بسیاری از توابع را توضیح نداده‌اند. علاوه بر این، دیده‌ام که در برخی از نسخه‌های متلب، برخی توابع حذف و اضافه می‌شوند و یا شیوه استفاده از آن‌ها در نرم‌افزار تغییر می‌کند. اگر آشنایی اندکی هم با زبان انگلیسی داشته باشید کافی است و کارتان راه می‌افتد. شما می‌توانید با جست‌جوی کلیدواژه‌های مختلف در Help نرم‌افزار، در کمترین زمان به توابع مختلف و شیوه استفاده از آن‌ها، حلقه‌ها و شرط‌های برنامه‌نویسی و… دسترسی داشته باشید و در مواردی مثال‌های مختلفی را در نرم‌افزار بیابید.

همچنین سایت نرم‌افزار متلب نیز منبع بسیار خوبی برای یادگیری و آموزش استفاده از توابع و امکانات نرم‌افزار متلب است که البته متاسفانه برای کاربران با IP ایران در دسترس نیست و کاربران ایرانی برای استفاده از این سایت باید IP خود را تغییر دهند. در سایتِ نرم‌افزارِ متلب، کاربران بدون ثبت‌نام، می‌توانند به مثال‌های نرم‌افزار همراه با توضیحات و کد دسترسی داشته باشند.

اگر فکر می‌کنید نرم‌افزار متلب همیشه به کارتان می‌آید، می‌توانید شیوه استفاده از توابع مختلف را در اِم فایل (M-file)های جداگانه ذخیره کنید تا هنگام نوشتن برنامه‌های بزرگ و پیچیده، سردرگم نشوید و زمان کمتری را صرف حل مسئله کنید. قبلاً تعدادی از کاربردی‌ترین و رایج‌ترین توابع متلب در قالب M-file در آورده‌ بودم و برای راحتیِ کار، در برنامه‌ها از آن‌ها استفاده می‌کردم. اکنون برخی از این برنامه‌ها را برای استفاده شما در زیر آورده‌ام:

  1. برنامه یافتن ریشه معادله غیر خطی (x.^3-2*x+cos(x)-5)
  2.  برنامه مشتق‌گرفتن به صورت عددی (تعدادی عدد داریم. ابتدا یک چند جمله‌ای از مجموعه نقاط عبور می‌دهیم (برازش منحنی) و سپس مشتق منحنی را در نقطه دلخواه بدست می‌آوریم.)
  3.  برازش منحنی (Curve Fitting) چند جمله‌ای به کمک دستور ployfit. با داشتن چندین نقطه (X,Y)، یک منحنی درجه n از این نقاط عبور می‌دهیم. این برنامه با دریافت n، ضرایب چند جمله‌ای را به شما می‌دهد. پیش‌فرض n=3.
  4.  برنامه به دست آوردن ریشه معادله چند جمله‌ای درجه n.
  5.  برنامه به دست آوردن مقدار تابع چندجمله‌ای درجه n در نقطه‌ای خاص.
  6. برنامه محاسبه انتگرال به همراه رسم نمودار. در این برنامه برخی از جزئیات رسم نمودار از جمله، شطرنجی بودن، برچسب (label)های عمودی و افقی. برچسب در دو خط و برچسب متغیر به هنگام خروجی‌های مختلف برنامه آورده شده است.
  7. برنامه درون‌یابی (Interpolation) خطی مجموعه‌ای از نقاط.
  8. برنامه درون‌یابی (Interpolation) دو بعدی مجموعه‌ای از نقاط. (مثلاً در درون‌یابی داده‌های جداول بخار در ترمودینامیک کاربرد دارد.)
  9. یک برنامه شامل شش نقطه که یک منحنی درجه ۵ از آن عبور داده شده و ضرایب این منحنی و همچنین ریشه‌های معادله این منحنی نیز بدست آمده است. مقدار ماکسیمم و مینیمم این منحنی در بازه‌ای مشخص محاسبه شده و نمودار این منحنی همراه با نقاط اولیه (مثل نقاط حاصل از آزمایش) و نقاط اکسترمم به همراه گزینه‌های دیگری ترسیم و نشان داده شده است. خواندن و کار کردن روی این برنامه می‌تواند بسیار کاربردی و مفید باشد. در این برنامه دستورهای plot، legend، polyfit، polyval، fminbnd و num2str به کار رفته است.
  10. برنامه رسم نمودار در متلب به کمک دستور plot و ezplot برای رسم معادله تک متغیر و یا مجموعه‌ای از اعداد.
  11. برنامه به دست آوردن مقدار بیشینه (ماکسیمم) یک تابع تک متغیر به کمک دستور fminbnd.
  12. برنامه به دست آوردن مقدار کمینه (مینیمم) یک تابع تک متغیر به کمک دستور fminbnd.

 دانلود کدهای دوازده مثال کاربردی نرم‌افزار متلب (۴ کیلوبایت)

۱۹ آبان، شصتمین سال‌روز اعدام دکتر سیدحسین فاطمی است. سیدحسین فاطمی وزیر امور خارجه دکتر محمد مصدق بود که مرحوم مصدق پس از اعدام او گفت:
«اگر ملی شدن نفت خدمت بزرگی است، از آن کسی که اول این پیشنهاد را نمود باید سپاسگزاری کرد و آن کس شهید راه وطن دکتر حسین فاطمی است. در تمام مدت همکاری با این جانب حتی یک ترک اولی هم از آن بزرگوار دیده نشد.»۱

او علاوه بر وزارت امور خارجه، عهده‌دار معاونت پارلمانی نخست‌وزیر و سخن‌گوی دولت نیز بود. مرگ برای این جمهوری‌خواهِ سلطنت‌ستیز ناآشنا نبود. چنان‌که چند سال پیش از اعدام نیز با کلت کمری توسط محمدمهدی عبدخدایی، نوجوان ۱۴ ساله و عضو سازمان فدائیان اسلام، مورد سوء قصد قرار گرفت امّا جان سالم به در برد. اگر روح مرحوم دکتر محمد مصدق با مشروطه‌خواهی سازگار بود، سیدحسین فاطمی یک جمهوری‌خواه تمام عیار بود که البته این فاصله فکری مانع از همکاری این دو نمی‌گشت.

دکتر محمد مصدق حسین فاطمیدر فاصله کودتای نافرجام در ۲۵ مرداد ۳۲ که مصدق خاموشی اختیار کرده بود، دکتر فاطمی آشکارا در پیِ حذف نظام سلطنتی و برقراری یک جمهوری دموکراتیک بود و همین امر سبب شد که  سه روز بعد در کودتای ۲۸ مرداد ۳۲، ورق برگردد. سید حسین در ۶ اسفند همان سال دستگیر شد و پس از دستگیری، خود و خواهرش با چاقو مورد حمله شعبان جعفری (شعبون بی‌مخ) قرار گرفتند. او در بامداد ۱۹ آبان ۱۳۳۳ در حالی که بیمار بود، جان خود را در راه آزادی فدا کرد و اعدام شد.

نوشته‌های حسین فاطمی در کتاب «نوشته‌های مخفیگاه و زندان» گرد آمده که می‌توانید نسخه الکترونیکی آن را دریافت کنید.

  1. نوشته‌های مخفیگاه و زندان نوشته دکتر سید حسین فاطمی به کوشش هدایت متین‌دفتری ص ۱۵

تصویر فاطمی در کنار دکتر مصدق (از ویکی‌پدیا)

حسین بن علی به عنوان یک مصلح و منتقد اجتماعی، همواره در روشن‌گری و آگاهی‌بخشی مردم می‌کوشید و اشتباهات حاکمان را به طور مستقیم و غیرمستقیم گوشزد می‌کرد. در مورد «امر به معروف و نهی از منکر» که برخی از سخن‌رانان آن را پیام اصلی عاشورا می‌پندارند و گاهی برخوردهای خشن را به کمک آن توجیه می‌کنند، خوب است به این دو نکته توجه کنیم که:

یک : امام حسین (ع) هرگز به دنبال جنگ و خونریزی نبود. زمانی که حاضر به بیعت با یزید نشد و یزید می‌کوشید که او را به بیعت وادار کند، ضمن نپذیرفتن بیعت با حاکم ستمگر، تصمیم به خروج از مدینه و رفتن به مکه کرد که در میانه‌ی راه، لشکریان حکومت، او را وادار به انتخاب بین دو گزینه کردند؛ بیعت با یزید و یا جنگ.

پس امام حسین آغازگر جنگ نبود و حاضر نشد که با یزید بیعت کند و از دست دادن جانش را به بیعت با یزید ترجیح داد. حرکت امام حسین (ع) یک حرکت تهاجمی برای سرنگونی یزید نبوده بلکه در جایگاه دفاع از خود جنگید و حاضر به ذلت نشد و با پیام عاشورا و روشن‌گری‌های خواهرش، ستمگر بودن حکومت را بیش از پیش آشکار کرد.

دو: در بخشی از وصیت‌نامه امام حسین (ع) که بسیاری از سخنرانان آن را نقل می‌کنند و از اشاره به بخش پایانی آن چشم‌پوشی می‌کنند، چنین آمده (۱): «من نه از روی خودخواهی و یا برای خوش‌گذرانی، و نه از روی فساد و ستمگری، [از مدینه] خارج نمی‌شوم، بلکه برای اصلاح در امت جدم خارج می‌شوم. می‌خواهم امر به معروف و نهی از منکر کنم، و به روش جدم و پدرم علی بن ابی‌طالب عمل نمایم. هر کس این حق را از من بپذیرد، [بداند که] خداوند به حق شایسته‌تر است و هر کس این [امر به معروف و نهی از منکر] را نپذیرد، صبر می‌کنم تا خداوند بین من و این قوم داوری کند و او بهترینِ داوران است.»

پس در حرکت امام حسین هیچ نشانی از جنگ‌طلبی و یا اجبار یارانش به جنگ با دشمن دیده نمی‌شود. او در شب آخر یارانش را به نقض بیعت و عدم شرکت در جنگ آزاد ساخت. همان‌گونه که روش پدرش نیز این‌گونه بوده است. در زمان حکومت علی بن ابی طالب نیز، او کسانی را که با وی بیعت نکردند و یا در جنگ شرکت نمی‌کردند (قاعدین)، نه به زندان افکند و نه تازیانه زد و یا حقوقشان را از بیت‌المال قطع نکرد. در واقع او با این روش‌ها نخواست که حامی و یاوران بیشتری برای خود گرد آورد. همچنین باید توجه داشته باشیم که حسین بن علی نیز همانند پدرش، صبر و شکیبایی را نسبت به جنگ و خونریزی ترجیح می‌داد.


۱٫ انّی لم اخرج اشرا و لا بطرا و لا مفسدا و لا ظالما، و لکن خرجت لطلب الإصلاح فی امّه جدّی، ارید أن آمر بالمعروف و أنهی عن المنکر و أسیر بسیره جدّی و ابی علیّ بن ابی طالب، فمن قبلنی بقبول الحقّ فالله اولی بالحقّ، و من ردّ علیّ هذا، اصبر حتّی یقضی الله بینی و بین القوم بالحقّ و هو خیر الحاکمین .(بحار الانوار ج۴۴ ص۳۲۹)

داشتم چند مطلب قدیمی همین وبلاگ را می‌خواندم. برخی مطالب نه تنها از نظر زمان کهنه شده‌اند، بلکه جز اندیشه‌هایِ کهنه‌ی نویسنده هم هستند. نوشته هایی که الان چندان به آن باورمند نیستم یا دستِ‌کم باور پیشین جای خود را به باور جدیدی داده است.  برخی نوشته‌ها فقط تاریخ فکری نویسنده آن را مشخص می‌کند. این‌که در آن برهه از زمان، او به چه چیز و چگونه می‌اندیشیده است.

هنگامی که ذهن ما آماده دریافت اطلاعات باشد، اطلاعات پیشین اصلاح می‌گردد و روند تکاملی را طی می‌کند. باید پیرامون هرگونه اطلاعات دریافتی (کتاب، رسانه‌های اجتماعی، تجربه‌های شخصی و…)، نقادانه و جسورانه اندیشید. ممکن است هر فردی برای فرار از محکومیت در دادگاه وجدان خویش، از تفکر انتقادی و جسورانه بپرهیزد. باید بی‌واهمه سراغ این اندیشه‌های متناقض رفت. باید برای رسیدن به یک اندیشه هماهنگ تلاش کنیم و برای رفع تناقض‌های ذهنی بکوشیم و درصدد توجیه آن نباشیم. جسورانه در خلوت خود فکر کنیم و تصمیم بگیریم و به تضادها و تناقض‌های ذهنی خود بی‌توجه نباشیم.

حس مشترک

۱۶ شهریور ۱۳۹۳ | نوشته‌شده به دست عادل شجاعی در روزنگاری‌ و مینی‌مال - (بدون دیدگاه)

آدم‌ها احساسات مشترک زیادی دارند. گاهی هدف از حرف زدن با دیگران، تنها نبودن است. تنها نبودن الزاماً چیزی خارج از درون ما نیست. گاهی از این‌که سخن می‌گوییم هدف دیگری داریم. می‌خواهیم مطمئن شویم که دیگران نیز همین حس را دارند؛ همین‌گونه فکر می‌کنند یا خیر. این‌که ما اغلب آخر شب هنگام تنهایی پاسخ پیامک‌هایمان را می‌دهیم (اگر شما هم چنین باشید.)، شاید نشان‌دهنده همین فرار از تنهایی باشد.

انسان وقتی خواسته یا از روی ناچاری، برای مدتی با آدم‌های بدرفتار و بی‌اخلاق زیاد برخورد  داشته باشد، نسبت به زندگی و انسانیت ناامید می‌شود؛ دستِ‌کم امیدواری پیشین را ندارد. فقط باید امیدوار باشد که این وضعیت به پایان برسد. این‌که در شرایط سخت، انسان بتواند روزنه امید را ببینید، ارزشمند است. این‌که به جای نشستن، به پیشواز حوادث برود.

 

زنان در صدر اسلام

۶ تیر ۱۳۹۳ | نوشته‌شده به دست عادل شجاعی در دین و فلسفه | کتاب - (۶ دیدگاه)

برخی از پژوهندگان دین و تاریخ بر این باورند که نگاه سخت‌گیرانه در مقابل زن، تلاش حاکمان برای بردن مومنان به بهشت، تکفیر و خون غیرهم‌کیشان را حلال شمردن و به طور کلی، نگاه بنیادگرایانه، محصول چند سده اخیر است. پژوهش‌های تاریخی نشان می‌دهد که مسلمانان در سده‌های نخستین، رواداری بیشتری در مقابل سایر ادیان و مذاهب از خود نشان می‌دادند.

با این مقدمه، پیشنهاد می‌کنم مقاله «معشوق محمد، مادر مومنان» را که نوشته مهدی خلجی است، بخوانید. خواندن این مقاله برای درک بهتر شرایط و زندگی زنان و نگاه به زن در صدر اسلام مفید است.

اخیراً فرصت یافتم که کتاب «امکان، سی کار که به جای دانشگاه رفتن یا مسافرکشی می‌توان کرد.» را بخوانم. نویسنده این کتاب، علی سخاوتی است که این کتاب را در سایتش به صورت رایگان در اختیار کاربران اینترنت گذاشته است. در مجموع کتابی‌ است خوب و خواندنی. خواندن این کتاب را نه تنها به افرادی که دانشگاه نرفته‌اند، بلکه به فارغ‌التحصیلان دانشگاه و دانشجویان هم پیشنهاد می‌کنم.

بخشی از کتاب:

«هر سال نزدیک به یک میلیون نوجوان هجده ساله در کنکور یا همان آزمون ورودی دانشگاه‌ها شرکت می کنند. مغز آنها در طی سالها آموزش مادون متوسط شستشو داده شده است تا باور کنند دانشگاه رفتن تنها گزینه آنها در زندگی است. آنها باور کرده‌اند که اگر دانشگاه نروند زندگیشان تباه می‌شود و دیگر به درد هیچ کس و هیچ چیز نخواهند خورد.»

« کتاب امکان حاصل سال‌ها تجربه شخصی خودم و همچنین سال‌ها مطالعه و یادگیری از زندگی و آثار انسان‌های بزرگی است که از هزاران سال پیش تا به امروز برای تحقق استعدادها و خلاقیت انسان‌ها، فکر و تلاش کرده‌اند. بیست سال پیش کسی نبود که به من و دوستانم راه دیگری به جز دانشگاه رفتن را نشان بدهد. بیست سال پیش دسترسی به اینترنت هم وجود نداشت. بیست سال پیش نطفه انقلاب اطلاعاتی تازه داشت بسته می شد. بیست سال پیش همه ما در یک دوران تاریخی متفاوتی زندگی می‌کردیم. دوران ماقبل اینترنت.»

«سی ایده‌ای که در در این کتاب مطرح کرده‌ام، فقط برای نوجوان‌های هجده ساله نیستند. هر کسی در هر مقطعی از زندگیش می تواند از این ایده‌ها و یا ایده‌های مشابه، بهره ببرد. مثلا کسی که با بحران میان‌سالی مواجه شده است. کسی که کارش را دوست ندارد. کسی که…»