مصرف بی‌رویه و دیوانه‌‌وار منابع طبیعی، انرژی، مواد غذایی و… برابر است با افزایش دمای زمین، سیل، طوفان، سونامی، فقر بشر و نابودی تدریجی کره زمین و هزاران معضلی که گریبان آیندگان را خواهد گرفت. برابر است با جنایت علیه آیندگان.

دور ریختن یک بطری پلاستیکی و عدم بازیافت آن، نه تنها محیط زیست را آلوده می‌کند و چندصدسال طول می‌کشد تا این بطری پلاستیکی تجزیه شود، بلکه به معنای انرژی و منابع بسیار زیادی از گاز، آب، برق و… است که صرف تولید یک بطری پلاستیکی می‌شود. به معنای تغییر اکوسیستم است. برای تولید یک کیلوگرم گوشت گاو، بیش از ۱۵۴۰۰ لیتر آب یا برای تولید یک کیلوگرم کره، بیش از ۵۵۰۰ لیتر آب مصرف می‌شود. به میزان تولید زباله‌هایمان بنگریم. منابعی که در طول هزاران و میلیون‌ها سال پدید آمده، در حال چپاول شدن است. واژگان از شرح فاجعه‌بار شتابِ نابودیِ این کره خاکی عاجز است.

کشورهای صنعتی و در حال توسعه در رقابت با یکدیگر بر سر افزایش تولید و بهره‌برداری از میادین مشترک نفت و گاز و یا در رقابت بر سر افزایش سهم خود در بازار انرژی، در حال نابودی این کره خاکی و آسیب‌های جبران‌ناپذیر بر تمامی جانداران آینده زمین هستند. افزایش تولید سوخت‌های فسیلی و ارزان‌تر شدن قیمت انرژی، سرمایه‌گذاری و تحقیقات را پیرامون انرژی‌های تجدیدپذیر غیراقتصادی کرده و به حاشیه می‌برد. رقابت‌های سیاسی و منطقه‌ای، و ناامنی‌هایی که شاهد آن هستیم، همگرایی و توافق دولت‌ها و سازمان‌ها در وضع قوانین سخت‌گیرانه‌ی محیط‌زیستی، کاهش تولید سوخت‌های فسیلی و انواع آلودگی‌ها و نظارت بر اجرای دقیق آن را سخت‌تر می‌کند.

علاوه بر این، محدودیت‌های فنی و اقتصادی و حتی سیاسی در کشورهای در حال توسعه، ناتوانی در کاهش آلاینده‌ها را در پی دارد. نمونه بارز آن را در صنایع گاز و پتروشیمی در پارس جنوبی به عنوان بزرگترین میدان گازی جهان می‌توان دید. حجم زیادی از گاز ورودی به پالایشگاه‌ها به دلایل ضعف‌های فنی و اقتصادی در طراحی، راه‌اندازی و بهره‌برداری، عدم آینده‌نگری و عدم ارتباط موثر با متخصصان دیگر کشورها و… سوزانده می‌شود که هم آلودگی هوا و پیامد‌های آن را در پی دارد و هم حجم بسیار زیادی از گاز دریافتی و نسبتاً پالایش‌شده سوازنده می‌شود.

اگر انسان‌ امروز دغدغه‌های محیط زیستی داشته باشد و بخواهد که بخشی از بار پیامدهای مصرف بی‌رویه انرژی و تولید آلودگی‌ها را بر دوش بکشد، بهبود وضعیت محیط زیست برای آیندگان دور از دهن نیست.

این روزها در محافل آکادمیک و دانشگاهی بحث ضرورت استفاده از انرژی های نو بسیار داغ است به گونه ای که هر کس ژستی می گیرد و به سهم خودش از انرژی های نو طرفداری می کند بی آنکه به وضعیت اقتصادی و استراتژیک کشور نگاهی انداخته باشد.

یکی از روش های کاهش آلودگی هوا در دراز مدت جایگزین کردن سایر منابع انرژی از جمله انرژی های تجدیدپذیری همچون انرژی امواج دریا، بیو مس (زیست توده یا BioMass)، انرژی بادی، انرژی خورشیدی باشد که توسط سلول های خورشیدی جذب می شوند و یا استفاده از انرژی هسته ای است.

استفاده از انرژی هایی که در بالا به آن اشاره شد در کوتاه مدت بازده  اقتصادی ندارند ضمن اینکه این نوع انرژی ها مقطعی بوده (مثلا همیشه باد نمی وزد و یا آفتاب نمی تابد) و ذخیره آن ها خود چالشی بزرگ در مقابل جمعیت عظیم مصرف کننده انرژی هست و این نوع انرژی ها غالبا برای استفاده در مناطق دور افتاده دارای مزیت هستند.

ضمنا باید توجه داشته باشیم که مخزن گازی پارس جنوبی بزرگترین مخزن مشترک گازی در دنیاست که بین ایران و قطر مشترک است و در این بین قطری ها با کمک سرمایه گذاری خارجی و تکنولوژی ها پیشرفته مقدار بسیار بیشتری گاز نسبت به ما استخراج می کنند. این درحالی است که کشور ما تحریم است و با مشکلات مالی و تکنولوژیکی دست به گریبان هستیم و شرکت های بزرگ نفتی دنیا مثل توتال و شل دست از همکاری با ایران کشیده اند و هنوز ایران برای صادرات LNG و GTL  اندر خم یک کوچه است درحالی که قطری ها در حال تبدیل شدن به بزرگترین صادر کنندگان  LNG و GTL در دنیا هستند.

حال وقتی که ما در استفاده از منابع مشترک انرژی از هم سفره ای قطری عقب افتاده ایم چگونه می توانیم به انرژی های نو فکر کنیم؟ آیا بهتر نیست سعی در کاهش تحریم ها و جذب سرمایه گذاران خارجی داشته باشیم؟

گرچه پیشرفت های اخیر کشورمان ستودنی است اما باید اذعان داشت که ساخت یک ماده در مقیاس آزمایشگاهی تا تولید انبوده در مقیاس صنعتی زمین تا آسمان فرق می کند و باید بسیاری از مسائل اقتصادی را در نظر گرفت و تجربه ی کافی در این زمینه ها بدست آورد و سپس اقدام به ریسک های بزرگ کرد.

ضمن اینکه دولت نیز به دلیل درگیری با مسائل اقتصادی تمایلی چندانی به سخت گیری بر واحد های آلاینده آب و هوا ندارد چراکه اگر قوانین محیط زیستی بخواهد درست اجرا شوند برخی از پلایشگاه ها و شرکت های پتروشیمی فشارهای مالی سنگینی را باید پذیرا باشند.

با این اوصاف به نظر می رسد بهتر باشد که در کوتاه مدت و تا زمانی که سهم ما در برداشت از منابع مشترک نفت و گاز ناچیز است، بیشتر بر روی صنایع نفت و گاز و پتروشیمی تمرکز کنیم و سرمایه گذاری عمده بر این سه صنعت استوار باشد و در همین حال با فناوری های جدید، مشعل‌های پالاشگاه‌ها و پتروشیمی‌ها حذف و آلاینده های خروجی از اگزوز اتوموبیل ها و کارخانه ها کنترل شود.