«مردک الاغ اگر دشمن موجود بود که کار ما به این سختی نمی‌شد! دشمن را باید خلق کنیم. تولید کنیم. آن هم تولید متنوع و رنگارنگ و انبوه […]. من قبول می‌کنم که بعضی از دلایل اهمیت دشمن را، مثل کودکان، جمله به جمله به شما بیاموزم به این شرط که شما هم همه‌ فحش‌های مرا به خودتان پذیرا شوید:

۱- کسی که شما می توانید همه ضعف ها و کم کاری‌هایتان را بر گردن او بیندازید.
۲- دشمن یعنی چیزی که شما می‌توانید مردم را با آن بترسانید تا ناگزیر به آغوش شما پناه بگیرند.
۳- دشمن یعنی کسی که اگر کاری کردید با وجود او مهم تر جلوه اش دهید و اگر نکردید او را مقصر جلوه کنید.
۴- دشمن یعنی کسی که وقت و بی‌وقت به او فحش دهید ، به آنکه جواب فحش بشنوید.
۵- دشمن یعنی کسی که حواس مردم را پرت او کنید تا هوس نکنند از شما چیزی بخواهند.
۶- دشمن یعنی مترسکی که با آن می‌توانید بچه های بزرگ را بترسانید.
پس دشمن در یک کلمه یعنی: لولو»

این‌ها بخش‌هایی از فصل یازدهم کتاب «دموکراسی یا دموقراضه» نوشته سید مهدی شجاعی است. کتابی که نتوانست پس از انتخابات ۱۳۸۸ مجوز دریافت کند امّا اینک پس از چهار سال توانسته است خود را به کتاب‌فروشی‌ها برساند.

حسن روحانی محمود احمدی نژاد بنیامین نتانیاهو

اخیراً بنیامین نتانیاهو گفته است: «حسن روحانی از رییس جمهور قبلی انتقاد می کند که چرا گرگی در لباس گرگ بوده است. استراتژی روحانی گرگ در لباس میش است.» هم‌چنین جک استرا وزیر امور خارجه پیشین بریتانیا در گفت‌وگو با BBC، گفته است: «دست راستی‌های آمریکا و اسرائیل به داشتن دشمن نیاز دارند. آنها سیاست‌هایشان را در مقابل دشمن تعریف می‌کنند. برای مدت‌ها دشمن مورد نظر آنها شوروی یا چین بود. […] حالا هم که عراق دیگر دشمن ما نیست، نوک پیکان بسوی ایران گرفته شده است. آنها از نظر روانی به این وضع نیاز دارند تا بتوانند کارها را پیچیده کنند.»
نتانیاهو خوب می‌داند که روحانی، احمدی نژاد نیست که بهانه به دست او دهد که بتواند سیاست‌های رادیکال خود را توجیه کند. در صورتی که حسن روحانی بتواند روابط صمیمی‌تری با اروپا برقرار کند، اسرائیل بیشتر به حاشیه رانده خواهد شد. اگر حسن روحانی بهانه‌ای برای جنگ‌طلبی به بنیامین نتانیاهو ندهد، رفتار پرخاشگرانه و تهاجمی او در داخل و خارج از اسرائیل توجیهی نخواهد یافت و موقعیت‌شان، در داخل اسرائیل و در اروپا تضعیف خواهد شد. ممکن است هدف نتانیاهو از چنین پرخاشگری‌هایی، واکنش متقابل حسن روحانی باشد؛ در هر صورت بی‌توجهی روحانی بهترین پاسخ خواهد بود. ناخواسته، رادیکال‌ها‌ در میدان سیاست، خیلی خوب با هم بازی می‌کنند؛ در همین بازی‌های سیاسی است که  تداوم یک سیاست تهاجمی را توجیه می‌کنند و بر مشکلات درون کشور سرپوش می‌گذارند.

منبع عکس

پیرامون سفر محسن مخملباف به اسرائیل

تیر ۲۵ام, ۱۳۹۲ | نوشته‌شده به دست عادل شجاعی در سیاست - (یک دیدگاه)

از هر سیاست دوگانه‌ای نفرت دارم. از دوگانگی سیاست دولت‌مردان ایران در قبال دو رفتار اسرائیل و برمه تا دوگانگی سیاست آمریکا و متحدانش پیرامون حقوق بشر و دموکراسی در خاورمیانه. نه می‌توان همه‌ منتقدان محسن مخملباف را جیره‌خوار جمهوری اسلامی دانست و نه همه هواداران مخملباف را به مزدوری اسرائیل متهم ساخت.  نه افراط‌‌گری‌های مخملباف در اوایل انقلاب اسلامی ۵۷، نه چرخش ۱۸۰ درجه‌ای او و نه ضعف‌های او در زندگی حرفه‌ای و شخصی‌اش، دلیل قانع‌کننده‌ای برای شماتت محسن مخملباف از شرکت در جشنواره‌ بین‌المللی فیلم بیت‌المقدس نیست.
پس چرا شرکت محسن مخملباف در جشنواره بین‌المللی فیلم بیت‌المقدس در اسرائیل را نادرست می‌دانم؟

سفر محسن مخملباف به اسرائیل

به باور من، مشکل اصلی اسرائیل، نه سیاست‌های نژادپرستانه است و نه ترور در خارج از خاک فلسطین اشغالی؛ نه داشتن سلاح هسته‌ای است و نه دشمنی‌ آن‌ها با دولت و مردم ایران؛ مشکل مشروعیت اسرائیل است. تفاوتی که این مشروعیت با مشروعیت دیگر دولت‌ها می‌کند این است که دیگر دولت‌ها با سیاست انسان‌دوستانه با مردمان خود می‌توانند بخش بزرگی از مشروعیت خود را بدست آورند امّا دولت اسرائیل برای مشروعیت یافتن باید زمین‌های فلسطینی‌ها را بازپس دهد که در شرایط کنونی امری بسیار دور از ذهن است.

از آن‌جا که سیاست حاکم بر ایران با دشمنی با اسرائیل گره خورده است، برخی چنین پنداشته‌اند که مخالفت با اسرائیل به معنای مزدوری کردن برای حکوت ایران است. این‌ها در حالی است که سازمان‌های مردم‌نهاد و حقوق بشری بسیاری در کشورهای غربی در مخالفت و تحریم اسرائیل پیش‌گام هستند و نتایج خوبی هم گرفته‌اند. آیا آن‌‌ها هم مزدور و حقوق‌بگیر هستند؟
آیا استیون هاوکینگ که همین امسال به تحریم آکادمیک حکومت اسرائیل پیوست (+) هم مزدور حکومت ایران است؟

دولت اسرائیل دولتی است که خاک کشورهای دیگر را اشغال کرده است، سیاستی نژادپرستانه دارد و حداقل حقوق مردم فلسطین را رعایت نمی‌کند. علی‌رغم داشتن کلاهک‌های هسته‌ای، دولت اسرائیل NPT را امضا نکرده است. درحالی که هیچ مدرکی مبنی بر نظامی بودن فعالیت‌های هسته‌ای ایران یافت نشده(+)، آشکارا ایران را تهدید به حمله نظامی می‌کند.(+) به هیچ سازمان بین‌المللی هم پاسخ‌گو نیستند. برای حمله به ایران هم نیازی به هماهنگی با جامعه جهانی نمی‌بینند و ترجیح می‌دهند که جامعه جهانی را در امری اتفاق افتاده قرار دهد.

اگر کمی واقع‌نگر باشیم، به‌ خوبی می‌دانیم که غالباً گفتارهای سیاسی هنرمندان، نمی‌تواند تاثیری بر سیاست‌مداران بگذارد. آن هم سیاست‌مداران اسرائیلی که حتی از آمریکایی‌ها هم حرف‌شنوی ندارند. حال آقای مخملباف می‌خواهد چه کمکی کند؟
اگر می‌خواهد دو کشور را به صلح نزدیک کند، نتیجه‌اش چیزی جز بیرون آمدن یک دولت نژادپرست از انزوا نخواهد بود.

تاسف‌انگیز آن‌جاست که کسی که خود را فعال حقوق بشر معرفی می‌کند، می‌گوید: «من با اسراییل هیچ مشکلی نداشته و ندارم.» کشتار مردم در هر جای دنیا خلاف حقوق بشر است؛ چه در جمهوری اسلامی، چه در میانمار و چه در اسرائیل. متاسفم که نمی‌توانم با این دوگانگی در حمایت از حقوق بشر کنار آیم.

پیش‌تر هم تعداد زیادی از هنرمندان، دانشگاهیان، فعال‌های مدنی در نامه‌ای سرگشاده به محسن مخملباف نوشته بودند: «جشنواره‌ی بین‌المللی بیت‌المقدس در مجموعه ای به نام «اورشلیم سینماتیک» برگزار می‌شود. این مجموعه بین سه‌ روستای فلسطینی واقع است که در سال ۱۹۴۸ هدف پاک‌سازی‌های قومی-نژادی دولت اسرائیل بوده‌اند.»

منبع عکس

سیاست محمد مُرسی؛ به سود یا زیان ایران؟

شهریور ۱۲ام, ۱۳۹۱ | نوشته‌شده به دست عادل شجاعی در سیاست - (۳ دیدگاه)

آقای محمد مرسی می‌خواهد نه پیرو سیاست‌های ایران باشد و نه آمریکا. او می‌خواهد بر خلاف گذشته‌ی کشورش، سیاست مستقلی را که مبتنی بر منافع ملی مصر باشد، پایه‌ریزی کند. سیاست محمد مرسی در مورد تحولات جهانی دو بعد دارد که یکی خوشاید ایران و دیگری سبب ناخشنودی سیاست‌مداران ایرانی خواهد شد.

بعد اول که انتفاضه و فلسطین و رویارویی با اسرائیل است، خوشاید سیاست‌مداران ایرانی‌ست. او به خوبی می‌داند که مقابله با اسرائیل می‌تواند محبوبیت او را در مصر افزایش دهد اما از طرفی نگران فشارهای طرف غربی‌ست. به نظر می‌رسد که محمد مرسی ایدئولوژی و منافع و تمایلات مردمش را  در اولویت قرار می‌دهد.  او اگرچه که از سیاست چندفرهنگی در مصر حمایت می‌کند اما قطعاً گوشه چشمی به گسترش قوانین اسلام در مصر خواهد داشت. ایران می‌تواند با اهرم سیاست مصر، سبب ایجاد فشارهای بیشتری بر سیاست اسرائیل در قبال شهرک‌سازی‌ها، محاصره غزّه و ورود فعّالان حقوق بشر به نواحی اشغالی شود.

بعد دوم که می‌تواند سبب ناخشنودی دستگاه دیپلماسی ایران شود، رویارویی او با قدرت فرهنگی و ایدئولوژی ایران است. قطعا او که سخن‌رانیش را با درود بر صحابه‌ی پیامبر اسلام آغاز کرد، سیاستی لیبرال-دموکرات‌گونه (به سبک غربی) را در پیش نخواهد گرفت. محمد مرسی به دنبال احیای قدرت فرهنگی مصر و ورود مصر به صحنه‌ی معادلات قدرت است تا بتوانند همانند قطری‌ها نقشی را در منطقه ایفا کند. ممکن است او همانند حزب عدالت و توسعه ترکیه بخواهد با شعارهای اسلامی، افکار جمعی مصر را مجذوب خود کند و با غرب‌ هم به مدارا رفتار کند. (بیشتر…)