مردم ایران در طول قرن‌های گذشته، فرهنگ‌های محتلفی را تجربه کرده‌اند. فرهنگ ایرانی در طول قرن‌ها شکل گرفته است و پس از نفوذ اسلام در ایران، مردم، فرهنگ اسلامی نیز در کنار فرهنگ ایرانی پذیرفتند. ایرانیان بر خلاف مصری‌ها که پس از گسترش اسلام زبان‌شان به عربی تغییر یافت، زبان پارسی خود را حفظ کردند. اگرچه در دوران طلایی اسلام (قرن ۸ تا ۱۳ میلادی)، زبان عربی در بین دانشمندان یک زبان پذیرفته‌شده بود و بسیاری از کتاب‌ها به زبان عربی نگاشته شد، امّا مردم ایران هم‌چنان به زبان پارسی سخن می‌گفتند و آیین باستانی خود را فراموش نکردند.

کشور ایران در طول قرن‌ها دست‌خوش ناملایمات بسیاری بود و هم‌چنان این دو فرهنگ در کنار یک‌دیگر بودند تا این‌که عدّه‌ای از بازرگانان و درباریان در زمان شاهان قاجار، سفرهایی را به کشورهای غربی کردند. این سفرها نقطه آغاز آشنایی ایرانیان با یک فرهنگ جدید بود. پس از این، کتاب‌های بسیاری به فارسی ترجمه شد و ایرانیان از دستاوردهای مدرن غرب تا حدودی بهره‌مند شدند. گروهی از ایرانیان (مثل برخی از روشن‌فکران مشروطه) هنگامی که با تمدن مدرن غرب آشنا شدند و وضعیت استبداد داخلی و استعمار خارجی را دیدند، از این وضعیت سرخورده شدند و پنداشتند که دلیل این عقب‌ماندگی، دین است. از طرفی طیف روحانیّت نیز به این گروه (افرادی هم‌چون میرزا ملکم خان و طالبوف) سوء ظن داشت. نطفه‌ی تقابل قشر روشن‌فکر و مذهبی بسته شد…

پس از گذشت سال‌ها و زد و خوردهای فراوان و کشور را به حاشیه کشاندن، هیچ نصیبی عاید کسانی که در زدودن یکی از این سه فرهنگ تلاش کردند، نشد. اینان یا بر اساس فکر و ایدئولوژی خود و یا هم برای فریب افکار عمومی و همراه ساختن عده‌ّای، در مسیر زدودن یکی از این سه فرهنگ کوشیدند و موفّق هم نشدند. هم‌چنان که رضاخان نیز در این راه، توفیقی نیافت.

اگر به‌جای این همه تقابل و کشمکش، عده‌ّای در مسیر هم‌گرایی و برخورد مسالمت‌آمیز این سه فرهنگ کوشیده بودند، ایرانیان هرگز شکست تلخ جنبش مشروطه را تجربه نمی‌کردند. ایران ما کشوری است که سنت در آن نقش کلیدی دارد. مهم‌ترین عنصر این سنت، «مذهب» است. طبیعتاً عامه‌ی مردم از هیچ جریان ضددینی حمایت نخواهند کرد. همان‌گونه تقابل حماقت‌وار با فرهنگ غربی نیز نخواهند پذیرفت. راهی که تجربه‌های تلخ تاریخ به ما نشان می‌دهد این است که به دور از تعصب و بر اساس خِرَد رفتار کنیم. این موضوع هم با فرهنگ ایرانی و غربی سازگار است و هم با فرهنگ اسلامی. چرا که پیامبر اسلام نیز فرموده‌اند: «اگر حدیثی از من برای شما نقل شد که با قرآن و عقل انطباق نداشت، آن را به سینه‌ی دیوار بزنید.»

پیش‌نوشت: قسمتی آن‌چه که در زیر می‌خوانید، مروری بر نتیجه‌گیری‌های نهایی مرحوم احمد قابل پیرامون برخی مسائل شریعت است. در صورتی که با دیدگاه‌های نویسنده کتاب مخالف هستید و یا این‌که تمایل دارید از استدلالات او آگاه شوید، بهتر است که به متن کتاب مراجعه کنید. آوردن این دیدگاه‌ها در وبلاگ «سخن تازه» به معنای تایید و یا رد دیدگاه‌های نویسنده کتاب نیست.


احمد قابل، مجتهدی بی‌پروا و از دگراندیشان دینی‌ است. او از شاگردان آیت‌الله منتظری بوده و حکم اجتهاد خود را از او گرفته است. مرحوم احمد قابل معتقد به شریعت عقلانی است و در این زمینه دست به پژوهش‌های دینی زده است. استدلالات او بر براهین عقلی و نقلی، استوار است.

آخرین اثر احمد قابل، کتاب «مبانی شریعت» است که با مقدمه‌ای از محسن کدیور آغاز می‌شود. محسن کدیور در مقدمه‌ی این کتاب در مورد احمد قابل چنین می‌نویسد: «از استبداد و ریاکاری و دین به دنیا فروختن بیزار است… مبلّغ اسلام رحمانی و شریعت عقلانی است… طعم زندان اوین و وکیل‌آباد مشهد را چشیده است.»

احمد قابل کتاب مبانی شریعت

این کتاب، قبل از مرگ احمد قابل، در ۳۷ بخش و ۳۴۹ صفحه منتشر شده است. به دلیل عدم امکان چاپ کتاب در ایران، فقط نسخه‌ی الکترونیکی این کتاب در قالب  PDF منتشر شده است.

خوش‌بختانه دو روز پیش، مطالعه این کتاب را به پایان رساندم. برای آشنایی بیشتر شما با این نواندیش دینی، سعی کرده‌ام که برخی از قسمت‌های مهم نظریات احمد قابل  را که در کتاب «مبانی شریعت» نوشته شده است و حین مطالعه‌ی کتاب یادداشت کرده بودم، در زیر بیاورم.

«انسان گرچه موجوی شریف است ولی اشرف مخلوقات نیست. انسان محور هستی نیست و شرکای فراوانی دارد.» ص ۸۷

«دین و شریعت‌های الهی باید منطبق با فطرت و سرشت انسانی باشند و ذره‌ای از آن عدول نکنند. هرگاه انطباق آن‌ها با فطرت انسانی از بین برود، مطمئناً ضایع گردیده و سقوط خواهند کرد. اساسی‌ترین مطلب در سرشت انسانی، خردمندی و عقل انسان است. بنابراین نباید چیزی برخلاف عقل و خرد آدمی به او تحمیل گردیده و التزام به آن، از او مطالبه شود.» ص ۸۷

«ذاتی بودن حجیت علم یعنی هیچ نیرویی توان سلب این حجیت و محوریت از علم را ندارد، همان‌گونه که این حجیت را کسی به آن نداده است و نمی‌تواند بدهد.»  ص ۹۶

«نتیجه‌ی عملی مبنای اصاله الاباحه العقلیه این است که بهره‌گیری از همه‌ی مواهب طبیعت و توان آدمی، به حکم عقل مجاز است و جز با دلایل اطمینان‌آور، نمی‌توان آدمی را از چیزی محروم کرد.» ص ۱۰۳

«از نظر قرآن، تمامی پیروان شرایع الهی، حقیقتاً مسلمان شمرده می‌شوند هر چند نام خود را یهودی، زدتشتی، صائبی، بودایی، مسیحی، یا چیز دیگری بگذارند.» ص ۱۵۰

«قرآن به عنوان متنی که لفظ و محتوایش از جانب خدای سبحان بر پیامبر خدا محمد بن عبدالله (ص) نازل شده و وحی الهی است، تنها سند و مدرک نقلی معتبری است که دست تحریف لفظی در آن راه نیافته و خدای رحمان آن را با لطف و رحمت خود، از دستبردها مصون داشته است.»  ص ۱۵۴

«عدم توجه به عقلانیت بشری، با ادعای دفاع از شرع و لزوم اجرای احکام شرعی، و اجرائی کردن برداشت‌های غیرمنطقی به اسم شریعت، صرفا افکار عمومی جهانیان را نسبت به دین و شریعت بدبین می‌کند.» ص ۱۸۴

«دین خدای یکتا دینی یگانه و مبتنی بر دو اصل نظری (ایمان به خدا و آخرت) و یک اصل عملی (عمل صالح) است. تمامی کسانی که به این سه اصل خود را ملتزم می‌شمارند، متدین به «یک دین»اند، هرچند به شرایع گوناگون وابسته باشند.» ص ۳۳۷

احمد قابل با استناد به دلایل متعددی به این نتیجه می‌رسد که برخی از احکام حقوقی اسلام امضایی هستند و نه تاسیسی؛ یعنی قبل از اسلام وجود داشته‌اند و با آمدن اسلام، این احکام با اندکی اصلاح، تایید شده است. با توجه به این‌که مبنای اولیه این احکام، درک و فهم عقلای بشر در آن زمان بوده است، این احکام می‌تواند با توجه به درک و فهم جامعه جهانی و پذیرش اندیشمندان، تغییر یابد. او معتقد است ملاک احکام امضایی، عقلانی بودن، عادلانه بودن و رواج است. بخش ۲۲ و ۳۶ کتاب

مرحوم احمد قابل برخلاف برخی روشن‌فکران دینی، به عصمت پیامبر اسلام و ائمه شیعه معتقد است. ص ۲۷۵