حسین بن علی به عنوان یک مصلح و منتقد اجتماعی، همواره در روشن‌گری و آگاهی‌بخشی مردم می‌کوشید و اشتباهات حاکمان را به طور مستقیم و غیرمستقیم گوشزد می‌کرد. در مورد «امر به معروف و نهی از منکر» که برخی از سخن‌رانان آن را پیام اصلی عاشورا می‌پندارند و گاهی برخوردهای خشن را به کمک آن توجیه می‌کنند، خوب است به این دو نکته توجه کنیم که:

یک : امام حسین (ع) هرگز به دنبال جنگ و خونریزی نبود. زمانی که حاضر به بیعت با یزید نشد و یزید می‌کوشید که او را به بیعت وادار کند، ضمن نپذیرفتن بیعت با حاکم ستمگر، تصمیم به خروج از مدینه و رفتن به مکه کرد که در میانه‌ی راه، لشکریان حکومت، او را وادار به انتخاب بین دو گزینه کردند؛ بیعت با یزید و یا جنگ.

پس امام حسین آغازگر جنگ نبود و حاضر نشد که با یزید بیعت کند و از دست دادن جانش را به بیعت با یزید ترجیح داد. حرکت امام حسین (ع) یک حرکت تهاجمی برای سرنگونی یزید نبوده بلکه در جایگاه دفاع از خود جنگید و حاضر به ذلت نشد و با پیام عاشورا و روشن‌گری‌های خواهرش، ستمگر بودن حکومت را بیش از پیش آشکار کرد.

دو: در بخشی از وصیت‌نامه امام حسین (ع) که بسیاری از سخنرانان آن را نقل می‌کنند و از اشاره به بخش پایانی آن چشم‌پوشی می‌کنند، چنین آمده (۱): «من نه از روی خودخواهی و یا برای خوش‌گذرانی، و نه از روی فساد و ستمگری، [از مدینه] خارج نمی‌شوم، بلکه برای اصلاح در امت جدم خارج می‌شوم. می‌خواهم امر به معروف و نهی از منکر کنم، و به روش جدم و پدرم علی بن ابی‌طالب عمل نمایم. هر کس این حق را از من بپذیرد، [بداند که] خداوند به حق شایسته‌تر است و هر کس این [امر به معروف و نهی از منکر] را نپذیرد، صبر می‌کنم تا خداوند بین من و این قوم داوری کند و او بهترینِ داوران است.»

پس در حرکت امام حسین هیچ نشانی از جنگ‌طلبی و یا اجبار یارانش به جنگ با دشمن دیده نمی‌شود. او در شب آخر یارانش را به نقض بیعت و عدم شرکت در جنگ آزاد ساخت. همان‌گونه که روش پدرش نیز این‌گونه بوده است. در زمان حکومت علی بن ابی طالب نیز، او کسانی را که با وی بیعت نکردند و یا در جنگ شرکت نمی‌کردند (قاعدین)، نه به زندان افکند و نه تازیانه زد و یا حقوقشان را از بیت‌المال قطع نکرد. در واقع او با این روش‌ها نخواست که حامی و یاوران بیشتری برای خود گرد آورد. همچنین باید توجه داشته باشیم که حسین بن علی نیز همانند پدرش، صبر و شکیبایی را نسبت به جنگ و خونریزی ترجیح می‌داد.


۱٫ انّی لم اخرج اشرا و لا بطرا و لا مفسدا و لا ظالما، و لکن خرجت لطلب الإصلاح فی امّه جدّی، ارید أن آمر بالمعروف و أنهی عن المنکر و أسیر بسیره جدّی و ابی علیّ بن ابی طالب، فمن قبلنی بقبول الحقّ فالله اولی بالحقّ، و من ردّ علیّ هذا، اصبر حتّی یقضی الله بینی و بین القوم بالحقّ و هو خیر الحاکمین .(بحار الانوار ج۴۴ ص۳۲۹)