امیدواری

بهمن ۱۱ام, ۱۳۹۳ | نوشته‌شده به دست عادل شجاعی در روزنگاری‌ و مینی‌مال - (۳ دیدگاه)

این فرضیه که اگر نفت نداشتیم و دولت‌ها متکی به مالیات مردم و پاسخ‌گویی به مردم می‌شدند و قدرتشان را از مردم می‌گرفتند. اگر میان منافع روسیه و انگلیس نبودیم. اگر مشکل کمبود آب و ضرورت وجود کاریزما و فرهنگ دیکتاتوری در کشور ما وجود نداشت. این‌که چه زبانی داریم و چقدر طول می‌کشد تا علم وارد تاروپود فرهنگ ما شود. این‌که یک سیاستمدار چه کرد و چه نکرد، خاطره‌های تلخی است.

جبر جغرافیایی حقیقت‌ تلخی هست که البته نباید موجب ناامیدی ما شود. اصلاً شاید این‌ها بهانه باشد. باید به بهبود وضعیت امیدوار بود. ناامیدی و درجازدن معمولاً وضعیت را بدتر می‌کند. باید واقع‌بین بود امّا اگر با ناامیدی فکر کنیم که دیر شده است، وضعیّت بدتر می‌شود. دستِ‌کم بهتر نمی‌شود.

چشم‌ها را باید شست.

آذر ۲۳ام, ۱۳۹۱ | نوشته‌شده به دست عادل شجاعی در روزنگاری‌ و مینی‌مال - (۶ دیدگاه)

با یکی از پاک‌بان‌های دانشگاه، حرف می‌زدم. از هر دری سخنی می‌رفت. از حقوق کم و اضافه‌کاری‌هایی که درست پرداخت نمی‌شد، از گرانی و مسائلی که شاید او بهتر از پشتِ میز و کامپیوترنشینان، لمس می‌کرد، می‌گفت. دوست نداشتم من هم “غمی بر غم‌ها” یش اضافه کنم. آن‌قدر مشکلات زیاد هست که هر کسی به اندازه کافی می‌خواند و می‌شنود و اعصابش خورد می‌شود. حال من بیایم چه بگویم. با خودم گفتم “همان به که از شکوه خاموش باشم.” روز قبلش حسابی باد وزیده بود. مردِ پاک‌بان لبخندی زد و گفت: «کار خدا رو می‌بینی؟ دیروز باد اومده و همه برگ‌ها این کنج جمع شده تا من راحت جمعشون کنم.» نگاه مرد به پدیده‌ای مثل وزیدن باد، برایم جالب بود. نگاه مثبتی که با لحن مرد، به امید آمیخته می‌شد.