باز هم ملّت ایران نشان داد که اگر اراده کند، می‌تواند و می‌شود. مردم پیش‌بینی ناپذیری خود را به خوبی نشان دادند. در حالی که بسیاری از نظرسنجی‌ها حکایت از دور دوّم انتخابات ریاست جمهوری داشت، آقای روحانی توانست در دور اوّل انتخابات پیروز شود. خوشحال ام که امید را در چهره و کلام بسیاری از دوستانم می‌بینم. آقای روحانی بدون آن‌که به سفرهای متعدد انتخاباتی برود، توانست در روستاها هم نفوذ کند. این انتخابات نشان داد که نباید به فاصله‌ی فکری و فرهنگی شهر و روستا باور داشت. ملّت یک‌پارچه است. ملّت ما اگر اراده کند می‌تواند خاتمی، احمد‌ی‌نژاد و یا روحانی را برگزیند. دوره‌هایی که هر کدام حاصل و برآیند اندیشه‌های مردم، در دوره‌های پیش از خود است.

به یاد داشته باشیم که پس از فتح مکّه برخی از یارانِ پیامبر اسلام گفتند که امروز روز انتقام است امّا پیامبر گفت: امروز روز بخشایش است. به یاد داشته باشیم که نباید هیجان ناشی از پیروزی را، با طعنه و کنایه به هواداران سایر نامزدها، بیرون ریخت.

صبح جمعه ساعت ۷ صبح به مسجد امام صادق (ع) کنگان رفتم. تازه صندوق آراء را آورده بودند. پس از نشان دادن صندوق خالی به نمایندگان نامزدها، صندوق آراء را پلمپ کردند. جریان رای‌گیری نسبتاً آرام بود. ساعت ۸ صبح رای‌گیری آغاز شد. بجز چند دقیقه‌ای در ظهر، تا آخرین ساعت رای‌گیری، صف رای‌دهندگان خلوت نشد. مسئولین برگزارکننده هم، افراد شناخته شده و معتمدی بودند. به دلیل جمعیت زیاد تا حدود ساعت ۱۲ شب، فرآیند رای‌گیری ادامه داشت. حدس می‌زدم که تهران باید بسیار شلوغ‌تر باشد.

انتخابات ریاست جمهوری و شورای شهر کنگان

نزدیکی‌های ظهر بود؛ یکی از دوستان که هوادار سرسخت یکی از طیف‌ها است، مرا دید و هنگامی که فهمید به چه کسی رای می‌دهم، چنان ابرو در هم کشید و ناراحت شد و اخم کرد که گمان بردم می‌خواهم به فردی جنایتکار رای دهم. بدون آن‌که چیزی گفته باشم و از هدفم آگاه باشد، گفت که تفکر اصلاحات، تفکر مرده‌ای است. گفتم می‌شود در موردش صحبت کرد. نماینده آقای جلیلی هم که از دوستان قدیمی‌ بود حضور داشت. با هم شروع کردیم به صحبت کردن. از سیره‌ی پیشوایان دینی در برخورد و همگرایی با دیگران شروع کردم تا به سید جمال و امام موسی صدر رسیدم. کمی هم از احسان نراقی گفتم. همین خوشحال‌ام کرد که چند ساعت بعد گفت که نظرم در مورد جریان اصلاحات عوض شد. پس از پیروی آقای روحانی هم تماس گرفت و تبریک گفت. نماینده آقای ولایتی که از فامیل‌هایمان بود، گفت که به آقای روحانی رای داده است! شمارش آراء ریاست جمهوری هم تا حدود ۲:۳۰ و آراء شورای شهر تا حدود ۶ صبح ادامه داشت. شمارش چند بار و در حضور نمایندگان نامزدها صورت گرفت و شفاف و دقیق بود.

اگرچه جریان اصلاحات از آقای روحانی حمایت کرد امّا باید پذیرفت که آقای روحانی یک اصلاح‌طلب نیست. می‌توان او را یک اعتدال‌گرای نزدیک به اصلاحات پنداشت که در خط میانه‌ی سیاست ایران بازی می‌کند و پتانسیل اعمال تغییرات گسترده هم دارد. باید دید که چیدمان وزرای او چگونه است تا پس از آن تحلیل کرد که سیاست پیشبینی‌ناپذیر داخلی و خارجی ایران در چهار سال آینده چگونه رقم خواهد خورد. از آن‌جا که حامیان آقای روحانی محدود به اصول‌گرایان و یا اصلاح‌طلبان نیست، تنوع انتظارات زیاد خواهد بود. انتظار می‌رود که حامیان آقای روحانی، در موضع حمایت از او باقی نمانند و به سیاست‌های او منتقدانه بنگرند.

یکم: پس از انتخابات ۸۸ نه تنها وضعیت سیاسی کشور متشنج شد، بلکه آسیب‌های شدید اجتماعی را نیز تجربه کردیم. افرادی را دیدم که روزگاری دوستانی صمیمی بودند امّا اختلاف نظرهای سیاسی، آن‌ها را از هم جدا کرد. نه تنها باید ظرفیت نقد شنیدن داشته باشیم، بلکه باید ظرفیت فحش خوردن و لبخند زدن هم داشته باشیم. (به برخورد نیک در مقابل برخورد بد در قرآن اشاره شده است: ۶۳ فرقان، ۵۵ قصص، ۳۴ فصلت، ۱۹۹ اعراف، ۴۴ طه، ۱۰۸ انعام و…)

رفاقت‌ها خیلی مهم‌تر از رقابت‌های انتخاباتی است. این‌که یک کاندیدا را متحجّر و طالبان بنامیم، همین‌قدر سخیف و زشت است که دیگری را اسب تراوای آمریکا بپنداریم. وقتی به جای نقد، از توهین استفاده کنیم، راه نقد را می‌بندیم و با توهین به ارزش‌های مخاطبان، از تاثیرگذاری کلام خود می‌کاهیم و فقط مخاطبان را وادار به موضع‌گیری سرسختانه می‌کنیم.

دوم: گرچه نظرسنجی‌های اینترنتی به دلیل جامعه‌ی آماریِ خاص و کوچک، مشتی نیستند که نمونه خروار باشند، امّا یک نما و حساب سرانگشتی از نتایج را به دست می‌دهند.

سوم: برخی از حامیان جبهه پایداری که کارگزاران و اصلاح‌طلبان را از دایره نظام، قانون و اسلام، خارج جلوه می‌دهند، توجه داشته باشند که در صورت پیروز نشدن آقای جلیلی، عموم مردم نتیجه خواهند گرفت که گفتمان جبهه پایداری، گفتمانی شکست‌خورده است. اگر من جای دوستان جبهه پایداری بودم، هرگز نمی‌کوشیدم که رهبری و اسلام را این‌قدر در کاندیدای مورد نظرم منحصر کنم و سایر نامزدهای انتخاباتی را زاویه‌دار با اسلام و رهبری بنمایانم؛ چرا که در صورت شکست کاندیدای جبهه‌ی پایداری، مخاطبان با این وضعیت روبه‌رو می‌شوند که مردم کاندیدایی که او را نماد ایستادگی و اسلام و ولایت‌پذیری می‌پنداشته‌اند، نتوانسته از مردم رای کافی کسب کند.

چرا رای می‌دهم؟

فارغ از این‌که نتیجه انتخابات چه خواهد شد، تصمیم گرفته‌ام که در انتخابات شرکت کنم. در شرایط کنونی، دست‌ِکم بین بد و بدتر، بد را انتخاب خواهم کرد. من در انتخابات شرکت می‌کنم چون به حرکت آرام و از پایین اعتقاد دارم. در انتخابات شرکت می‌کنم چون می‌خواهم به هر گونه دگرگونیِ خشونت‌آمیز نه بگویم. ادعایِ قانون‌گرا بودن ندارم، امّا در انتخابات شرکت می‌کنم چون می‌خواهم از هر حرکتی خارج از چارچوب قانون اساسی کشورم نه بگویم.

به قانونی اساسی کشورم با تمام کاستی‌هایش باور دارم و معتقد ام که هر حرکت و حتی تغییر در قانون اساسی، فقط باید در چارچوب همین قانون اساسی صورت بپذیرد. بر این باور ام که قانون اساسی کشورم ظرفیت‌های بسیاری برای دفاع از حقوق و حاکمیت مردم دارد؛ ظرفیت‌هایی که باید شناخته و احیا شوند.

هم‌چون گذشته و در شرایطِ کنونی، قهرِ سیاسی را روشِ مناسبی برای رسیدن به خواسته‌هایم نمی‌دانم. شرکت‌ کردن در انتخابات نه ناشی از ترس است و نه منافع شخصیِ خاص؛ با تمام انتقاداتی که دارم، قهر نمی‌کنم. با امیدواری، تلاشی هر  چند کم‌صدا در جهت بهبود وضعیت کشورم می‌کنم.

گرچه به پیروز شدنِ نامزدِ مورد نظرم چندان امیدی ندارم، امّا امیدوار ام که بتوانم با یک رای که حقِ طبیعیِ من است، تاثیری هرچند کم‌صدا و اندک برجا بگذارم. می‌خواهم در عین انتقادات گسترده‌ای که دارم، دوباره تلاش را به جای قهر تجربه کنم.

به چه کسی رای می‌دهم؟

با تعاریف مختلف، ممکن است هم در دایره‌ی اصول‌گرایی جای بگیرم و هم در دایره‌ی اصلاح طلبی و یا این‌که از هر دو خارج شوم. اصلاح‌طلب و یا اصول‌گرا بودن چندان برایم مهم نیست، امّا هرگز محافظه‌کاری و اعتدال‌نمایی تصنعی را نمی‌پسندم. بر این باور ام که اصلاحات و توسعه‌ی اقتصادی باید با توسعه‌ی سیاسی هم‌راه باشد.

پیش‌تر نوشته بودم که توسعه‌ی اقتصادی اگرچه به توسعه‌ی سیاسی کمک بسیاری می‌کند امّا شرط الزامی نیست. نمی‌توان بدون توسعه‌ی سیاسی، چندان امیدی به توسعه‌ی اقتصادی داشت. به کسی رای خواهم داد که معتقد به هم‌گام و هم‌راه بودن اصلاحات و توسعه‌ی سیاسی و اقتصادی باشد. کسی که در گفتار جسارتِ حمایت از حقوق و حاکمیت مردم را نداشته باشد، کردارش نیز با گفتارش چندان تفاوتی نخواهد کرد.

رای؛ حق یا امانت؟

خرداد ۱۱ام, ۱۳۹۲ | نوشته‌شده به دست عادل شجاعی در سیاست - (۵ دیدگاه)

اگر شما هم در برخی انتخابات، شاهد خرید و فروش رای بوده‌اید یا دستِ‌کم ماجرای آن را شنیده‌اید، ممکن است در ذهنِ خود، کسی را که حقِ انتخاب خود را می‌فروشد، ملامت کرده باشید. اگر رای دادن را حقِ طبیعیِ هر فرد می‌دانیم پس چرا به سرزنش و ملامت فروشنده‌ی رای می‌پردازیم؟ آیا سرزنش کسی که حق داشته به هر کسی رای دهد، خواه شایسته و خواه ناشایسته، نکوهیده نیست؟

شاید نیاز به بازتعریف این «حق» داشته باشیم. از سویی فروختن رای و یا زدوبندهای سیاسی، خلافِ اخلاق و خِرَدِ بشری است و از سویی دیگر، امر خلافِ اخلاق و خِرد و زیان‌بار برای فرد و جامعه، نمی‌تواند در جایگاه حق قرار گیرد؛ پس بهتر است که «رای دادن» را امانتی بشمریم که جامعه برای گزینش نامزد بهتر به فرد می‌سپرد و یا دستِ‌کم «رای دادن» را حقی بپنداریم که رای‌دهنده از دیدگاه اخلاقی موظّف است که آن را برای گزینش نامزد شایسته (از نظر خِرَدِ خود رای‌دهنده) به کار ببرد.


پی‌نوشت: امیدوارم کسی چنین نپندارد که نگارنده درصدد تئوریزه کردنِ راهی برای محدود کردن انتخاب مردم است. چرا که در روزگار امروز و در جامعه‌ی ما، هیچ گونه‌ای از آریستوکراسی در امرِ حکومت، توجیه‌پذیر نیست و تنها راه، مراجعه به خِرَدِ جمعی است. حامیان آریستوکراسی همواره کوشیده‌اند با قیاس‌های مع‌الفارق، چنین توجیه کنند که مردم هنوز هم ناآگاه هستند.

بازرگان، آزادی‌خواه فراموش‌شده.

خرداد ۵ام, ۱۳۹۲ | نوشته‌شده به دست عادل شجاعی در سیاست - (۲ دیدگاه)

در تاریخ معاصر، شاید بی‌انصافی‌ها و نامردمی‌هایی که در حق مهدی بازرگان روا داشته شد، در حقِ کسانِ  دیگری کم‌تر اتفاق افتاده باشد. بازرگان چه خوب و یا بد، منحرف و یا در راه راست، فرد شجاعی بود. آن‌قدر شجاع بود که در اواخر زندگی‌اش، وقتی احساس کرد که فهمی اشتباه از اسلام داشته، آن را به صراحت اعلام کرد. چنان‌که آنانی که بازرگان را می‌شناسند، سخن از «بازرگان متقدم» و «بازرگان متاخر» می‌زنند. در پیِ دفاع از کارنامه‌ی او نیستم. اون نیز مانند سایر افراد اشتباهاتی داشت.

وقتی چند ماه پیش گزارش آقای گازیوروسکی در مورد مذاکرات مهندس بازرگان با طرف آمریکایی به فارسی ترجمه شد (اندیشه پویا، شماره ۵)، تازه بسیاری فهمیدند که بازرگان و هم‌کارانش در مذاکرات، نه تنها دستِ پایین را نداشته‌اند، بلکه دست بالاتر نسبت به طرف آمریکایی داشته‌اند؛ چنان‌که افراد درون نظام نیز هم‌چون شهید بهشتی، از این مذاکرات آگاه بوده‌اند. نوروز امسال نیز نوشته‌های دکتر یزدی و حاشیه‌های آن در ویژه‌نامه نوروزی اندیشه پویا، همین امر را بهتر نشان داد.

خبرهای تلخ و شیرینی از انتخابات به گوش می‌رسد. با همه‌ی این‌ها، هنوز امیدوار ام. من یک نفر بیشتر نیستم؛ امّا همین یک نفر را دستِ‌کم نمی‌گیرم. هدف من از مقاله‌ای که در ادامه معرفی می‌کنم، بی‌ارتباط با مساله‌ی انتخابات نیست.

مقاله‌ی «لیبرال تنها؛ چگونه مهدی بازرگان تا آخر عمر اصلاح‌طلب باقی ماند.» از محمد قوچانی، در شماره‌ی شماره ۱۸، دی ۱۳۹۰ در مجله‌ی مهرنامه منتشر شد. خواندن این مقاله را به دوستان عزیز پیشنهاد می‌کنم. نویسنده در این مقاله کوشیده تا به طور اجمالی، زندگی و رفتار مهدی بازرگان را در عرصه‌های سیاسی و اجتماعی بنمایاند.


غالباً مقاله‌های طولانی را با فونت مناسب، پرینت می‌گیرم و بایگانی می‌کنم. اگر از خواندن پشت کامپیوتر خسته می‌شوید، خوب است شما نیز چنین کاری کنید.

روشی برای انتخاباتِ دموکراتیک‌تر

فروردین ۳ام, ۱۳۹۲ | نوشته‌شده به دست عادل شجاعی در سیاست - (یک دیدگاه)

توماس هِر (۱۸۰۶ – ۱۸۹۱)، حقوق‌دانی انگلیسی بود که تلاش‌های او سبب اصلاحاتی در قانون انتخابات شد. طرح او موسوم به «سیستم هِر» سبب شهرت او گردید. در این یادداشت، به طور بسیار مختصر به دیدگاه‌ها و پیشنهاد‌های توماس هِر می‌پردازم.

توماس هِر، پیشنهاد می‌کند که هر انتخاب‌کننده (رای‌دهنده) برای انتخاب اعضای پارلمان، بتواند به هر نامزدِ نمایندگی در هر جای کشور رای دهد. در این طرح، هر نامزد انتخابات که بتواند آراء بیشتری (از مجموع مناطق انتخاباتی) را کسب کند، به مجلس (پارلمان) راه پیدا خواهد کرد. طبق پیشنهاد او، هر فردی که مایل نباشد در یک حوزه انتخاباتی شرکت کند، می‌تواند به کاندیدای دیگری در حوزه‌ی انتخاباتی دیگر رای دهد. (مثلاً من در حوزه‌ی کنگان باشم امّا بتوانم به کاندیدای حوزه‌ی تهران رای دهم).

توماس هِر معتقد است روش او می‌تواند سبب شود که افراد تواناتری به مجلس راه یابند. امّا هدف اصلی او تنها همین نیست. آقای هِر معتقد است که این روش می‌تواند سبب شود که اقلیّت‌ها هم نماینده‌ای در مجلس داشته باشند. مثلاً با توجه به این‌که اهل سنت در استانی مثل تهران در اقلیّت هستند، اهلِ سنتِ تهران بتوانند به یک کاندیدای اهلِ سنت در کنگان (که طبعاً شانس بیشتری خواهد داشت) رای دهند. امّا این همه‌ی ماجرا نیست.

اگر بخواهم به طور خلاصه طرح او را بیان کنم، او در «رساله‌ای در انتخاب نمایندگان» طرحی که بیان می‌کند چیزی شبیه به انتخاب واحد کنکور سراسری است. یعنی افراد رای‌دهنده، علاوه بر افراد مورد نظر خود، اسامی کاندیداهای دیگری را نیز می‌نویسند که در صورتی که کاندیدای بالای برگه حدِ نصاب رای را آورده باشد، رای او به حساب کاندیدای بعدی ریخته می‌شود. او می‌گوید طبق این روش، هر فردی که رای می‌دهد حداقل یک نماینده در مجلس خواهد داشت.

قبلاً مطلبی را در مورد انتخابات ریاست جمهوری آمریکا نوشته بودم و نظرسنجی‌ها حکایت از رقابت تنگاتنگ بین میت رامنی، نامزد حزب جمهوری‌خواهان و باراک اوباما داشت. در نظر سنجی گذشته، میت رامنی با ۴۷ درصد آراء از اوباما با ۴۶ درصد آراء جلوتر بود. اما ظاهرا با گذشت چند هفته و گاف‌های جدید میت رامنی نظر مردم آمریکا به سمت نامزد دموکرات‌ها یعنی باراک اوباما تمایل پیدا کرده است. اخیرا ویدئویی از جلسه‌ای خصوصی میت رامنی منتشر شده است که او به نوعی طرفداران آقای اوباما را با همان لحنی که قبلاً در مورد فلسطینیان به کار برده بود، تحقیر می‌کند. او در این ویدئو می‌گوید که « ۴۷ درصد از مردم آمریکا که به باراک اوباما رای می دهند، مالیات بر درآمد نمی پردازند و هیچ وقت به او [رامنی] رای نخواهند داد.» در واقع طبق قانون ایالات متحده آمریکا، افرادی با درآمد کم، مالیات بر درآمد نمی‌پردازند. آقای رامنی گفته بود «من هیچ‌وقت آن‌ها را نمی‌توانم متقاعد کنم که مسئولیت زندگی خود را بپردازند و مراقب زندگیشان باشند.» و «۴۷ درصد از مردم با او هستند. کسانی که وابسته به دولت هستند. کسانی که فکر می‌کنند قربانی هستند. کسانی که فکر می‌کنند دولت وظیفه دارد از آنها محافظت کند. کسانی که فکر می کنند باید دولت آنها را بیمه کند، به آنها غذا بدهد، مسکن بدهد و هر چیز دیگری که شما بگویید.»

این صحبت‌های میت رامنی و هم‌چنین گاف‌های قبلی او شاید به نوعی باعث شده باشد که مردم آمریکا از میت رامنی چهره‌ای در ذهن داشته باشند که نسنجیده سخن می‌گوید و توانایی او در سیاست خارجی را ضعیف ببینند.

فیلم «بی‌گناهی مسلمانان» و واکنش‌ها

همان‌طور که حتماً در خبر‌ها خوانده‌اید، در سال‌روز حادثه یازدهم سپتامبر قطعاتی از فیلمی که به نام «بی‌گناهی مسلمانان» توسط یک آمریکایی مصری تبار به نام «نقولا باسیلی نقولا» ساخته شده بود-در ابتدا گفته شد که نام او سام باسیل است- بر روی یوتیوب به اشتراک گذاشته شد. این فرد قبلاً به جرم کلاهبرداری مالی به یک دوره کوتاه زندان و همچنین پنج سال حبس تعلیقی محکوم و پس از گذراندن محکومیت قطعی خود، سال گذشته آزاد شده بود.

این فیلم که به گفته بسیاری از نظر فنی ضعیف بوده و هیچ پشتوانه تاریخی نداشته، به عقاید مسلمانان به ویژه پیامبر گرامی اسلام و عقاید بیش از یک میلیارد و ششصد میلیون نفر توهین کرده است که اعتراضات خشونت‌آمیزی در بسیاری از کشورهای اسلامی به همراه داشت که باعث کشته شدن سفیر آمریکا به همراه با سه تن از کارمندان سفارت آمریکا در شهر بنغازی لیبی شد که البته برخی از مقامات لیبی ادعا کردند که کشته شدن سفیر آمریکا ارتباطی با فیلم «بی‌گناهی مسلمانان» ندارد و صرفاً سوء استفاده از این اعتراضات توسط گروه‌های تندروی سلفی بوده است. در این میان، پرچم‌ آمریکا و اسرائیل در بسیاری از کشورهای اسلامی به آتش کشیده شد. گروه طالبان در افغانستان نیز دو حمله علیه پایگاه‌های ناتو در افعانستان ترتیب دادند که توانستند بیش از چهار سرباز آمریکایی را به قتل برسانند و شش جت جنگنده آمریکا را نابود کنند. آن‌ها گفتند که این عمل حرکتی تلافی‌جویانه در مقابل ساخت فیلم موهن «بی‌گناهی مسلمانان» بوده است. لازم است همین جا اشاره کنم که آسیب زدن به اموال عمومی و یا کشتن افرادی که در ساختن این فیلم نقشی نداشته‌اند هم، از نظر دین و هم عقل و هم سیاست، امری قبیح ومحکوم است.

جریحه‌دار شدن احساسات؛ یهودیان آری مسلمانان خیر!

همان‌گونه که انکار واقعه‌ای مثل هولوکاست در برخی از همین کشورهای غربی جرم محسوب می‌شود و دلیلش هم این است که احساسات یهودیانی که چندین میلیون کشته داده‌اند جریحه‌دار می‌شود، مسلمانان نیز انتظار دارند که دین و آیینشان مورد تمسخر قرار نگیرد. موضوع این نوشته رفتار حکومت ایران در مقابل منتقدان نیست. خوب می‌دانیم که بین نقد و تمسخر تفاوت بسیاری وجود دارد و کسی که به عقاید بسیاری توهین می‌کند، باید دادگاهی عادل در مورد او تصمیم‌گیری کند.

محاکمه سازنده فیلم بی‌گناهی مسلمانان

متاسفانه این‌چنین حرکت‌ها در قانون آمریکا در چارچوب آزادی بیان توجیه می‌شود. اکنون که دولت آمریکا حرف از محاکمه سازنده این فیلم می‌زند، دلیلش ساخت چنین فیلمی نیست بلکه به خاطر نقض حکم دادگاه توسط «نقولا باسیلی نقولا» است؛ زیر این شخص پیش‌تر به دلیل کلاه‌برداری اینترنتی از طرف دادگاه آمریکا محکوم به عدم حق استفاده از کامپیوتر و اینترنت شده بوده و اکنون وی برای ساخت این فیلم از کامپیوتر و اینترنت استفاده کرده و حکم دادگاه آمریکا را نقض کرده است.

تاثیر تحولات اخیر بر نظرسنجی‌های انتخاباتی آمریکا

حال مردم آمریکا وقتی می‌بینند که پرچم کشورشان در کشورهای زیادی به آتش کشیده شده است، احساس می‌کنند که نیاز به رئیس جمهوری دارند که توانایی کنترل شرایط بحرانی را داشته باشد نه این‌که با حرف‌های نسنجیده خود، شعله‌های خشم مردم را برافروخته‌تر کند. احتمالاً با توجه به ارتباط نزدیک میت رامنی با دولت اسرائیل به‌ویژه شخص بنیامین نتانیاهو، این سلسله اتفاقات بیشتر به ضرر ستاد انتخاباتی میت رامنی بود. میت رامنی در ابتدا خواست از این آب‌ گل‌آلود برای انتخابات پیش‌روی آمریکا ماهی بگیرد، امّا ظاهرا دوباره تیر خطا زد و بهانه‌ای شد که اوباما او را به سخره بگیرد و بگوید که «ظاهرا فرماندار رامنی عادت دارد اول شلیک کند، بعد هدف بگیرد!»

حال با همه‌ی این اتفاقات، نظرسنجی اخیر واشنگتن پست نشان می‌دهد که این تحولات بسیار به سود نامزد دموکرات‌ها بوده است و او توانسته است از رقیب جمهوری‌خواه خود پیشی بگیرد. تصویر نتایج نظرسنجی اخیر را در زیر می‌بینید. (بیشتر…)

انتخابات ریاست جمهوری آمریکا

شهریور ۸ام, ۱۳۹۱ | نوشته‌شده به دست عادل شجاعی در سیاست - (۳ دیدگاه)

همان‌طور که می‌دانیم کمتر از سه ماه دیگر به انتخابات ریاست‌جمهوری آمریکا باقی‌ مانده است. گرچه دو حزب آزادی‌خواهان و حزب سبز نیز در انتخابات شرکت می‌کنند اما رقابت اصلی بین دموکرات‌ها و جمهوری‌خواهان با نامزدی آقای اوباما و رامنی است.

خانم «جیل استیل» کاندیدای حرب سبز است که حزبی جوان به شمار می‌رود. حزب سبز از شرکت های خصوصی و یا حامیان مالی متمول کمک مالی قبول نمی‌کند و از بازی رقبایی مانند باراک اوباما و یا میت رامنی عقب مانده است. جیل استین می‌گوید همین امتناع از دریافت کمک‌های عظیم مالی شرکت‌های خصوصی، برای بسیاری از رای‌دهندگان آمریکایی جذاب است. او می‌گوید وارد رقابت‌ها شده است تا به مردمی که از سیستم دو حزبی حاکم در سیاست آمریکا خسته هستند، راه سومی را ارائه کند. دغدغه‌های حزب سبز وسیع هستند. در برنامه ای که آنها ارائه می‌کنند موضوع‌هایی مثل محیط زیست، بهبود اقتصاد، سیستم آموزشی و کاهش فقر در صدر لیست قرار دارند. در بعد سیاست خارجی، نماینده این حزب می گوید هدف، کاهش دخالت های نظامی آمریکا در کشورهای خارجی و کوچک‌تر کردن نیروی نظامی است. (+)  دیگر نامزد گم‌نام انتخابات آمریکا «گری جانسون» از حزب آزادی‌خواهان است.

میت رامنی اظهارات جنجال‌برانگیز زیادی داشته است. اما فکر می‌کنم او اکنون خوشحال است چراکه سیاست‌مدارِ خوش‌شناس و جسور یعنی پل رایان که نمایندگی ایالت ویسکانسین  را بر عهده دارد و از پیش خدمتی در مک دونالد، تا مربیگری بدنسازی را امتحان کرده است، کنار دست میت رامنی‌ست. (+) شاید او بتواند بر بخشی از گاف‌ها و سوتی‌های میت رامنی سرپوش بگذارد. چنان‌که بی‌بی‌سی‌ نوشت «هدف میت رامنی از سفر شش روزه‌اش به خارج این بود که نشان دهد در سیاست خارجی از تبحر یک رئیس جمهور برخوردار است. اما آن‌قدر در این سفر گاف داد که دموکرات ها گفتند حتی جورج بوش، “سلطان سوتی های ریاست جمهوری”، روسفید شد.» (+)

میت رامنی با سیاست جمهوری‌خواهانه‌اش و رفاقت دیرینه‌ای که با بنیامین نتانیاهو دارد، احتمالاً خوب می‌تواند روی اسرائیلی‌ها برای کمک‌های انتخاباتی حساب باز کند. جمهوری‌خواهان حداقل تا قبل از انتخابات آمریکا، برای تقویت برنامه‌های انتخاباتی هم که شده مجبور هستند بر طبل جنگ با ایران بکوبند (+) و دموکرات‌ها را به سهل‌انگاری در قبال برنامه‌ی هسته‌ای ایران متهم کنند. از طرفی دموکرات‌ها هم برای این‌که از قافله عقب نمانند چنین سیاستی را در قالب‌های تحریم و فشار اقتصادی و همان گزینه‌های روی میز، دنبال می‌کنند.

همین الان که سری به سایت روزنامه‌ی واشنگتن پست زدم با آخرین نظرسنجی در مورد انتخابات آمریکا روبرو شدم که حاکی از برتری میت رامنی است (+). این نظر سنجی که در دو روز پیش منتشر شده است، نشان می‌دهد که در حال حاضر میت رامنی با ۴۷ درصد آراء از اوباما با ۴۶ درصد آراء جلوتر است. البته قبل از انتخابات ریاست‌جمهوری ایران، واشنگتن پست پیش‌بینی کرده بود که آقای احمدی‌نژاد پیروز انتخابات است (+). حال ببینیم پیش‌بینی جدید روزنامه‌ی واشنگتن پست باز هم درست از آب در می‌آید یا نه؟ نظر شما چیست؟ میت رامنی پیروز انتخابات آتی آمریکاست یا اوباما؟

نمودار پیش‌بینی نتایج انتخابات آمریکا


پیشنهاد می‌کنم که نوشته‌های این وبلاگ را از طریق خوراک وبلاگ، دنبال کنید.

پول خرج کردن کاندیدای مجلس

بهمن ۱۲ام, ۱۳۸۸ | نوشته‌شده به دست عادل شجاعی در اجتماع و فرهنگ - (بدون دیدگاه)

کم کم به انتخابات مجلس شورای اسلامی نزدیک تر میشیم و تو عیدهای قبلی که کمتر پیامکی میدیدم ولی این عید قربان چند نفری که بوی کاندیدا شدنشون به مشام میرسه پیامک های تبریک به صورت اتوماتیک فرستادند.دانشگاه ما هم که سال و ماه می گذره و کسی نمیاد، برخی این روزا خوب سر و کلشون پیدا میشه!!!

مساله اینه که چرا برخی حاضرند به هرطریقی که شده نماینده مجلس شوند! فلانی خرج در حد میلیاردی می کنه تا خودش رو با هر وسیله ای از جمله خریدن رای، به مجلس بکشونه. وقتی مردم کنگان و یا عسلویه و یا هر جای دیگه ای حاضر باشند با گرفتن مقداری پول رای خودشون رو به یه آدمی بدهند که اصلا صلاحیت شرکت در انتخابات رو نداره، نباید انتظار داشت کنگانی بهتر از این داشته باشیم.(اشاره به شخص خاصی ندارم و این کار از هر کس سر بزند مذموم است… )

مسلما کاندیدایی که تو کنگان حاضر میشه اینقدر خرج کنه، میشه به راحتی نتیجه گیری کرد که بعدا که وارد مجلس شد از هر طریقی مقدار خرجی که صرف تبلیغات انتخاباتی کرده رو در بیاره.کسی که واقعا هدفش خدمت به مردم باشه بعید می دونم حاضر باشه در حد وسیع و سرسام آور خرج تبلیغات انتخاباتی کنه.

واقعا تاسف می خورم وفتی برخی جلسات علنی مجلس شورای اسلامی رو از تلویزیون تماشا می کنم و میبینم نمایندگانی که باید به فکر یه ملت باشند و ناسلامتی تو خانه ملت! هستند، موقع سخنرانی و نطقی که باید روش بحث بشه عده ای دارند چرت می زنند و خوابیده اند و عده ای هم که تعدادشون کم نیست غایب هستند! نمونه بارزش برید فیلم رای اعتماد وزیر راه آقای بهبهانی رو ببینید تا بفهمید چقدر برخی نمایندگان مجلس بی مسئولیت هستند… که البته این یک نمونه هستند که الان مصداقش تو ذهنم بود.

امیدوارم مردم کنگان تو انتخابات پیش رو فریب تبلیغات رو نخورند و کاندیدایی که باسواد تر،دلسوزتر، متعهد تر و مستقل تر باشه رو انتخاب کنند. که البته این صفات نسبی هستند و باید از گزینه های موجود بهترین رو انتخاب کرد…