شاید شما هم با سایت اینترنت آرشیو آشنا باشید. این سرویس میلیاردها صفحه از اینترنت را در خود ذخیره کرده است. اگر یک مقاله در سایتی وجود داشته است که اکنون آن سایت و یا آن صفحه از سایت در دسترس نیست، احتمالاً به کمک این سایت می‌توانید به آن مقاله دسترسی پیدا کنید.

سایت Internet Archive از چند نظر می‌تواند اهمیت داشته باشد. نخست این‌که وبلاگ‌نویسان و اهالی رسانه باید توجه کنند که پاک کردن مطالبشان به معنای در دسترس نبودن و فراموش شدن آن مطالب نیست. اگر مطالبی را می‌نویسید، باید تمامی پیامدهای احتمالی آن را نیز در نظر بگیرید. اگر یک مطلب جنجالی را در سایت یا وبلاگ خود درج می‌کنید، به این فکر کنید که حتی با پاک کردن این مطلب، چند سال دیگر این مطلب برای همگان در دسترس است. پس پیش از نوشتن، خوب فکر کنید!

نکته دوم این است که برخی از سایت‌ها و وبلاگ‌های خوب را می‌توان دوباره بازسازی کرد. از جزئیات قانونی و حقوقی این کار اطلاعی ندارم. باید دقیق بررسی شود. دستِ‌کم می‌توان به صفحاتِ سایت‌های خوبی که انبوهی از مقالات باکیفیت را در خود جای داده بودند، دوباره دسترسی پیدا کرد.

هفته نامه شهروند امروز

مطالب خیلی خوبی به صورت آنلاین در  وبلاگ و سایت هفته‌نامه «شهروند امروز» (با سردبیری محمد قوچانی) زمانی در دست‌رس بود.  اکنون چندین سال است که تمامی مطالب حذف شده‌اند. مطالب وبلاگ هفته‌نامه «شهروند امروز» ابتدا پاک شد و پس از مدتی، مطالب دیگری جای آن را گرفت و آن وبلاگ کارکرد دیگری یافت. اکنون به کمک سایت اینترنت آرشیو می‌توان به مطالب سایت یا وبلاگ دوباره دسترسی پیدا کرد. اگر یک کیگ پیدا شود و بتواند یک بایگانی منظم از مطالب شهروند امروز به صورت آنلاین پدید آورد، عالی خواهد بود.

برای نمونه مقاله «سید جمهوری‌خواهان» نوشته رضا خجسته‌رحیمی دیگر به صورت آنلاین در هیچ سایتی در دسترس نیست. اما به کمک اینترنت آرشیو، می‌توان این مقاله را از وبلاگ هفته‌نامه شهروند امروز به صورت آنلاین خواند. امیدوار ام کسی پیدا شود و یک موتور جست‌وجوی قوی بسازد که بتواند در سایت اینترنت آرشیو جست‌وجو کنیم.

اخیراً فرصت یافتم که کتاب «امکان، سی کار که به جای دانشگاه رفتن یا مسافرکشی می‌توان کرد.» را بخوانم. نویسنده این کتاب، علی سخاوتی است که این کتاب را در سایتش به صورت رایگان در اختیار کاربران اینترنت گذاشته است. در مجموع کتابی‌ است خوب و خواندنی. خواندن این کتاب را نه تنها به افرادی که دانشگاه نرفته‌اند، بلکه به فارغ‌التحصیلان دانشگاه و دانشجویان هم پیشنهاد می‌کنم.

بخشی از کتاب:

«هر سال نزدیک به یک میلیون نوجوان هجده ساله در کنکور یا همان آزمون ورودی دانشگاه‌ها شرکت می کنند. مغز آنها در طی سالها آموزش مادون متوسط شستشو داده شده است تا باور کنند دانشگاه رفتن تنها گزینه آنها در زندگی است. آنها باور کرده‌اند که اگر دانشگاه نروند زندگیشان تباه می‌شود و دیگر به درد هیچ کس و هیچ چیز نخواهند خورد.»

« کتاب امکان حاصل سال‌ها تجربه شخصی خودم و همچنین سال‌ها مطالعه و یادگیری از زندگی و آثار انسان‌های بزرگی است که از هزاران سال پیش تا به امروز برای تحقق استعدادها و خلاقیت انسان‌ها، فکر و تلاش کرده‌اند. بیست سال پیش کسی نبود که به من و دوستانم راه دیگری به جز دانشگاه رفتن را نشان بدهد. بیست سال پیش دسترسی به اینترنت هم وجود نداشت. بیست سال پیش نطفه انقلاب اطلاعاتی تازه داشت بسته می شد. بیست سال پیش همه ما در یک دوران تاریخی متفاوتی زندگی می‌کردیم. دوران ماقبل اینترنت.»

«سی ایده‌ای که در در این کتاب مطرح کرده‌ام، فقط برای نوجوان‌های هجده ساله نیستند. هر کسی در هر مقطعی از زندگیش می تواند از این ایده‌ها و یا ایده‌های مشابه، بهره ببرد. مثلا کسی که با بحران میان‌سالی مواجه شده است. کسی که کارش را دوست ندارد. کسی که…»