اصلاح‌طلبان بیشتر بیندیشند.

مرداد ۲۶ام, ۱۳۹۲ | نوشته‌شده به دست عادل شجاعی در سیاست - (۲ دیدگاه)

سه  تن از وزیران پیشنهادی آقای روحانی، نتوانستند از مجلس رای اعتماد بگیرند. مشهود است که دست‌ِکم، عدم توفیق محمدعلی نجفی و مسعود میلی منفرد برای تصدّی وزارت، به گرایش‌ها و فعالیت‌‌های سیاسی آنان مربوط می‌شد و غالب اصول‌گرایان در شایستگی علمی این دو، شک و شائبه‌ای نداشتند.

در این میان، محمدعلی نجفی، وزیر پیشنهادی آموزش و پرورش، با این‌که اکثریت مجلس با او موافق بودند اما تنها یک رای کم داشت که به حد نصاب برسد و بتواند وزیر آموزش و پرورش شود. (+)  امثال آقایان رسایی و زاکانی (گرچه هر دو را به یک دیده نمی‌نگرم.) اگرچه پیروز این میدان نبودند، امّا توانسته بودند بر فضای حاکم بر مجلس تاثیرگذار باشند. از چند مورد خاص که بگذریم، نماینده شهرستان‌ها نسبت به نمایندگان تهران، عمل‌کرد بهتری در دفاع از کابینه پیشنهادی آقای روحانی داشتند. دلیل این امر را کجا باید جُست؟

حدود ۵۰ درصد از مردم تهران، در انتخابات ریاست‌جمهوری ۹۲ شرکت کرده‌اند (+) و درانتخابات شورای شهر هم، مشارکت مردم تهران چیزی در حدود ۴۵ درصد بوده است (+). نمایندگان مردم تهران که اکنون بر صندلی‌های مجلس تکیه زده‌اند، از دلِ انتخاباتی بیرون آمده‌اند که مشارکت مردم در حدود ۴۸ درصد بوده است. (+)

در همین زمینه، آرمان امیری با تحلیل آمارها، نوشته بود: «آقای روحانی، در سه کلان‌شهر اول کشور آرایی زیر میانگین کلی آرای خود کسب کرد. تنها نامزدی که مورد حمایت جریان اصلاح‌طلب یا تحول‌خواه قرار گرفت در تهران ۴۴ درصد، در اصفهان ۴۷ درصد و در مشهد تنها ۳۸ درصد آرا را به خود اختصاص داد. یعنی اگر فقط همین کلان‌شهرها مرجع انتخابات بودند، روحانی دست‌کم در دوره اول به پیروزی نمی‌رسید، اما وضعیت در شهرستان‌های کوچک به کلی متفاوت بود. در شهرستان‌های «پیرانشهر، مهاباد، سقز، بانه، بستک و خمیر» روحانی بیش از ۸۰ درصد آرا را به خود اختصاص داد و در «بندر گز، سیرجان، مهمیز، صدوق و بافق» چیزی بین ۷۰ تا ۸۰ درصد آرا را کسب کرد تا در نهایت به مدد این مناطق غالبا محروم بتواند در همان دور نخست پیروز انتخابات شود.»

نتیجه تحریم انتخابات را ببینید؛ تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل…

«مردک الاغ اگر دشمن موجود بود که کار ما به این سختی نمی‌شد! دشمن را باید خلق کنیم. تولید کنیم. آن هم تولید متنوع و رنگارنگ و انبوه […]. من قبول می‌کنم که بعضی از دلایل اهمیت دشمن را، مثل کودکان، جمله به جمله به شما بیاموزم به این شرط که شما هم همه‌ فحش‌های مرا به خودتان پذیرا شوید:

۱- کسی که شما می توانید همه ضعف ها و کم کاری‌هایتان را بر گردن او بیندازید.
۲- دشمن یعنی چیزی که شما می‌توانید مردم را با آن بترسانید تا ناگزیر به آغوش شما پناه بگیرند.
۳- دشمن یعنی کسی که اگر کاری کردید با وجود او مهم تر جلوه اش دهید و اگر نکردید او را مقصر جلوه کنید.
۴- دشمن یعنی کسی که وقت و بی‌وقت به او فحش دهید ، به آنکه جواب فحش بشنوید.
۵- دشمن یعنی کسی که حواس مردم را پرت او کنید تا هوس نکنند از شما چیزی بخواهند.
۶- دشمن یعنی مترسکی که با آن می‌توانید بچه های بزرگ را بترسانید.
پس دشمن در یک کلمه یعنی: لولو»

این‌ها بخش‌هایی از فصل یازدهم کتاب «دموکراسی یا دموقراضه» نوشته سید مهدی شجاعی است. کتابی که نتوانست پس از انتخابات ۱۳۸۸ مجوز دریافت کند امّا اینک پس از چهار سال توانسته است خود را به کتاب‌فروشی‌ها برساند.

حسن روحانی محمود احمدی نژاد بنیامین نتانیاهو

اخیراً بنیامین نتانیاهو گفته است: «حسن روحانی از رییس جمهور قبلی انتقاد می کند که چرا گرگی در لباس گرگ بوده است. استراتژی روحانی گرگ در لباس میش است.» هم‌چنین جک استرا وزیر امور خارجه پیشین بریتانیا در گفت‌وگو با BBC، گفته است: «دست راستی‌های آمریکا و اسرائیل به داشتن دشمن نیاز دارند. آنها سیاست‌هایشان را در مقابل دشمن تعریف می‌کنند. برای مدت‌ها دشمن مورد نظر آنها شوروی یا چین بود. […] حالا هم که عراق دیگر دشمن ما نیست، نوک پیکان بسوی ایران گرفته شده است. آنها از نظر روانی به این وضع نیاز دارند تا بتوانند کارها را پیچیده کنند.»
نتانیاهو خوب می‌داند که روحانی، احمدی نژاد نیست که بهانه به دست او دهد که بتواند سیاست‌های رادیکال خود را توجیه کند. در صورتی که حسن روحانی بتواند روابط صمیمی‌تری با اروپا برقرار کند، اسرائیل بیشتر به حاشیه رانده خواهد شد. اگر حسن روحانی بهانه‌ای برای جنگ‌طلبی به بنیامین نتانیاهو ندهد، رفتار پرخاشگرانه و تهاجمی او در داخل و خارج از اسرائیل توجیهی نخواهد یافت و موقعیت‌شان، در داخل اسرائیل و در اروپا تضعیف خواهد شد. ممکن است هدف نتانیاهو از چنین پرخاشگری‌هایی، واکنش متقابل حسن روحانی باشد؛ در هر صورت بی‌توجهی روحانی بهترین پاسخ خواهد بود. ناخواسته، رادیکال‌ها‌ در میدان سیاست، خیلی خوب با هم بازی می‌کنند؛ در همین بازی‌های سیاسی است که  تداوم یک سیاست تهاجمی را توجیه می‌کنند و بر مشکلات درون کشور سرپوش می‌گذارند.

منبع عکس

علاقه من به شعر حافظ از دو جا شروع شد؛ اوّل جایزه‌های پدرم برای خواندن و حفظ اشعار و ابیات حافظ در کودکی، و دوم هم خواندن بخش‌هایی از حافظ‌‌نامه بهاالدین خرّم‌شاهی. وقتی از خستگی روز به ستوه آمده باشم، سراغی از شعر و موسیقی می‌گیرم. در هر صورت دیوان حافظ ته قفسه کتاب‌ها بود و بی‌خیال درآوردنش شدم و مثنوی معنوی را که دم‌ِ دست‌ تر بود باز کردم و شروع به خواندن کردم. بیتی رسیدم که دو موضوع را در ذهنم زنده کرد. موضوع اوّل عمل‌کرد کاندیداهای اصول‌گرایان در انتخابات ریاست‌جمهوری ۹۲ بود. بیت مولوی چنین بود: (دفتر دوم، صفحه ۲۵۳، بیت ۲۵۴۶)

              قلعه سلطان عمارت می‌کند                            لیک دعویّ امارت می‌کند

بسیاری از عمل‌کرهای اصول‌گرایان سبب پیروزی آقای روحانی شد؛ شایعه بازنگری شورای نگهبان در صلاحیت آقای روحانی، یک‌پارچه نبودن اصول‌گرایان و حتی دفاع غیرمستقیم از عمل‌کرد تیم آقای روحانی در مذاکرات هسته‌ای و… این‌ها همه در حالی بود که همه‌ی کاندیداهای اصول‌گرایی دعوی امارت و پیروزی داشتند امّا ناخواسته داشتند قلعه سلطان را عمارت می‌کردند.
(مراد من از «قلعه سلطان» پیروزی آقای روحانی است نه آقای روحانی!)

موضوع دوّمی که در ذهنم زنده شد، به پاسخ متوسط آقای عبدالکریم سروش با عنوان «عمارت کردن قلعه سلطان» در کتاب «قبض و بسط تئوریک شریعت» (ص ۵۶۵) به منتقدان خود برمی‌گردد.

باز هم ملّت ایران نشان داد که اگر اراده کند، می‌تواند و می‌شود. مردم پیش‌بینی ناپذیری خود را به خوبی نشان دادند. در حالی که بسیاری از نظرسنجی‌ها حکایت از دور دوّم انتخابات ریاست جمهوری داشت، آقای روحانی توانست در دور اوّل انتخابات پیروز شود. خوشحال ام که امید را در چهره و کلام بسیاری از دوستانم می‌بینم. آقای روحانی بدون آن‌که به سفرهای متعدد انتخاباتی برود، توانست در روستاها هم نفوذ کند. این انتخابات نشان داد که نباید به فاصله‌ی فکری و فرهنگی شهر و روستا باور داشت. ملّت یک‌پارچه است. ملّت ما اگر اراده کند می‌تواند خاتمی، احمد‌ی‌نژاد و یا روحانی را برگزیند. دوره‌هایی که هر کدام حاصل و برآیند اندیشه‌های مردم، در دوره‌های پیش از خود است.

به یاد داشته باشیم که پس از فتح مکّه برخی از یارانِ پیامبر اسلام گفتند که امروز روز انتقام است امّا پیامبر گفت: امروز روز بخشایش است. به یاد داشته باشیم که نباید هیجان ناشی از پیروزی را، با طعنه و کنایه به هواداران سایر نامزدها، بیرون ریخت.

صبح جمعه ساعت ۷ صبح به مسجد امام صادق (ع) کنگان رفتم. تازه صندوق آراء را آورده بودند. پس از نشان دادن صندوق خالی به نمایندگان نامزدها، صندوق آراء را پلمپ کردند. جریان رای‌گیری نسبتاً آرام بود. ساعت ۸ صبح رای‌گیری آغاز شد. بجز چند دقیقه‌ای در ظهر، تا آخرین ساعت رای‌گیری، صف رای‌دهندگان خلوت نشد. مسئولین برگزارکننده هم، افراد شناخته شده و معتمدی بودند. به دلیل جمعیت زیاد تا حدود ساعت ۱۲ شب، فرآیند رای‌گیری ادامه داشت. حدس می‌زدم که تهران باید بسیار شلوغ‌تر باشد.

انتخابات ریاست جمهوری و شورای شهر کنگان

نزدیکی‌های ظهر بود؛ یکی از دوستان که هوادار سرسخت یکی از طیف‌ها است، مرا دید و هنگامی که فهمید به چه کسی رای می‌دهم، چنان ابرو در هم کشید و ناراحت شد و اخم کرد که گمان بردم می‌خواهم به فردی جنایتکار رای دهم. بدون آن‌که چیزی گفته باشم و از هدفم آگاه باشد، گفت که تفکر اصلاحات، تفکر مرده‌ای است. گفتم می‌شود در موردش صحبت کرد. نماینده آقای جلیلی هم که از دوستان قدیمی‌ بود حضور داشت. با هم شروع کردیم به صحبت کردن. از سیره‌ی پیشوایان دینی در برخورد و همگرایی با دیگران شروع کردم تا به سید جمال و امام موسی صدر رسیدم. کمی هم از احسان نراقی گفتم. همین خوشحال‌ام کرد که چند ساعت بعد گفت که نظرم در مورد جریان اصلاحات عوض شد. پس از پیروی آقای روحانی هم تماس گرفت و تبریک گفت. نماینده آقای ولایتی که از فامیل‌هایمان بود، گفت که به آقای روحانی رای داده است! شمارش آراء ریاست جمهوری هم تا حدود ۲:۳۰ و آراء شورای شهر تا حدود ۶ صبح ادامه داشت. شمارش چند بار و در حضور نمایندگان نامزدها صورت گرفت و شفاف و دقیق بود.

اگرچه جریان اصلاحات از آقای روحانی حمایت کرد امّا باید پذیرفت که آقای روحانی یک اصلاح‌طلب نیست. می‌توان او را یک اعتدال‌گرای نزدیک به اصلاحات پنداشت که در خط میانه‌ی سیاست ایران بازی می‌کند و پتانسیل اعمال تغییرات گسترده هم دارد. باید دید که چیدمان وزرای او چگونه است تا پس از آن تحلیل کرد که سیاست پیشبینی‌ناپذیر داخلی و خارجی ایران در چهار سال آینده چگونه رقم خواهد خورد. از آن‌جا که حامیان آقای روحانی محدود به اصول‌گرایان و یا اصلاح‌طلبان نیست، تنوع انتظارات زیاد خواهد بود. انتظار می‌رود که حامیان آقای روحانی، در موضع حمایت از او باقی نمانند و به سیاست‌های او منتقدانه بنگرند.