پذیرفته‌شدن و انتشار یک دروغ یا خبر جعلی در جامعه، حکایت از آمادگی ذهن مردم آن جامعه برای پذیرش آن دروغ دارد. این‌که اکنون یک خبر تاریخی را (با فرض جعلی بودن) متواتراً در کتاب‌های تاریخی مشاهده کنیم، نشان‌گر آن است که آن جامعه آمادگی این را داشته که این دروغ را بپذیرد و احتمالاً این دروغ، در آن زمان و مکان، چندان غیرقابل‌باور و افسانه‌وار نبوده است.

سه نقد بر شیوه ی آمار دهی مسئولین

بهمن ۲۱ام, ۱۳۹۰ | نوشته‌شده به دست عادل شجاعی در سیاست - (بدون دیدگاه)

یک روز به ۲۲ بهمن ماه هست و در آستانه جشن پیروزی انقلاب اسلامی ایران هستیم، برخی از این فرصت استفاده می کنند و آمار ها و ارقامی را ارائه می دهند و با تحلیل های خود حقیقت را وارونه جلوه می دهند و هر منتقدی را به راحتی با اتهام هایی نظیر سیاه نمایی و … از صحنه حذف می کنند.

در این مطلب قصد دارم سه نقد را بر شیوه ی آمار دادن مسئولان و همچنین صدا و سیما وارد آورم که امیدوارم انصاف را رعایت کرده باشم و قضاوت را به خوانندگان فهیم و باشعور  می سپارم.

انتقاد اول مربوط بیان کردن “رشد تورم” و “سرعت تورم” هست که گاهی عمدا یا سهوا و از روی نادانی اشتباه به کار می برند و بسیاری که فرق بین شتاب و سرعت را نمی دانند، به اشتباه می اندازند و در واقع شتاب برابر است با تغییرات سرعت به زمان یا همان مشتق اول سرعت و معمولا شتاب از نظر عددی مقداری کمتر از سرعت را دارد و بجای تورم (که در واقع نوعی سرعت است)، سرعت افزایش تورم یا شتاب تورم را ذکر می کنند. متاسفانه  اینگونه مغالطه ها در “سرعت” و “شتاب” مربوط به پارامتر های پیشرفت و پسرفت متاسفانه وجود دارد.

انتقاد دوم مربوط به نحوه ی ذکر افزایش ظرفیت نیروگاه ها و کارخانه ها و ظرفیت واحد های تولیدی صنعتی می شود که برخی مسئولین و همچنین صدا و سیما فقط می گویند ظرفیت به فلان اندازه رسید و به همین بسنده نمی کنند  و متاسفانه مقدار اولیه و درصد افزایش ظرفیت واحد های تولید را ذکر نمی کنند که مخاطب بتواند در ذهن خود مقایسه و قضاوت کند. این موضوع را مکررا دیده ام.

انتقاد سوم بیشتر به نحوه ی آمار دهی مسئولان و صدا و سیما در دهه فجر (که به شما دوستان تبریک عرض می کنم) مربوط می شود و اینکه بسیاری از مسئولین محلی و کشوری  و همچنین صدا و سیما وضعیت و پیشرفت های موجود را فقط با دوران شاه مخلوع مقایسه می کنند که کاری اشتباه است و ضمن اینکه پیشرفت های چشمگیر در سه دهه گذشته انقلاب اسلامی را منکر نیستم، به این شیوه انتقاد وارد می کنم چرا که سی و سه سال از آن زمان گذشته و اینگونه مقایسه کردن ما را به نتیجه صحیح سوق نمی دهد.

راه حل عملی چیست؟

راهکار عملی این است که بنگریم در سی و سه سال پیش و در زمان سقوط شاه، از لحاظ قدرت و نفوذ سیاسی، تکنولوژی و تولید علم، رفاه اجتماعی و پارامتر های مورد نظر در چه جایگاهی بودیم و آن نقطه را در نظر بگیریم و ببینیم در این سی و سه سال می توانستیم در چه جایگاهی قرار بگیریم و در سی سال اخیر کشورهای دیگر (مثل ژاپن و ترکیه) چقدر پیشرفت کرده اند و ما چقدر پیشرفت کرده ایم که البته در این مقایسه شرایطی مثل وجود تحریم ها و دفاع هشت ساله نیز باید در نظر گرفته شود.

عنوان چند خبر مرتبط از خبرگزاری های داخلی ایران:

تابناک به نقل از برخی مسئولین و نمایندگان مردم در مجلس نوشت: “آمار دولت در مورد بیکاری دروغ است.”   ( تاریخ انتشار: ۰۴ آبان ۱۳۹۰ ؛ کد خبر: ۱۹۹۹۰۶)

تابناک به نقل از کاتوزیان نماینده مجلس و رئیس کمیسیون انرژی نوشت: “دولت آمار دروغ می‌دهد” و “روند ارائه آمار از سوی دولت فریبکارانه است و قصد فریب مجلس را دارد.”

( کد خبر:  ۱۶۳۶۱۲؛ تاریخ انتشار: ۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۰)

به گزارش شفاف اسحاق جهانگیری وزیر سابق صنایع و معادن در گفتگو با شرق پیرامون دور
افتادگی از توسعه گفت: “آمارهای دولت به هیچ‌وجه کار‌شناسی نبوده و مبنای درستی
ندارد.”

(کد خبر: ۸۰۳۰۷ ؛ تاریخ انتشار: ۰۱ آبان ۱۳۹۰)

دروغ گویی

آذر ۲۰ام, ۱۳۹۰ | نوشته‌شده به دست عادل شجاعی در اجتماع و فرهنگ - (بدون دیدگاه)

هفته قبل که می خواستم از بوشهر بیام کنگان اتفاق جالبی برام افتاد که هم خنده داره و هم عبرت آموز.
رفتم برج که تاکسی بگیرم و برم کنگان. راننده ها ریختن سرم که کجا میخای
بری؟! گفتم کنگان. گفت بیا سوار شو حرکت کنیم. گفتم چند؟ گفت ۱۰ تومن. گفتم
ممنونم. گفت مگه چند میخای بری؟ گفتم ۷ تومن. گفت ۹ تومن بیا سوار شو.
گفتم هفت تومن! بعد چند دقیقه از نه به هشت و از هشت به هفت اومد و ما
سوار شدیم.
سه نفر پشت نشستیم و من وسط بودم. نفر سمت راستیم پشت سر هم دروغ می داد و
لاف می زد و همه باور می کردند کما اینکه بعضی هاش منم باور کردم! یهو گفت من لیسانسم آمریکا بودم و فوقم رو رومانی خوندم و مهندسی مکانیک خوندم!
منم یه خورده برام جذاب بود و سریع گفتم که ببخشید
آمریکا کدوم دانشگاه بودید؟  آخ آخ جاتون خالی! طرف جا خورد و اسم یه
دانشگاه هم بلد نبود! چنان تامل کرد که من خجالت کشیدم که ناخودآگاه طرف رو ضایع کردم و سرم رو زیر انداختم و آخرش گفت یادم نیست!!! آخه آدم چهار سال
دانشگاه درس بخونه اسم دانشگاهش بلد نباشه! گفتم کدوم ایالت بودید؟ بازم
اسم هیچ ایالتی بلد نبود و فقط تگزاس (Texas)
رو نصفش گفت و مطمئن هم نبود که درسته و سریع کمکش کردم و تمومش کرد!
خلاصه از هر دری و موضوعی هم یه دروغ و بلفی می زد و کم نمی آورد تا اینکه
راننده یه خاطره ی طولانی تعریف کرد که مضمونش این بود که یه مسافر تهرانی
خیلی دروغ میداده و راننده مسخره اون مسافره کرده بود و بوته های تو راه بوشهر- کنگان رو به عنوان زعفرون بهش معرفی کرده بود و خلاصه کلی هم دستش
انداخته بودند!

بالاخره تا اینکه به کنگان رسیدیم راننده کلی متلک بارش کرد! و اون مسافر
هم، آخر کار یواشکی بهم گفت که من خواستم جلو راننده کلاس بذارم. شوخی
کردم! و گفت که من آمریکا بودم ولی تو رستوران ها کارگری می کردم و ظرف می شستم و دانشجو هم نبودم!
گرچه این دفعه چیزی نگفتم ولی انگار باز هم دروغ می داد چون نه انگلیسی
حالیش بود (چند تا سوتی بد داد که معلوم شد بلد نیست!) و نه اسم یه ایالت آمریکا رو می دونست! من هم خودم
رو زدم به نفهمی یعنی اینکه قبول کردم!


۱-واقعا چه نیازی هست که آدم این قدر دروغ بده؟ آیا چیزی به شخصیت او اضافه شد؟

۲-چرا اینقدر دروغ میدیم در حالی که گفتنش سودی برامون نداره و از نگفتنش هم ضرر نمی کنیم؟

۳-قطعا برای اینکه انسان باشیم و انسان محترمی هم باشیم نه نیازی به آمریکا رفتن هست و نه فوق لیسانس مکانیک داشتن. شعور و احترام و اخلاق یه چیزی فرای این هاست.

نویسندگان بی‌صداقت

آبان ۳۰ام, ۱۳۹۰ | نوشته‌شده به دست عادل شجاعی در اجتماع و فرهنگ | کتاب - (بدون دیدگاه)

گاهی اوقات که کتاب‌های مختلف را می‌خوانم و یا ورق می‌زنم، مطالبی مطالعه می‌کنم که واقعا برایم تعجب‌برانگیز است. معلوم نیست نویسنده خودش فرد ناآگاهی بوده و یا اینکه خوانندگان کتابش را نادان فرض کرده است. در دنیای امروز که برخی قرن ۲۱ را قرن فناوری اطلاعات نامیده‌اند و همانند سیاستی که بر دسترسی ما بر اینترنت تاثیرگذار است، اینترنت نیز می‌تواند بر سیاست تاثیر بگذارد. در چنین زمانی این‌که دیگران را ناآگاه فرض کنیم نشان از ناآگاهی خودمان از مسائل پیرامون ماست. واقعا برای من بسی جای ابهام دارد که برخی نویسندگان چرا تلاش می‌کنند دلیل تراشی کنند. قطعا صداقت همراه با صراحت می‌تواند گره‌گشای خیلی از مسائلی باشد که برای جوانان به صورت یک چالش ذهنی درآمده است. شاید بهتر باشد در مورد مسائلی که کمتر می‌دانیم، کمتر اظهار نظر کنیم و در حیطه اطلاعاتی که در دسترس ماست، قضاوت کنیم.
ما انسان‌ها که معصوم نیستیم و کسی هم انتظار ندارد که هیچ‌گاه دچار خطا نشویم اما آنچه که به باور من یکی از ضرورت‌های کار هر فردی بنا به مسئولیت اوست،‌‌ همان صداقت و پذیرفتن اشتباهات و تلاش در جهت جبران آن است.