هند، کشوری است که بیش از ۱۷۷ میلیون مسلمان در آن زندگی می‌کنند. نزدیک به ۱۴٫۶ درصد جمعیّت این کشور را مسلمانان تشکیل می‌دهند (+). مسلمانان با این جمعیّت بزرگ در هند، در اقلّیت قرار دارند. اگر بنا باشد در چنین شرایطی، آن اقلّیت ۱۷۷ میلیونی، از برخی حقوق شهروندی خود هم‌چون برگزاری آیین‌های دینی و مذهبی، تبلیغ دین و یا گردهم‌آیی برای گرفتنِ حقوقِ خود، محروم و ناتوان باشند، چه خواهد شد؟ بیشتر بیندیشیم.

بشنــو از من سخنـی حـق پدر فرزنـدی         گر به رای من و اندیشه من خرسندی
چیست دانی سرّ دین‌داری و دانشمندی؟         آن روا دار که گـر بـر تـو رود بـپسندی

سعدی

پی‌نوشت: عنوان نوشته برگرفته از گلستان سعدی است.

معرفی کتاب: «دمکراسی»

آبان ۲۳ام, ۱۳۹۲ | نوشته‌شده به دست عادل شجاعی در سیاست | کتاب - (۳ دیدگاه)

یکی از کتاب‌های خوبی که در مورد دموکراسی خوانده‌ام، کتاب «دمکراسی»، نوشته‌ی آنتونی آربلاستر است. نویسنده در پیش‌گفتار نخست کتاب می‌نویسد: «ظاهراً رنجاندن خواننده مطلوب‌تر از سر بردن حوصله‌ی اوست. از این رو، در این کتاب از طرح مسائل بحث‌برانگیز خودداری نکرده‌ام.» نویسنده در این کتاب به خوبی توانسته است مهم‌ترین مسائل پیشِ روی دموکراسی را بشکافد و مورد بحث قرار دهد. نویسنده پرسش‌های پرشماری را پیشِ روی خواننده می‌گسترد و ذهن خواننده را درگیر این پرسش‌ها می‌کند و می‌کوشد به این پرسش‌ها پاسخ دهد.

انتشارات آشیان، این کتاب را با ترجمه‌ی حسن مرتضوی در ۱۷۶ صفحه منتشر کرده است.

book Democracy - Anthony Arblasterفهرست مطالب این کتاب، چنین است:

۱٫ مقدمه: تعریف دمکراسی

۲٫ اختراع دموکراسی

۳٫ ظهور مجدد دمکراسی

۴٫ سیاست مردمی

۵٫ حکومت مردم

۶٫ حکومت اکثریت و مسائل آن

۷٫ برابری و منافع عمومی

۸٫ نمایندگی و دمکراسی مستقیم

۹٫ رضایت، آزادی و گفت‌وگو

۱۰٫ نتیجه‌گیری: خلق دمکراسی

متن آغازین این کتاب در سال ۱۹۸۷ و پیش از فروپاشی شوروی نگاشته شده است. نویسنده در سال ۱۹۹۴ و پس از فروپاشی شوروی، تغییراتی را در کتاب داده است. این کتاب به خوبی از تاریخ دموکراسی در بریتانیا و چالش‌های تاریخی که دموکراسی با آن مواجه شده است، پرده برمی‌دارد و خواننده را در درک بهتر مسائل و ظرافت‌های دموکراسی یاری می‌دهد. خواندن این کتاب را به علاقه‌مندان فلسفه و علوم سیاسی توصیه می‌کنم.

جهل، بهانه‌ای برای آزاد نبودن.

اردیبهشت ۷ام, ۱۳۹۲ | نوشته‌شده به دست عادل شجاعی در اجتماع و فرهنگ | سیاست - (۲ دیدگاه)

دموکراسی، حکومت اکثریت نیست. حکومت اکثریت با نگه‌داشتِ حقوق اقلیّت است. اگرچه دموکراسی روشی ناقص و در برخی مسائل شاید متناقض به نظر برسد، امّا کم‌هزینه‌ترین روش شناخته شده است. در دموکراسی هر فرد یک رای دارد. رایِ یک اقتصاددان و یک پیرزنِ بادیه‌نشین یکسان است. از آن‌جا که ما سنجه‌ای دقیق برای تفاوت برتریِ بینش و نگرش افراد نداریم، حق همه در گزینش حاکمان یکسان است.

این یکسان بودن در عین کاستی، برتری‌های بسیاری نیز دارد. یکسان بودن آراء کمک می‌کند که مردم احساس کنند حکومت دست‌نشانده و برگزیده‌ی خودشان است و آسودگی خاطر داشته باشند و خود را شریک حکومت بدانند.

در دموکراسی خطا کردن یک امر پذیرفته شده است. اتّکا به خِرَدِ جمعی تنها راه ممکن و مطلوب است. جامعه و فرد با همین خطاهاست که رشد می‌یابد و پیشرفت می‌کند. گاهی نیاز است که مردم نتیجه‌ی خطا و اشتباه را ببینند تا از خامی به در آیند و پخته شوند.

شهید مرتضی مطهری در این باره می‌نویسد:

«اگر شما بخواهید این را به مردم تحمیل بکنید و بگویید شما نمی‌فهمید و باید حتماً فلان شخص را انتخاب بکنید، این‌ها تا دامنه‌ی قیامت مردمی نخواهند شد که این رشد اجتماعی را پیدا کنند. اصلاً باید آزادشان گذاشت تا فکر کنند، تلاش کنند… یک دفعه انتخاب کند، بعد به اشتباه خودش پی ببرد، باز دفعه دوم و سوم تا تجربیاتش کامل بشود و بعد به صورت ملّتی در بیاید که رشد اجتماعی دارد والّا به بهانه این‌که این ملّت رشد ندارد و باید به او تحمیل کرد، آزادی را برای همیشه از او بگیرند، این ملّت تا ابد غیررشید باقی می‌ماند. رشدش به این است که آزادش بگذاریم و او در آن آزادی ابتدا اشتباه هم بکند. صد بار هم اگر اشتباه  بکند، باز باید آزاد باشد.۱»

۱٫ مرتضی مطهری، پیرامون جمهوری اسلامی، ص ۱۲۱

وقتی دموکراسی پَس زده می‌شود.

فروردین ۱۴ام, ۱۳۹۲ | نوشته‌شده به دست عادل شجاعی در اجتماع و فرهنگ | سیاست - (۳ دیدگاه)

در سده‌ی هفدهم، در انگلستان، سلطنت‌طلبان معتقد به «حق الهی» پادشاه بودند و پادشاه را در برابر مردم پاسخ‌گو نمی‌دانستند. افرادی چوت توماس هابز و رابرت فیلمر در تحکیم بنیادهای ایدئولوژیکی برای حق الهی پادشاهان، تلاش‌های زیادی کردند. در مقابل فیلسوفانی چون جان لاک، آدام اسمیت و جان استورات میل تلاش‌های ارزنده‌ای در تبیین دموکراسی داشتند. بالاخره آزادی‌خواهان طرفدار پارلمان پیروز شدند و در نهایت پادشاه یعنی چارلز اول گردن زده شد. حتی بازگشت سلطنت هم دیگر سبب نشد آن «حق الهی» به پادشاه بازگردانده شود.

برای یک تغییر، باید اندیشه‌های مردم پرورش یابد. جامعه‌ای که از نظر فرهنگی و اجتماعی به بلوغ نرسیده باشد، راه به جایی نخواهد برد. اکنون در سده‌ی ۲۱ ام، دیگر سخنان هابز خریداری نخواهد داشت؛ امّا در قرن هفدهم به دلیل همان ناپخته بودن جامعه، سخنان هابز جلب توجه می‌کرد. همین قضیه در جامعه ما نیز صادق است. چنان‌که درمی‌یابم، فعالیت‌های فرهنگی و اجتماعی، بنیاد و بستر اصلاحات و توسعه سیاسی و اقتصادی است.

دشواریِ کنترل یک کشور پس از انقلاب و ایجاد یک قانون اساسی دموکراتیک و عمل به آن، اگر از انقلاب کردن فراتر نباشد، فروتر نیست. دموکراسی را نمی‌توان با سرنیزه به سایر کشورها هدیه کرد. آن هم کشوری که علاوه بر مشکلات اقتصادی، عامه‌ی مردم با مشکلات فرهنگی و اجتماعی دست به گریبان هستند. اهدای دموکراسی به کشورهایی که اکثریت مردم با مفاهیم دنیای جدید آشنایی ندارند، هم‌چون عضو پیوند‌شده‌ای است که بدن آن را پس می‌زند. طبعاً اگر پیش از تغییر رژیم در کشورهای عراق و مصر، مردم تساهل و تسامح را تجربه کرده بودند و فعّالان سیاسی و اجتماعی در نهادینه کردنِ فرهنگِ هم‌زیستیِ مسالمت‌آمیز کوشیده بودند، اکنون، پس از تغییر رژیم، با مشکلات کمتری روبرو می‌شدند.

طبعاً هیچ بهانه‌ای نمی‌تواند «حقوقِ طبیعی» مردم را نفی کند. این حقوق را کسی نداده که بتواند بازستاند. مراد من از توضیحات بالا، عدم تلاش برای رسیدن به دموکراسی نیست، بلکه داشتن چشم‌انداز و برنامه برای دوره‌ی پس از هر تغییر است.

دموکراسی در اسلام

آبان ۲۱ام, ۱۳۹۱ | نوشته‌شده به دست عادل شجاعی در دین و فلسفه | سیاست - (۱۳ دیدگاه)

اگر اکثریت مردم یک کشور، خواستار حکومتی دینی (با قرائتی سازگار با دموکراسی) باشند که بر اساس آن، حقوق اقلیت‌ها، آزادی‌های سیاسی و مدنی، حقوق شهروندی و… رعایت شود، همان معیارهای دموکراسی حکم می‌کند که افرادی که در این میان حقوقشان هم نفی نمی‌شود، تن به خواسته‌هایِ مشروعِ اکثریت دهند. این نوشتار، حکومت علی ابن ابی‌طالب را که احتمالاً حکومت مورد تایید بنیادگرایان نیز هست، از دیدگاه برخی معیارهای دموکراسی، مورد بررسی قرار می‌دهد و خطای ادعای آنان را آشکار می‌سازد.
این نوشته، به جای واکاوری مصادیق وضعیت دموکراسی در حکومت‌های دینیِ فعلی، شیوه‌ی حکومت‌داریِ ایده‌آل و مورد تایید مسلمانان را نشان می‌دهد و مقایسه حکومت‌داری امام علی (ع) با سایر نظام‌های دینی را به مخاطبان واگذار می‌کند.

دموکراسی‌ و آزادی‌های سیاسی، در حکومت علی، به عنوان خلیفه و پیشوای مسلمانان، یکی از زیباترین جلوه‌های حکومت اوست. دموکراسی را نه تنها در پذیرفتن حکومت، بلکه در تصمیم‌گیری‌ها و احترام به آراء مردم، در حکومت علی بن ابی‌طالب وجود داشته است. او اگرچه خود را شایسته‌ی حکومت کردن می‌دانست امّا باز هم در پذیرش حکومت به رای و نظر مردم احترام می‌گذاشت. علی بی ابی‌طالب در حکمت ۲۲ در نهج‌البلاغه می‌گوید: «حقّ حکومت از آنِ ما است، اگر [مردم] آن را به ما بدهند، و گرنه ترک شتر می‌نشینیم و راه خود را پیش می‌گیریم، هر چند که این شب‌روی به درازا کشد.» یعنی اگرچه خود را شایسته حکومت کردن می‌داند اما تنها در صورتی حاضر به پذیرش آن است که مردم نیز پذیرای آن باشند؛ او اعتقادی به برپایی حکومت دینی با زور و سرنیزه نداشت و برپایی حکومت دینی را مشروط بر پذیرش اکثریت مردم می‌دانست.

علی بن ابی‌طالب، در مورد حق حاکمیت مردم می‌گوید: «ای مردمی که این جا گرد آمده‌اید و من به خواست شما با شما صحبت می کنم، حکومت از آنِ خود شماست و هیچ کس حق ندارد کسی را بر سر کار بیاورد مگر این که شما خود بخواهید.»

امام علی (ع) معتقد است که مردم حق دارند که خلیفه و پیشوای مسلمین را نقد کنند. زیباتر این‌که خود، از این نقد استقبال می‌کند و می‌گوید: «آن سان که با جبّاران و سرکشان سخن می‌گویند با من سخن مگویید، و آن محافظه‌کاری‌ها را که با تندخویان و مستبدان روا می‌دارند ، با من روا مدارید و با  من به طور تصنّعی و با سازش‌کاری رفتار مکنید. مبادا گمان کنید که شنیدن حق بر من سنگین است. تصوّر نکنید که من خواهان آنم که مرا بزرگ انگارید زیرا هر کس که شنیدن حق یا عرضه شدن عدالت و دادخواهی نمودن بر او سنگین باشد، عمل به حق و عدالت بر او سنگین‌تر است. پس، از گفتن حق یا مشورت به عدالت و دادخواهی نمودن خودداری مکنید زیرا من در درونم خود را بالاتر از آن نمی‌دانم که خطا نکنم، مگر این که خداوند مرا در کار نفس کفایت کند که او از من بدان توانمندتر است. جز این نیست که من و شما فقط بندگان و مملوکان پروردگاری هستیم که جز او پروردگاری نیست.»

در مورد رفتار علی بن ابی‌طالب با مخالفانش هم تا زمانی که آنان دست به سلاح نمی‌بردند، او نیز کاری با آنان نداشت. نه آنان را به زندان می‌افکند و نه تبعید می‌کرد و نه با خشونت با آنان برخورد می‌کرد. با خوارج تا زمانی که دست به سلاح نبردند، مدارا کرد و حتی حقوق آنان را از بیت‌المال قطع نکرد. (+) این‌ها نشان از وجود آزادی‌های سیاسی و حفظ حقوق شهروندی مخالفان و منتقدان در زمان حکومت امام علی (ع) دارد.

پایداری نظام های دموکراتیک

شهریور ۲ام, ۱۳۹۱ | نوشته‌شده به دست عادل شجاعی در اجتماع و فرهنگ - (۴ دیدگاه)

پایداری نظام‌های دموکراتیک (مردم‌سالار) مانند یک سیستم کنترلی است. در صورتی که این سیستم از یک فیدبکِ (بازخورد) دقیق برخوردار باشد، این سیستم‌ها می‌توانند پایدار باشند. حال، سیستم‌هایِ حکومتیِ دارایِ بازخورد، زمانی می‌توانند به پایداری برسند که عملکردشان را بر اساس بازخوردِ مردم، تغییر دهند و خواست مردم را در تصمیم‌هایشان لحاظ کنند. این بازخورد باید بیانگر صدای ملت باشد؛ نه این‌که عواملِ بازخورد، بر اساس ملاحضات سیاسی، بازخوردی غیر واقعی به راس حکومت ارسال کنند. طبعا در حالتی که مکانیزم بازخورد هر سیستمی معیوب باشد، سیستم از کنترل خارج شده و ناپایدار می‌گردد. اگر یک نظام حکومتی ناپایدار شود، این حکومت به سمت فاشیسم و یا در حالت کلی، به سمت توتالیتاریسم (تمامیت‌خواهی) حرکت خواهد کرد.

پایداری سیستم های کنترلی

نمودار سمت راست یک سیستم پایدار و نمودار سمت چپ یک سیستم را نشان می‌دهد که به سمت ناپایداری حرکت می‌کند.