انقلاب صنعتی، دگرگونی‌های عظیمی در قرن هجدهم و نوزدهم میلادی بود که موجب استفاده از ماشین‌آلات به جای نیروی انسانی جهت تولید و فروش بیشتر بود. بسیاری معتقدند که انقلاب صنعتی از بریتانیا شروع شد (+) که تاثیرات مهم خود را بر ایالات متحده‌ آمریکا گذاشت. توسعه‌ی حمل و نقل، به کنترل در آوردن و بهره‌برداری بهینه از برق و بهبود فرایند‌های صنعتی، سه عامل عمده در صنعتی شدن آمریکا بودند. جدول زیر که  از سایت about گرفته شده، مهم‌ترین اختراعات و مخترعان انقلاب صنعتی را در آمریکا را نشان می‌دهد. ترجمه‌ی جدول به خوانندگان عزیز واگذار می‌شود.

Person
Invention
Date
James Watt First reliable Steam Engine ۱۷۷۵
Eli Whitney Cotton Gin, Interchangeable parts for muskets ۱۷۹۳, ۱۷۹۸
Robert Fulton Regular Steamboat service on the Hudson River ۱۸۰۷
Samuel F. B. Morse Telegraph ۱۸۳۶
Elias Howe Sewing Machine ۱۸۴۴
Isaac Singer Improves and markets Howe’s Sewing Machine ۱۸۵۱
Cyrus Field Transatlantic Cable ۱۸۶۶
Alexander Graham Bell Telephone ۱۸۷۶
Thomas Edison Phonograph, Incandescant Light Bulb ۱۸۷۷, ۱۸۷۹
Nikola Tesla Induction Electric Motor ۱۸۸۸
Rudolf Diesel Diesel Engine ۱۸۹۲
Orville and Wilbur Wright First Airplane ۱۹۰۳
Henry Ford Model T Ford, Assembly Line ۱۹۰۸, ۱۹۱۳

اگر بخواهیم اندکی واقع‌نگر باشیم، می‌بینیم که با گذشت سال‌ها، هنوز هم اقتصاد ایران بر پایه‌ی خام‌فروشی نفت است و این صنعت، جز در چند حوزه‌‌ی‌ محدود، توسعه‌ی چندانی نیافته است. با اعمال تحریم‌های بیشتر از سوی سازمان ملل، اتحادیه اروپا و هم‌چنین تحریم‌های یک‌جانبه‌ی ایالات متحده، توسعه‌ی صنعت ما با مشکلات بیشتری نیز دست به گریبان شده است.

اگر بخواهیم به طور کلی، عواملی را که بر توسعه نیافتن صنعت ایران تاثیر‌گذار  بوده‌اند را برشمریم، می‌توانیم اجمالا مواردی همچون، تخصص نداشتن برخی مدیران صنایع، تحمیل نیروی انسانی از یک نهاد غیر مرتبط به صنعت، تحریم‌های بین‌المللی، عدم مشارکت فعالانه دانشگاه در توسعه‌ی صنعت و پیش از آن، عدم حمایت صنایع از دانشگاهیان را نام ببریم.
متاسفانه شرایط صنعت حاکم بر ایران به گونه‌ای است که این صنعت بر پایه‌ی تولید علم دانشگاهیان کشور نیست و اکثریت قاطع صنایع، بر اساس طراحی‌های شرکت‌های حارجی هستند.

حکایت دانشگاه:

متاسفانه در دانشگاه‌های ما، آموزش‌ها براساس خواست‌ها و نیازهای صنعت کشور نیست و فقط به تئوری‌های محض اکتفا می‌شود و یک فارغ‌التحصیل رشته مهندسی، آشنایی کمی با تجهیزات مورد استفاده در صنعت دارد. انواع محاسبات یک مبدل حرارتی را آموخته، اما هنوز در عمل نمی‌داند دستگاه مقابلش یک مبدل حرارتی است یا یک درام افقی و یا یک جداکننده!

مشکل دیگر، هدف‌مند نبودن تحقیقات دانشگاهی است که ضمن ارزشمند بودن، در راستای حل معضلات صنعتی کشورمان نیست و دردی از صنعت را دوا نمی‌کنند. انسان‌های بسیار مستعد و کوشایی در دانشگاه‌ها هستند اما متاسفانه از توان آن‌ها در راستای صنعتی شدن پروژه‌ها و حل مشکلات صنعت استفاده نمی‌شود و غالبا بر ارائه مقالات در ژورنال‌های معتبر جهانی تمرکز دارند.

ارتباط علم صنعت و دانشگاه تکنولوژی پیشرفتمنبع عکس

حکایت صنعت:

صنعت فعلی ایران برگرفته از طراحی‌های شرکت‌های خارجی است. شرکت‌های خارجی این طراحی‌ها و تجهیزات را در قالب یک پکیج (بسته) به شرکت‌های ایرانی فروخته و احتمالا برای سال‌ها هم موادی همچون روغن‌ها و یا کاتالیست‌های صنعتی را به کشورمان می‌فروشند.
به یاد دارم که یکی از استادانم می‌گفت یکی از همین شرکت‌های خارجی، سال‌ها، کاتالیست یک راکتور را به قیمت گزافی به شرکت‌های پتروشیمی ایران می‌فروخته‌اند. سال‌ها بعد پژوهش‌گران ایرانی متوجه شده‌ بودند که این کاتالیست گران‌قیمت چیزی نبوده جز خاک رس!

مشکل دیگر صنعت این است که از واحد تحقیقات و توسعه (R&D) در بسیاری از صنایع فقط به صورت نمادین عمل می‌کنند و تاثیر قابل توجهی را در بهبود کیفیت، افزایش راندمان، کاهش هزینه‌ها و بهره‌وری بیشتر ندارند.

به دلیل نداشتن تجربه مناسب دانشگاهیان، غالبا صنعت به آنان اعتمادی ندارد و ترجیح می‌دهد پروژه‌های خود را به شرکت‌های بزرگ خارجی که ریسک کمتری هم برای آنان در پی خواهد داشت، واگذار کنند. مشکل دیگر صنعت این است که حاضر به ریسک و سرمایه‌گذاری در بخش‌های تولید مواد و قطعات نیست. صنعت‌گران کشور ما ترجیح می‌دهند ده‌ها سال‌ یک روغن صنعتی و یا کاتالیست و یا تجهیزات مختلف را وارد کنند اما حاضر نیستند چند سال روی تولید این مواد و قطعات سرمایه‌گذاری کنند.

این‌ها همه در حالی است که شرکت‌های چینی فقط یک بار لایسنس یک کارخانه را از طرف خارجی خریداری می‌کنند و در دفعات بعد، خودشان سعی در الگوبرداری از واحد صنعی می‌کنند اما در کشور ما اگر بخواهند دو پتروشیمی مشابه را بزنند، مجبور هستند دو بار لایسنس را از طرف خارجی و آن هم با هزار زحمت و قیمت بالا تهیه کنند.

شاید شرکت‌های دانش‌بنیان و یا شرکت‌های تحت نظر پارک‌های علم و فن‌آوری بتوانند بر پایه‌ی علم دانشگاهیان و متخصصان کشور، به طور منسجم‌تری نقش شرکت‌های کوچکی را بازی کنند که پل ارتباطی بین صنعت و دانشگاه باشند.

کشور‌های پیش‌رفته:

احتمالا شما هم می‌دانید که بخشی از کمک‌هزینه‌ای که دانشگاه‌های خارجی به دانشجویان می‌دهند از صنعت تامین می‌گردد. در واقع شرکت‌های صنعتی بخشی از پروژه‌ها و تحقیقات خود را به دانشگاه‌ها واگذار می‌کنند و استاد دانشگاه نیز این کمک‌هزینه (فاند) را به بهترین دانشجویانش اختصاص می‌دهد و مسئول مدیریت پروژه می‌شود. قطعا با اعمال چنین سیاستی، هم تحقیقات و پروژه‌های دانشگاهی هدف‌مند می‌شوند و هم صنعت کشور از یک‌نواختی در‌‌آمده و به سمت وضعیت بهتری حرکت می‌کند.

در مجموع، وقتی به این مشکلات می‌نگرم، پس از دولت، مسئولیت این عقب‌ماندگی را بیشتر متوجه صنعت می‌دانم تا دانشگاه. چرا که صنعت از نظر مالی دست بالاتر را دارد و آن‌ها هستند که به راحتی می‌توانند در این زمینه سرمایه‌گذاری کنند و دانشگاهیان را به سمت تحقیقات و پروژه‌های هدف‌مند سوق دهند.

این روزها در محافل آکادمیک و دانشگاهی بحث ضرورت استفاده از انرژی های نو بسیار داغ است به گونه ای که هر کس ژستی می گیرد و به سهم خودش از انرژی های نو طرفداری می کند بی آنکه به وضعیت اقتصادی و استراتژیک کشور نگاهی انداخته باشد.

یکی از روش های کاهش آلودگی هوا در دراز مدت جایگزین کردن سایر منابع انرژی از جمله انرژی های تجدیدپذیری همچون انرژی امواج دریا، بیو مس (زیست توده یا BioMass)، انرژی بادی، انرژی خورشیدی باشد که توسط سلول های خورشیدی جذب می شوند و یا استفاده از انرژی هسته ای است.

استفاده از انرژی هایی که در بالا به آن اشاره شد در کوتاه مدت بازده  اقتصادی ندارند ضمن اینکه این نوع انرژی ها مقطعی بوده (مثلا همیشه باد نمی وزد و یا آفتاب نمی تابد) و ذخیره آن ها خود چالشی بزرگ در مقابل جمعیت عظیم مصرف کننده انرژی هست و این نوع انرژی ها غالبا برای استفاده در مناطق دور افتاده دارای مزیت هستند.

ضمنا باید توجه داشته باشیم که مخزن گازی پارس جنوبی بزرگترین مخزن مشترک گازی در دنیاست که بین ایران و قطر مشترک است و در این بین قطری ها با کمک سرمایه گذاری خارجی و تکنولوژی ها پیشرفته مقدار بسیار بیشتری گاز نسبت به ما استخراج می کنند. این درحالی است که کشور ما تحریم است و با مشکلات مالی و تکنولوژیکی دست به گریبان هستیم و شرکت های بزرگ نفتی دنیا مثل توتال و شل دست از همکاری با ایران کشیده اند و هنوز ایران برای صادرات LNG و GTL  اندر خم یک کوچه است درحالی که قطری ها در حال تبدیل شدن به بزرگترین صادر کنندگان  LNG و GTL در دنیا هستند.

حال وقتی که ما در استفاده از منابع مشترک انرژی از هم سفره ای قطری عقب افتاده ایم چگونه می توانیم به انرژی های نو فکر کنیم؟ آیا بهتر نیست سعی در کاهش تحریم ها و جذب سرمایه گذاران خارجی داشته باشیم؟

گرچه پیشرفت های اخیر کشورمان ستودنی است اما باید اذعان داشت که ساخت یک ماده در مقیاس آزمایشگاهی تا تولید انبوده در مقیاس صنعتی زمین تا آسمان فرق می کند و باید بسیاری از مسائل اقتصادی را در نظر گرفت و تجربه ی کافی در این زمینه ها بدست آورد و سپس اقدام به ریسک های بزرگ کرد.

ضمن اینکه دولت نیز به دلیل درگیری با مسائل اقتصادی تمایلی چندانی به سخت گیری بر واحد های آلاینده آب و هوا ندارد چراکه اگر قوانین محیط زیستی بخواهد درست اجرا شوند برخی از پلایشگاه ها و شرکت های پتروشیمی فشارهای مالی سنگینی را باید پذیرا باشند.

با این اوصاف به نظر می رسد بهتر باشد که در کوتاه مدت و تا زمانی که سهم ما در برداشت از منابع مشترک نفت و گاز ناچیز است، بیشتر بر روی صنایع نفت و گاز و پتروشیمی تمرکز کنیم و سرمایه گذاری عمده بر این سه صنعت استوار باشد و در همین حال با فناوری های جدید، مشعل‌های پالاشگاه‌ها و پتروشیمی‌ها حذف و آلاینده های خروجی از اگزوز اتوموبیل ها و کارخانه ها کنترل شود.