چرا رای می‌دهم؟

فارغ از این‌که نتیجه انتخابات چه خواهد شد، تصمیم گرفته‌ام که در انتخابات شرکت کنم. در شرایط کنونی، دست‌ِکم بین بد و بدتر، بد را انتخاب خواهم کرد. من در انتخابات شرکت می‌کنم چون به حرکت آرام و از پایین اعتقاد دارم. در انتخابات شرکت می‌کنم چون می‌خواهم به هر گونه دگرگونیِ خشونت‌آمیز نه بگویم. ادعایِ قانون‌گرا بودن ندارم، امّا در انتخابات شرکت می‌کنم چون می‌خواهم از هر حرکتی خارج از چارچوب قانون اساسی کشورم نه بگویم.

به قانونی اساسی کشورم با تمام کاستی‌هایش باور دارم و معتقد ام که هر حرکت و حتی تغییر در قانون اساسی، فقط باید در چارچوب همین قانون اساسی صورت بپذیرد. بر این باور ام که قانون اساسی کشورم ظرفیت‌های بسیاری برای دفاع از حقوق و حاکمیت مردم دارد؛ ظرفیت‌هایی که باید شناخته و احیا شوند.

هم‌چون گذشته و در شرایطِ کنونی، قهرِ سیاسی را روشِ مناسبی برای رسیدن به خواسته‌هایم نمی‌دانم. شرکت‌ کردن در انتخابات نه ناشی از ترس است و نه منافع شخصیِ خاص؛ با تمام انتقاداتی که دارم، قهر نمی‌کنم. با امیدواری، تلاشی هر  چند کم‌صدا در جهت بهبود وضعیت کشورم می‌کنم.

گرچه به پیروز شدنِ نامزدِ مورد نظرم چندان امیدی ندارم، امّا امیدوار ام که بتوانم با یک رای که حقِ طبیعیِ من است، تاثیری هرچند کم‌صدا و اندک برجا بگذارم. می‌خواهم در عین انتقادات گسترده‌ای که دارم، دوباره تلاش را به جای قهر تجربه کنم.

به چه کسی رای می‌دهم؟

با تعاریف مختلف، ممکن است هم در دایره‌ی اصول‌گرایی جای بگیرم و هم در دایره‌ی اصلاح طلبی و یا این‌که از هر دو خارج شوم. اصلاح‌طلب و یا اصول‌گرا بودن چندان برایم مهم نیست، امّا هرگز محافظه‌کاری و اعتدال‌نمایی تصنعی را نمی‌پسندم. بر این باور ام که اصلاحات و توسعه‌ی اقتصادی باید با توسعه‌ی سیاسی هم‌راه باشد.

پیش‌تر نوشته بودم که توسعه‌ی اقتصادی اگرچه به توسعه‌ی سیاسی کمک بسیاری می‌کند امّا شرط الزامی نیست. نمی‌توان بدون توسعه‌ی سیاسی، چندان امیدی به توسعه‌ی اقتصادی داشت. به کسی رای خواهم داد که معتقد به هم‌گام و هم‌راه بودن اصلاحات و توسعه‌ی سیاسی و اقتصادی باشد. کسی که در گفتار جسارتِ حمایت از حقوق و حاکمیت مردم را نداشته باشد، کردارش نیز با گفتارش چندان تفاوتی نخواهد کرد.

پول خرج کردن کاندیدای مجلس

بهمن ۱۲ام, ۱۳۸۸ | نوشته‌شده به دست عادل شجاعی در اجتماع و فرهنگ - (بدون دیدگاه)

کم کم به انتخابات مجلس شورای اسلامی نزدیک تر میشیم و تو عیدهای قبلی که کمتر پیامکی میدیدم ولی این عید قربان چند نفری که بوی کاندیدا شدنشون به مشام میرسه پیامک های تبریک به صورت اتوماتیک فرستادند.دانشگاه ما هم که سال و ماه می گذره و کسی نمیاد، برخی این روزا خوب سر و کلشون پیدا میشه!!!

مساله اینه که چرا برخی حاضرند به هرطریقی که شده نماینده مجلس شوند! فلانی خرج در حد میلیاردی می کنه تا خودش رو با هر وسیله ای از جمله خریدن رای، به مجلس بکشونه. وقتی مردم کنگان و یا عسلویه و یا هر جای دیگه ای حاضر باشند با گرفتن مقداری پول رای خودشون رو به یه آدمی بدهند که اصلا صلاحیت شرکت در انتخابات رو نداره، نباید انتظار داشت کنگانی بهتر از این داشته باشیم.(اشاره به شخص خاصی ندارم و این کار از هر کس سر بزند مذموم است… )

مسلما کاندیدایی که تو کنگان حاضر میشه اینقدر خرج کنه، میشه به راحتی نتیجه گیری کرد که بعدا که وارد مجلس شد از هر طریقی مقدار خرجی که صرف تبلیغات انتخاباتی کرده رو در بیاره.کسی که واقعا هدفش خدمت به مردم باشه بعید می دونم حاضر باشه در حد وسیع و سرسام آور خرج تبلیغات انتخاباتی کنه.

واقعا تاسف می خورم وفتی برخی جلسات علنی مجلس شورای اسلامی رو از تلویزیون تماشا می کنم و میبینم نمایندگانی که باید به فکر یه ملت باشند و ناسلامتی تو خانه ملت! هستند، موقع سخنرانی و نطقی که باید روش بحث بشه عده ای دارند چرت می زنند و خوابیده اند و عده ای هم که تعدادشون کم نیست غایب هستند! نمونه بارزش برید فیلم رای اعتماد وزیر راه آقای بهبهانی رو ببینید تا بفهمید چقدر برخی نمایندگان مجلس بی مسئولیت هستند… که البته این یک نمونه هستند که الان مصداقش تو ذهنم بود.

امیدوارم مردم کنگان تو انتخابات پیش رو فریب تبلیغات رو نخورند و کاندیدایی که باسواد تر،دلسوزتر، متعهد تر و مستقل تر باشه رو انتخاب کنند. که البته این صفات نسبی هستند و باید از گزینه های موجود بهترین رو انتخاب کرد…