گفت‌وگو و جدال

دی ۱۸ام, ۱۳۹۳ | نوشته‌شده به دست عادل شجاعی در اجتماع و فرهنگ - (بدون دیدگاه)

در «جدل»، طرفین برای اثبات اندیشه خود و محکوم کردن دیگری وارد میدان می‌شوند. در این حالت افراد برای هر پرسش، پاسخی آماده در آستین دارند و چه بسا برای پیروزی در این میدان، از هر ابزار ناشایستی بهره بگیرند. آن‌ها حقیقت را در دستان خود می‌بینند و به دنبال کشف حقیقت نیستند و می‌کوشند با حسی برتری‌جویانه، فهم و دیدگاه خود را به دیگری اثبات کرده و بقبولانند.
امّا در «گفت‌و‌گو»، طرفین برای کشف حقیقت و دستیابی به فهم عمیق‌تر با هم روبرو می‌شوند. آن‌ها علاوه بر سخن گفتن، با فروتنی به شنیدن سخن دیگری نیز تمایل نشان می‌دهند و اگر با یکدیگر مخالف هم باشند، دستِ‌کم می‌کوشند یکدیگر را بهتر و بیشتر بفهمند.

چشم‌ها را باید شست.

آذر ۲۳ام, ۱۳۹۱ | نوشته‌شده به دست عادل شجاعی در روزنگاری‌ و مینی‌مال - (۶ دیدگاه)

با یکی از پاک‌بان‌های دانشگاه، حرف می‌زدم. از هر دری سخنی می‌رفت. از حقوق کم و اضافه‌کاری‌هایی که درست پرداخت نمی‌شد، از گرانی و مسائلی که شاید او بهتر از پشتِ میز و کامپیوترنشینان، لمس می‌کرد، می‌گفت. دوست نداشتم من هم “غمی بر غم‌ها” یش اضافه کنم. آن‌قدر مشکلات زیاد هست که هر کسی به اندازه کافی می‌خواند و می‌شنود و اعصابش خورد می‌شود. حال من بیایم چه بگویم. با خودم گفتم “همان به که از شکوه خاموش باشم.” روز قبلش حسابی باد وزیده بود. مردِ پاک‌بان لبخندی زد و گفت: «کار خدا رو می‌بینی؟ دیروز باد اومده و همه برگ‌ها این کنج جمع شده تا من راحت جمعشون کنم.» نگاه مرد به پدیده‌ای مثل وزیدن باد، برایم جالب بود. نگاه مثبتی که با لحن مرد، به امید آمیخته می‌شد.